تبليغاتX
هر چی بخواید

هر چی بخواید

اطلاعات عمو می

درباره ی امام حسین(ع)

ENGLISH

امام حسين(عليه السلام)

پرتوى از سيره و سيماى سالار شهيدان(عليه السلام)

ميلاد با بركت حضرت ابى عبداللّه الحسين(عليه السلام)، دومين فرزند امام على و فاطمه زهرا(عليهما السلام) بنا بر مشهور، روز سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدينه بوده است.
پس از ولادت، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نام وى را «حسين» گذاشت، آن گاه او را بوسيد و گريست و فرمود: تو را مصيبتى عظيم در پيش است، خداوندا! كشنده او را لعنت كن! آن حضرت به مصباح الهدى و سفينة النّجاة و سيّد الشّهداء و ابوعبداللّه معروف است.
مسعودى مىنويسد: امام حسين(عليه السلام) مدّت هفت سال با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)بود و در اين مدّت، آن حضرت خود متصدّى غذا دادن و علم و ادب آموختن به امام حسين(عليه السلام)بود.
شدّت علاقه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به حسين(عليه السلام) به قدرى بود كه كوچكترين ناراحتى او را نمىتوانست تحمّل كند.
روزى پيامبر از در خانه فاطمه(عليها السلام) مىگذشت، صداى گريه حسين را شنيد، وارد خانه شد و به دخترش فرمود: مگر نمىدانى كه گريه حسين در من چقدر مؤثّر است، آن گاه طفل را بوسيد و گفت:«خداوندا! من اين كودك را دوست دارم تو نيز او را دوست بدار.»حديث معروف «حُسَيْنٌ مِنّى وَ أَنـَا مِنْ حُسَيْن، أَحَبَّ اللّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً، حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الاَْسْباطِ.»
; يعنى: «حسين از من است و من از حسينم، خداوند دوست دارد كسى را كه حسين را دوست مىدارد، حسين سبطى از اسباط است.» موردِ قبول شيعه و سنّى است.
حسين بن على(عليه السلام) مدّتِ شش سالِ دوران كودكىاش را با پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)سپرى كرد و پس از رحلت آن بزرگوار، مدّت سى سال در كنار پدرش على(عليه السلام) به سر برد و در همه حوادث پرتلاطم دوران آن حضرت حضورى پرتلاش داشت.
پس از شهادت اميرمؤمنان(عليه السلام) ده سال تمام همراه و همگام با برادر عزيزش امام حسن(عليه السلام)زندگى كرد و پس از شهادت برادر در سال 50 هجرى، به مدّت ده سال، به ارزيابى حوادث زمان پرداخت و بارها به معاويه پرخاش كرد و پس از مرگ او در برابر حكومت يزيد، شجاعانه ايستادگى و از بيعت با او خوددارى كرد، تا اين كه در محرّم سال 61 هجرى به همراه گروهى از بستگان و ياران باوفايش، در سرزمين كربلا به شهادت رسيد.
حسين بن على(عليه السلام) نمونه كامل يك انسان برجسته و متشخّص بود و نام حسين در اذهان، همراه با شجاعت و ظلم ستيزى و جوش و خروش بر ضدّ هر گونه ستم و تبعيض است.
در دوران پنج سال حكومت پدر با او همكارى مىكرد و در پى چاره مىگشت كه پيش از آن كه امّت، نَفَسِ واپسين را برآورد، نفحه حياتى در او بدمد و در تاريخ طرحى نو دراندازد.
سال شصتم به پايان نرسيده بود، امام حسين(عليه السلام) ديد كه مردم در مقابل برادرش امام حسن(عليه السلام) از نفس افتاده و هرچه از باقيمانده مكتب در ميانشان بوده از آنها دور گرديده و توده مردم، خود را در گلوى گشاد بنىاميّه انداختهاند.
امام احساس كرد كه براى به حركت درآوردن امّت، ديگر خطابه و سخنرانى حماسى كافى نيست، بلكه بايد اراده شكست خورده امّت را به پذيرفتن فداكارى وادارد و آنان را بر ضدّ باطل بشوراند تا زمينه تحقّقِ حقّ را فراهم سازد و در اين راه، با فداكارى منحصر به فرد خود، براى حال و آينده معيارى ارزشمند و ثابت بر جاى نهاد.
 

هدف قيام

هدف قيام امام حسين(عليه السلام) را به آسانى و بدون تكلّف مىتوان از سخنان آن حضرت استنباط كرد.
آن گاه كه امام(عليه السلام) بر اثر تهاجم عمّال حكومت ناچار شد از مدينه خارج گردد، در ضمن نوشته هاى، هدف حركت خود را چنين شرح داد:
1 ـ «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب»; يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم.
مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»در اين سخن چند نكته مهمّ، شايان توجّه است:1 ـ اصلاح امّت، 2 ـ امر به معروف و نهى از منكر، 3 ـ تحقّقِ سيره و روش پيامبر و على(عليهم السلام).
2 ـ آن حضرت در مقام ديگرى فرموده است:«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سِلْطان وَلاَاِلْتماسًا مَنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلكِنَّ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَنَظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مَنْ عِبادِكَ ويُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَسُنَنِكَ وَأَحْكامِكَ.»«بار خدايا! تو مىدانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.»در اين سخن هم چند نكته قابل توجّه است:1 ـ برگرداندن نشانه و علائم دين به جاى اصلى خود،2 ـ اصلاحات در همه شهرها،3 ـ ايجاد امنيّت براى مردم،4 ـ فراهم ساختن زمينه عمل به واجبات و مستحبّات و احكام الهى.
3 ـ در برخورد با سپاه حرّ بن يزيد رياحى فرمود:«أَيُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوااللهَ وَتَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى للهِ وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله وسلم) أَوْلى بِوِلايَةِ هذا الاَْمْرِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَالسّائرينَ بِالْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ.»«اى مردم اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود.
و ما اهل بيت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيانِ نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته تريم .»
4 ـ و نيز در مقام ديگر فرمود:«إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ الْمُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ.»«ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كرده اند ـ سزاوارتريم.»از اين دو بخش از سخن امام(عليه السلام) نيز به وضوح استفاده مىشود كه آن حضرت خود را شايسته رهبرى و زمامدارى بر مردم مىداند، نه يزيد فاسد و دستگاه جائر او را.
بنابراين، هدف امام حسين(عليه السلام) در اين قيام ، تحقّقِ كاملِ حقّ بوده است.
امورى كه آن حضرت به عنوان فلسفه قيامش به آنها اشاره مىكند، از قبيل: اصلاح امّت، امر به معروف و نهى از منكر، تحقّق سيره پيامبر و على، برگرداندن علائم و نشانه هاى دين به جاى خود، اصلاحات در شهرها، امنيّت اجتماعى، فراهم ساختن زمينه اجراى احكام، همه و همه اين امور، زمانى قابل تحقّق و اجراست كه ولايت و حكومت در مجرا و مسير
اصلىاش قرار گيرد و به دست امام(عليه السلام)بيفتد; لذا فرمود: «ما اهل بيت شايسته اين مقاميم نه متصرّفانِ متجاوز و جائر».
پس هدف نهايى آن حضرت، تشكيل حكومت اسلامى بر اساس سيره پيامبر و على بوده است; كه در پرتو آن، احكام الهى اجرا مىشود و نشانه هاى دين آشكار و شهرها اصلاح و امنيّت پابرجا و امر به معروف و نهى از منكر انجام، و سيره و سنّت پيامبر و على متحقّق، و در نتيجه كار امّت اصلاح مىگردد.
نكته شايان توجّه اين كه تلاش خالصانه براى تشكيل حكومت اسلامى كه منبع و منشأ تمام خيرات و بركات است ـ و شعبه مهّم ولايت على و آل على(عليه السلام) هم كه همان قبول حاكميّت و پذيرش تفسير آنان از دين است ـ غير از حكومت و سلطنت استبدادى و رياست طلبى و كشورگشايى بر اساس هواهاى نفسانى است كه منشأ تمام مفاسد و شُرور است.
 

نتايج قيام حسينى

1ـ درهم شكستن اركان مخوف دين سالارى ساختگى اُمَوى كه امويان و يارانشان سلطه سلطنتى خود را بر آن استوار ساخته بودند و رسوا ساختن حاكمان تبهكار بنىاميّه كه پيوسته در صدد اِحياى نظام جاهلى بودند.
2ـ بيدار كردن وجدانهاى خفته : شهادت فجيع امام حسين(عليه السلام)در كربلا موجى شديد از احساس گناه در وجدان مسلمانانى كه او را يارى نكردند برانگيخت.
اين احساس گناه دو جنبه داشت: از يك طرف آنها را وادار مىساخت كه گناهى را كه مرتكب شده اند با كفّاره بشويند و از طرف ديگر به كسانى كه آنها را به ارتكاب چنين گناهى واداشته بودند، كينه و نفرت بورزند.
به طورى كه انگيزه قيام توّابين همان كفّاره يارى نكردن امام حسين(عليه السلام)، و انتقام گرفتن از امويان بود.
مقدّر چنين بود كه آتش اين احساس گناه، پيوسته برافروخته ماند و انگيزه انتقام از بنىاميّه در هر فرصت به انقلاب و قيام بر ضدّ ستمگران منتهى گردد.
3ـ ارائه اخلاق جديد : قيام امام حسين(عليه السلام) موجب آن گرديد كه در جامعه، نوعى اخلاق بلند نظرانه پديد آيد.
امام(عليه السلام) و فرزندان و يارانش در قيام بر ضدّ بنىاميّه، اخلاق عالى اسلامى را با همه صفات و طراوت آن نشان دادند.
آنان اين اخلاق را بر زبان نياوردند، بلكه با خون خود آن را مسجّل ساختند.
مردم عادى قبايل عادت كرده بودند كه دين و وجدان خود را به بهاى اندك بفروشند و در برابر ستمكاران گردن خم كنند تا از عطاهاى آنان بهره مند گردند.
هدف مسلمانان عادى همان زندگى روزمرّه شخصى بود و تنها به زندگانى خويش مىانديشيدند.
در آنان، دردهاى اجتماعى تأثيرى نداشت، به قول شاعر :از درد سخن گفتن و از درد شنيدن با مردم بىدرد ندانى كه چه دردى است!تنها كوشش آنان اين بود كه دسترنج خويش را حفظ كنند و به توجيهات رهبران رام باشند، مبادا نامشان از فهرست حقوق بگيران حذف شود، لذا در مقابل جور و ستمى كه مىديدند، خاموشى مىگزيدند و تمام تلاش آنها اين بود كه مفاخر قبيله اى خود را بازگو كنند و سنّتهاى جاهلى خويش را زنده سازند.
اصحاب حسين(عليه السلام) مردمى ديگر بودند كه در سرنوشت خويش با امام همراه شدند و با اين كه داراى زن و فرزند و دوستانى بودند و از بيت المال هم حقوقى دريافت مىنمودند و زندگانى نسبتاً راحتى داشتند و مىتوانستند از لذّت هاى حيات برخوردار گردند، از همه اينها چشم پوشيدند و براى نثار جان در راه حسين(عليه السلام) با ستمگران به ستيز برخاستند.
براى بيشتر مسلمانان آن روز، اين نكته بسى جالب بود كه يك انسان بين زندگانى زبونانه و مرگ شرافتمندانه، مرگ با عزّت را بر زندگى با ذلّت ترجيح دهد.
براى مردم اين نمونه اى عالى و شگفت انگيز بود.
چنان خصلتى وجدان هر مسلمانى را تكان مىداد و او را از خواب سنگين و طولانى راحت طلبى و فرصت طلبى و بيدار مىكرد تا زندگى اسلامى شكلى ديگر گيرد; شكلى كه سالها پيش از قيام حسين(عليه السلام)از ميان رفته بود.
قيام امام حسين(عليه السلام) پس از ديرى خاموشى، از نو موجب برانگيختن روح مبارزه جويى گرديد و اين چنين قيام حسينى و كربلاى خونين او، همه سدّهاى روحى و اجتماعى را كه مانع قيام و انقلاب مىشد، درهم فرو ريخت.
قيام حسين(عليه السلام) به مردم اين درس را آموخت كه به آنان بگويد: تسليم نشويد، انسانيّت خود را مورد معامله قرار ندهيد، با نيروى اهريمن بجنگيد، و همه چيز را در راه تحقّق آرمانهاى اسلام محمّدى(صلى الله عليه وآله وسلم) فدا سازيد.
قيام حسينى در وجدان گروه بسيارى از مردم اين انديشه را برانگيخت كه با حمايت نكردن از حسين(عليه السلام) مرتكب گناه شده اند و بايد كفّاره بپردازند و كفّاره آن جز مبارزه با حاكمان جور و ظلم و ريشه كن نمودن بنياد فاسد استبداد، چيز ديگرى نيست.
اين گونه پس از نهضت حسينى(عليه السلام)، در مكتب، روح انقلاب دميده شد و مردم در انتظار رهبرى قاطع بودند و هرگاه پيشگامِ ظلم ستيزى را مىيافتند بر ضدّ حكومت بنىاميّه دست به انقلاب مىزدند.
 

در همه اين انقلابها، شعار انقلابيون، خونخواهى حسين(عليه السلام)بود.
انقلاب توّابين و انقلاب مردم مدينه و قيام مختار ثقفى در سال 66 هجرى و انقلاب زيد بن على بن حسين(عليه السلام) در سال 122 هجرى، نمونه هايى از ظلم ستيزى است كه همه آنها ريشه در حركت و قيام بىنظير حسينى(عليه السلام)دارد.
در اين انقلابها مسلمانان پيوسته به دنبال آزادى و عدالت بودند ـ كه حكومتكنندگان آن را خفه كرده بودند ـ و تمام اين تحرّكات به بركت تحرّك و قيام حسينى بود.
و اين گونه حسين(عليه السلام) درس حريّت و آزادگى و استقلال و ظلم ستيزى را تا دامنه قيامت به همه انسانها آموخت.
سخنان حضرت ابىعبداللّه الحسين، بهترين معرّف هدف والاى آن حضرت است، از سرتاسر كلمات حضرتش نداى انسان دوستى و حريّت و عدالت و ظلم ستيزى و مقاومت در برابر جور حاكمان زر و زور به گوش مىرسد.
از ميان كلمات قدسى آن حضرت، چهل حديث را برگزيدهايم كه تقديم خوانندگان ارجمند مىكنيم.
 

 

 

back

 

 

Al-Husayn ibn 'Ali Sayyidu'sh-Shuhada
(Peace be Upon him)

Name: al-Husayn.
Title: Sayyidu'sh-Shuhada'.
Agnomen: Abu 'Abdillah.
Father' s name: 'Ali Amir al-Mu'minin.
Mother's name:Fatimah (Daughter of the Holy Prophet).
Birth: In Medina on Thursday, 3rd Sha'ban 4 AH.
Death: Martyred in Karbala' (Iraq) at the age of 57, on Friday, 10th Muharram 61 AH and buried there.


In the House of the Holy Prophet, which presented the best image of both the worlds - the heaven and the earth- a child who benefited humanity as if he was a Divine Impression reflecting the earth, was born on one of the nights of the month of Sha'ban.

 

His father was Imam 'Ali, the best model of kindness towards his friends and the bravest against the enemies of Islam, and his mother was Hadrat Fatimah, the only daughter and child of the Holy Prophet, who had as universally acknowledged, inherited the qualities of her father.

 

Imam Husayn, is the third Apostolic Imam.

 

When the good news of his birth reached the Holy Prophet, he came to his daughter's house, took the newly-born child in his arms, recited adhan and iqamah in his right and left ears respectively, and on the 7th day of his birth, after performing the rites of 'aqlqah, named him al-Husayn, in compliance with Allah's command.

 

'Abdullah ibn 'Abbas relates: "On the very day when Imam Husayn was born, Allah ordered angel Gabriel to descend and congratulate the Holy Prophet on His Behalf and on his own.

 

While descending, Gabriel passed over an island where the angel Futrus had been banished due to his delay in executing a commission assigned by Allah.

 

He was deprived of his wings and expelled to the island where he remained for several years praying and worshipping Allah and asking for His forgiveness.

 

"When the angel Futrus saw Gabriel, he called out, ' Where are you going, O Gabriel?' To this he replied, ' Husayn, the grandson of Muhammad is born, and for this very reason Allah has commanded me to convey His congratulations to His Apostle.

 

' Thereupon, the angel said, ' Can you carry me also along with you? May Muhammad recommend my case to Allah.'

 

Gabriel took the angel along with him, came to the Holy Prophet, offered congratulations to him on behalf of Allah and himself and referred the case of the angel to him.

 

The Holy Prophet said to Gabriel, 'Ask the angel to touch the body of the newly-born child and return to his place in Heaven.

 

' On doing this, the angle re-obtained his wings instantly and praising the Holy Prophet and his newly- born grandson, ascended towards the Heaven.

 

Hasan and Husayn, the two sons of the Holy Imam 'Ali ibn Abi Talib and Hadrat Fatimah, our Lady of Light, were respected and revered as the 'Leaders of the Youths of Paradise' as stated by the Holy Prophet.

 

The Holy Prophet Muhammad, peace be Upon him and his progeny, had openly prophesied that the faith of Islam would be rescued by his second grandson Husayn, when Yazid, son of Mu'awiayh, would endeavour to destroy it.

 

Yazid was known for his devilish character and brutish conduct.

 

He was known as the most licentious of men. The people having known and understood the character of Yazid, formed a covenant by which Mu'awiyah could not appoint Yazid as his successor.

 

This undertaking was given by Mu'awiyah to Imam Hasan from whom Mu`awiyah had snatched power.

 

Mu'awiyah violated this undertaking and nominated Yazid who succeeded his father.

 

Immediately as he came to power, Yazid began acting in full accordance with his known character.

 

He started interfering in the fundamentals of the faith and practiced every vice and wickedness freely with the highest degree of impunity and yet held himself out as the successor of the Holy Prophet, demanding allegiance to himself as the leading guide of the faith.

 

Paying allegiance to Yazid was nothing short of acknowledging the devil as Cod.

 

If a divine personality like the holy Imam Husayn had agreed to his authority, it would be actually recommending the devil to humanity in place of Cod.

 

Yazid demanded allegiance from the Holy Imam Husayn, who could have never agreed to it at any cost.

 

The people fearing death and destruction at the hands of the tyrant had yielded to him out of fear.

 

Imam Husayn said that come what- ever may, he would never yield to the devil in place of God and undo what his grandfather, the Holy Prophet had established.

 

The refusal of the Holy Imam to pay allegiance to this fiend, marked the start of the persecution of the Holy Imam.

 

As a result he had retired to Medina where he led a secluded life.

 

Even here he was not allowed to live in peace, and was forced to seek refuge in Mecca where also he was badly harassed, and Yazid plotted to murder him in the very precincts of the great sanctuary of Ka'bah.

 

In order to safeguard the great sanctuary, Imam Husayn decided to leave Mecca for Kufah just a day before tile haj (pilgrimage).

 

When asked the reason for the mysterious departure from Mecca foregoing the pilgrim- age which was only the next day Imam Husayn said that he would perform this year's pilgrimage at Karbala', Offering the sacrifice not of any animals, but of his kith and kin and some faithful friends.

 

He enumerated the names of his kith and kin who would lay down their lives with him in the great sacrifice at Karbala'.

 

The people of Kufah getting tired of the tyrannic and satanic rule of Yazid, had written innumerable letters and sent emissaries to Imam Husayn to come over and give them guidance in faith.

 

Although Imam Husayn knew the ultimate end of the invitations, he as the divinely chosen Imam could not refuse to give the guidance sought for.

 

When the Holy Imam with his entourage had reached karbala', his horse mysteriously stopped and would not move any further.

 

Upon this the holy Imam declared: "This is the land, the land of sufferings and tortures.

 

" He alighted from his horse, and ordered his followers to encamp there saying: Here shall we be martyred and our children be killed.

 

Here shall our tents be burned and our family arrested. This is the land about which my grandfather the Holy Prophet had foretold, and his prophecy will certainly be fulfilled."

 

On the 7th of Muharram water supply to the lmam's carnp was cut and the torture of thirst and hunger started.

 

the holy Imam's camp consisted of ladies, innocent children including babies and some male members of the Holy prophet's family; along with a small band of some faithful friends of Imam Husayn who had chosen to die with the Holy Imam, fighting against the devil for the cause of Allah.

 

* * *

The Day of 'Ashura (10th of Muharram): At dawn the Imam glanced over the army of Yazid and saw 'Umar ibn Sa'd ordering his forces to march to- wards him.

 

He gathered his followers and addressed them thus: "Allah has, this day, permitted us to be engaged in a Holy War and He shall reward us for our martyrdom.

 

So prepare yourselves to fight against the enemies of Islam with patience and resistance.

 

O sons of the noble and self-respecting persons, be patient ! heath is nothing but a bridge which you must cross after facing trials and tribulations so as to reach Heaven and its joys.

 

Which of you do not like to go from this prison (world) to the lofty palaces (Paradise ) ? " Having heard the Imam's address, all his companions were overwhelmed and cried out, "O our Master! We are ail ready to defend you and your Ahlu 'I-hayt, and to sacrifice our lives for the cause of Islam.

 

" Imam Husayn sent out from his camp one after an- other to fight and sacrifice their lives in the way of the Lord.

 

Lastly, when all his men and children had laid down their lives, Imam Husayn brought his six-month old baby son 'Ali al-Asghar, and offering him on his own hands, demanded some water for the baby, dying of thirst.

 

The thirst of the baby was quenched by a deadly poisoned arrow from the brute's forces, which pinned the baby's neck to the arm of the helpless father.

 

At last when the six-month old baby also was killed, Imam Husayn addressed Allah: "O Lord! Thy Husayn has offered in Thy way whatever Thou hath blessed him with.

 

Bless Thy Husayn, O Lord! with the acceptance of this sacrifice.

 

Everything Husayn could do till now was through Thy help and by Thy Grace." Lastly, Imam Husayn came into the field and was killed, the details of which merciless slaughter are heart rending.

 

The forces of Yazid having killed Imam Husayn, cut and severed his head from his body and raised it on a lance.

 

The severed head of the Holy Imam began glorifying Allah from the point of the lance saying, 'Allahu Akbar'.

 

"All glory be to Allah Who is the Greatest!" After the wholesale, merciless and most brutal slaughter of the Holy Imam with his faithful band, the help- less ladies and children along with the ailing son of Imam Husayn, Imam 'Ali Zaynu 'l-'Abidin, were taken captives.

 

* * *

Some Sayings of the Holy Prophet During his Lifetime with Reference to Imam Husayn: 1. Hasan and Husayn are the Leaders of the Youths of Paradise.

 

2. Husayn is from me and I am from Husayn, Allah befriends those who befriend Husayn and He is the enemy of those who bear enmity to him.

 

3. Whosoever wishes to see such a person who lives on earth but whose dignity is honoured by the Heaven- dwellers, should see my grandson Husayn. 4. O my son! thy flesh is my flesh and thy blood is my blood; thou art a leader, the son of a leader and the brother of a leader; thou art a spiritual guide, the son of a spiritual guide and the brother of a spiritual guide; thou art an Apostolical Imam, the son of an Apostolical Imam and the brother of an Apostolical Imam; thou art the father of nine Imams, the ninth of whom would be the Qa'im (the last infallible spiritual guide). 5. The punishment inflicted on the murderer of Husayn in Hell would be equal to half of the total punishment to be imposed on the entire sinners of the world.

 

6. When the Holy Prophet informed Hadrat Fatimah of the martyrdom in store for his grandson, she burst into tears and asked, "O my father ! when would my son be martyred?" "In such a critical moment," replied the Holy Prophet, "When neither I nor you, nor 'ALI would be alive." This accentuated her grief and she inquired again, "Who then, O my father, would commemorate Husayn's martyrdom? " The Holy Prophet said, "The men and the women of a particular sect of my followers, who will befriend my Ahlul-Bayt, will mourn for Husayn and commemorate his martyrdom each year in every century." Ibn Sa'd narrates from ash-Sha'bi: Imam 'Ali, while on his way to Siffin, passed through the desert of Karbala', there he stopped and wept very bitterly.

 

When interrogated regarding the cause of his weeping, he commented that one day he visited the Holy Prophet and found him weeping.

 

When he asked the Apostle of Allah as to what was the reason which made him weep, he replied, "O 'ALI, Gabriel has just been with me and informed me that my son Husayn would be martyred in Karbala', a place near the bank of the River Euphrates.

 

This moved me so much that I could not help weeping."

 

Anas ibn Harith narrates: One day the Holy Prophet ascended the pulpit to deliver a sermon to his associates while Imam Husayn and Imam Hasan were sitting before him.

 

When his address was over, he put his left hand on Imam Husayn and raising his head towards Heaven, said: "O my Lord! I am Muhammad Thy slave and Thy Prophet, and these two are the distinguished and pious members of my family who would fortify my cause after me.

 

O my Lord! Gabriel has in- formed me that my son Husayn would be killed. O my Lord! bless my cause in recompense for Husayn's martyrdom, make him the leader of the martyrs, be Thou his helper and guardian and do not bless his murderers."

 

Sir Muhammad Iqbal says: Imam Husayn uprooted despotism forever till the Day of Resurrection.

 

He watered the dry garden of freedom with the surging wave of his blood, and indeed he awakened the sleeping Muslim nation. If Imam Husayn had aimed at acquiring a worldly empire, he would not have traveled the way he did (from Medina to Karbala').

 

Husayn weltered in blood and dust for the sake of truth.

 

Verily he, therefore, became the bed-rock (foundation) of the Muslim creed; la ila ha illai Allah (There is no god but Allah).

 

Khwaja Mu'inu 'd-Din Chishti says: He gave his head, but did not put his hand into the hands of Yazid. Verily, Husayn is the foundation of la ila ha illa Allah.

 

Husayn is lord and the lord of lords.

 

Husayn himself is Islam and the shield of Islam. Though he gave his head (for Islam) but never pledged Yazid.

 

Truly Husayn is the founder of "There is no Deity except Allah."

 

Brown in his A Literary History of Persia writes: As a reminder, the blood-stained field of Karbala' where the grandson of the Apostle of God fell at length, tortured by thirst and surrounded by the bodies of his murdered kinsmen, has been at any time since then sufficient to evoke, even in the most lukewarm and heedless, the deepest emotion, the most frantic grief and the exaltation of spirit before which pain, danger, and death shrink to unconsidered trifles.

 

Yearly, on the tenth day of Muharram, the tragedy is rehearsed in Persia, in India, in Turkey, in Egypt, wherever a Shi'ite community or colony exists; . . . As I write it all comes back; the wailing chant, the sobbing multitudes, the white raiment red with blood from self inflicted wounds, the intoxication of grief and sympathy.

 

Allamah Tabatabai writes: Imam Husayn (Sayyidu sh- Shuhada', "the lord among martyrs"), the second child of 'ALI and Fatimah, was born in the year 4 A H, and after the martyrdom of his brother, Imam Hasan Mujtaba, became Imam through Divine Command and his brother's will.

 

Imam Husayn was Imam for a period of ten years, all but the last six months coinciding with the caliphate of Mu'awiyah.

 

Imam Husayn lived under the most difficult outward conditions of suppression and persecution.

 

This was due to the fact that, first of all, religious laws and regulations had lost much of their weight and credit, and the edicts of the Umayyad government had gained complete authority and power.

 

Secondly, Mu'awiyah and his aides made use of every possible means to put aside and move out of the way the Household of the Prophet and the Shi'ah, and thus obliterate the name of 'Ali and his family.

 

And above all, Mu'awiyah wanted to strengthen the basis of the caliphate of his son, Yazid.

 

who because of his lack of principles and scruples was opposed by a large group of Muslims.

 

Therefore, in order to quell all opposition, Mu'awiyah had undertaken newer and more severe measures.

 

By force and necessity Imam Husayn had to endure these days and to tolerate every kind of mental and spiritual agony and affliction from Mu'awiyah and his aides-until in the middle of the year 60 AH, Mu'awiyah died and his son Yazid took his place.

 

Paying allegiance (bay'ah) was an old Arab practice which was carried out in important matters such as that of kingship and governmentship.

 

Those who were ruled, and especially the well-known among them, would give their hand in allegiance, agreement and obedience to their king or prince and in this way would show their support for his actions.

 

Disagreement after allegiance was considered as disgrace and dishonour for a people and, like breaking an agreement after having signed it officially, it was considered as a definite crime.

 

Following the example of the Holy Prophet, people believed that allegiance, when given by free will and not through force, carried authority and weight.

 

Mu'awiyah had asked the well-known among the people to give their allegiance to Yazid, but had not imposed this request upon Imam Husayn.

 

He had especially told Yazid in his last will that if Husayn refused to pay allegiance he should pass over it in silence and overlook the matter, for he had understood correctly the disastrous consequences which would follow if the issue were to be pressed.

 

But because of his egoism and recklessness, Yazid neglected his father's advice and immediately after the death of his father ordered the governor of Medina either to force a pledge of allegiance from Imam Husayn or send his head to Damascus.

 

After the governor of Medina informed Imam Husayn of this demand, the Imam, in order to think over the question, asked for a delay and overnight started with his family toward Mecca.

 

He sought refuge in the sanctuary of God which in Islam is the official place of refuge and security.

 

This event occurred toward the end of the month of Rajab and the beginning of Sha'ban of 60 AH.

 

For nearly four months Imam Husayn stayed in Mecca in refuge.

 

This news spread throughout the Islamic world. On the one hand many people who were tired of the iniquities of Mu'awiyah's rule and were even more dissatisfied when Yazid became caliph, corresponded with Imam Husayn and expressed their sympathy for him.

 

On the other hand, a flood of letters began to flow, especially from Iraq and particularly the city of Kufah, inviting the Imam to go to Iraq and accept the leadership of the populace there with the aim of beginning an uprising to overcome injustice and iniquity. Naturally, such a situation was dangerous for Yazid.

 

The stay of Imam Husayn in Mecca continued until the season for pilgrimage when Muslims from all over the world poured in groups into Mecca in order to perform the rites of the hajj.

 

The Imam discovered that some of the followers of Yazid had entered Mecca as pilgrims (hajj) with the mission to kill the Imam during the rites of hajj with the arms they carried under their special pilgrimage dress (Ehram). The Imam shortened the pilgrimage rites and decided to leave.

 

Amidst the vast crowd of people he stood up in a short speech announced that he was setting out for Iraq.

 

In this short speech he also declared that he would be martyred and asked Muslims to help him in attaining the goal he had in view and to offer their lives in the path of God. On the next day he set out with his family and a group of his companions for Iraq.

 

Imam Husayn was determined not to give his allegiance to Yazid and knew full well that he would be killed.

 

He was aware that his death was inevitable in the face of the awesome military power of the Umayyads, supported as it was by corruption in certain sectors, spiritual decline, and lack of will power among the people, especially in Iraq.

 

Some of the outstanding people of Mecca stood in the way of Imam Husayn and warned him of the danger of the move he was making.

 

But he answered that he refused to pay allegiance and give his approval to a government of injustice and tyranny.

 

He added that he knew that wherever he turned or went he would be killed.

 

He would leave Mecca in order to preserve the respect for t}abuse of God and not allow this respect to be destroyed by having his blood spilled there.

 

While on the way to Kufah and still a few days journey away from the city, he received news that the agent of Yazid in Kufah had put to death the representative of the Imam in that city and also one of the Imam's determined supporters who was a well-known man in Kufah.

 

Their feet had been tied and they had been dragged through the streets.

 

The city and its surroundings were placed under strict observation and countless soldiers of the enemy were awaiting him.

 

There was no way open to him but to march ahead and to face death. It was here that the Imam expressed his definitive determination to go ahead and be martyred; and so he continued on his journey.

 

Approximately seventy kilometers from Kufah in a desert named Karbala', the Imam and his entourage were surrounded by the army of Yazid.

 

For eight days they stayed in this spot during which the circle narrowed and the number of the enemy's army increased.

 

Finally the Imam, with his Household and a small number of companions were encircled by an army of thirty thousand soldiers. During these days the Imam fortified his position and made a final selection of his companions.

 

At night he called his companions and during a short speech stated that there was nothing ahead but death and martyrdom. He added that since the enemy was concerned only with his person he would free them from all obligations so that anyone who wished could escape in the darkness of the night and save his life.

 

Then he ordered the lights to be turned out and most of his companions, who had joined him for their own advantage, dispersed. Only a handful of those who loved the truth about forty of his close aides and some of the Banu Hashim remained.

 

Once again the Imam assembled those who were left and put them to a test. He addressed his companions and Hashimite relatives, saying again that the enemy was concerned only with his person.

 

Each could benefit from the darkness of the night and escape the danger. But this time the faithful companions of the Imam answered each in his own way that they would not deviate for a moment from the path of truth of which the Imam was the leader and would never leave him alone.

 

They said they would defend his Household to the last drop of their blood and as long as they could carry a sword. On the ninth day of the month the last challenge to choose between "allegiance or war" was made by the enemy to the Imam.

 

The Imam asked for a delay in order to worship overnight and became determined to enter battle on the next day. On the tenth day of Muharram of the year 61(680) the Imam lined up before the enemy with his small band of followers, less than ninety persons consisting of forty of his companions, thirty some members of the army of the enemy that joined him during the night and day of war, and his Hashimite family of children, brothers, nephews, nieces and cousins.

 

That day they fought from morning until their final breath, and the Imam, the young Hashimites and the companions were all martyred. Among those killed were two children of Imam Hasan, who were only thirteen and eleven years old; and a five-year-old child and a suckling baby of Imam Husayn. The army of the enemy, after ending the war, plundered the haram of the Imam and burned his tents. They decapitated the bodies of the martyrs, denuded them and threw them to the ground without burial.

 

Then they moved the members of the haram, all of whom were helpless women and girls, along with the heads of the martyrs, to Kufah. Among the prisoners there were three male members: a twenty-two years old son of Imam Husayn who was very ill and unable to move, namely, 'Ali ibn al-Husayn, the fourth Imam; his four years old son, Muhammad ibn 'Ali, who became the fifth Imam; and finally Hasan al-Mujtaba, the son of the second Imam who was also the son-in-law of Imam Husayn and who, having been wounded during the war, lay among the dead. They found him near death and through the intercession of one of the generals did not cut off his head. Rather, they took him with the prisoners to Kufah and from there to Damascus before Yazid. The event of Karbala', the capture of the women and children of the Household of the Prophet, their being taken as prisoners from town to town and the speeches made by the daughter of 'Ali, Zaynab, and the fourth Imam who were among the prisoners, disgraced the Umayyads.

 

Such abuse of the Household of the Prophet annulled the propaganda which Mu'awiyah had carried out for years. The matter reached such proportions that Yazid in public disowned and condemned the actions of his agents. The event of Karbala' was a major factor in the overthrow of Umayyad's rule although its effect was delayed.

 

It also strengthened the roots of Shi'ism. Among its immediate results were the revolts and rebellions combined with bloody wars which continued for twelve years. Among those who were instrumental in the death of the Imam not one was able to escape revenge and punishment.

 

Anyone who studies closely the history of the life of Imam Husayn and Yazid and the conditions that prevailed at that time, and analyses this chapter of Islamic history, will have no doubt that in those circumstances there was no choice before Imam Husayn but to be killed. Swearing allegiance to Yazid would have meant publicly showing contempt for Islam, something which was not possible for the Imam, for Yazid not only showed no respect for Islam and its injunction but also made a public demonstration of impudently treading under foot its basis and its laws. Those before him, even if they opposed religious injunctions, always did so in the guise of religion, and at least formally respected religion.

 

They took pride in being companions of the Holy Prophet and the other religious figures in whom people believed. From this it can be concluded that the claim of some interpreters of these events is false when they say that the two brothers, Hasan and Husayn, had two different tastes and that one chose the way of peace and the other the way of war, so that one brother made peace with Mu'awiyah although he had an army of forty thousand while the other went to war against Yazid with an army of forty.

 

For we see that this same Imam Husayn, who refused to pay allegiance to Yazid for one day, lived for ten years under the rule of Mu'awiyah, in the same manner as his brother who also had endured for ten years under Mu'awiyah, without opposing him.

 

It must be said in truth that if Imam Hasan or Imam Husayn had fought Mu'awiyah they would have been killed without there being the least benefit for Islam.

 

Their deaths would have had no effect before the righteous appearing policy of Mu'awiyah, a competent politician who emphasized his being a companion of the Holy Prophet, the "scribe of the revelation," and "uncle of the faithful" and who used every stratagem possible to preserve a religious guise for his rule. Moreover, with his ability to set the stage to accomplish his desires he could have had them killed by their own people and then assumed a state of mourning and sought to revenge their blood, just as he sought to give the impression that he was avenging the killing of the third caliph.

 

(Shl'ite Islam) al-Imam al-Husayn ibn 'Ali, peace be Upon him, said:

 

Beware of your apologies; for a true believer does not sin and does not have to apologize, whereas the hypocrite commits sins everyday and apologizes everyday.

 

When other people turn to you in need, consider it a favour of Allah. Do not be wearied of this favour, or it will move on to someone else.

 

Experience enhances the intellect.

* * *

BACK

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 9:34 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

مسلم بن عقیل

چرا «مسلم‏»؟

مناسبتهای شبهای دهه محرم                      ویژه نامه مسلم بن عقیل

روح بزرگ انسانهاى خود ساخته و پاك به ديگران هم، پاكى و ايمان مى‏آموزد. صداقت و فداكارى ايثارگران در راه خدا الهام بخش تعهد و فداكارى است. حماسه‏هاى جهاد و شهادت مردان بزرگ اسلام، مجاهد ساز و شهيد پرور است. عظمت انسانى چهره‏هاى پرفروغ تاريخ خونبار ما اسوه همه كسانى است كه در زندگى به هدفهايى والاتر از خوردن و خوابيدن اعتقاد دارند و ارزشهاى متعالى را مى‏جويند. انسانهاى نمونه از نظر ايمان، اخلاق، شهامت، جوانمردى و استقامت، هميشه زينت تاريخ بوده و هستند.

«مسلم بن عقيل‏» يكى از اين چهره‏هاست. شنيدن نام اين انسان والا و سرباز فداكار راه حق، ياد آور همه خوبيها، رشادتها و جوانمرديهاست;و خواندن زندگينامه اين سردار رشيد اسلام، درس آموز و الهام‏بخش و سازنده است. حماسه مسلم‏بن عقيل در كوفه، پيش درآمدى بر نهضت عظيم عاشورا بود; و خود مسلم، پيشاهنگ نهضت‏سيدالشهدا -عليه‏السلام و سفير انقلاب كربلا و پيشمرگ حماسه تاريخ‏ساز و جاويدان عاشورا بود.

درباره مسلم، چه مى‏توان گفت، جز بيان صداقت و رشادت و ايمانش؟ و چه مى‏توان نوشت، جز فداكارى و حماسه وآزادگى‏اش، و چه مى‏توان شنيد جز عمل به وظيفه و اطاعت از امام و جهاد در راه حق تا مرز شهادت. و مسلم‏بن عقيل كيست؟ تجسمى از ارزشهاى والاى مكتب; الگو و اسوه‏اى از يك جوانمرد سلحشور و انقلابى پاكباخته و دل به راه خدا داده و سر به راه دوست‏سپرده و قدم در راه‏حق نهاده و با شهادت به معراج قرب پروردگار رسيده. پس، با هم با چهره اين شخصيت‏بزرگ،آشنا شويم.

مسلم‏بن عقيل كيست؟

در ميان جوانان برومند «بنى‏هاشم‏» مسلم، فرزند عقيل يكى از چهره‏هاى تابناك و شخصيتهاى بارز، به شمار مى‏رفت. «عقيل‏» برادر حضرت على(ع) و دومين فرزند ابوطالب بود. در ترسيم زير رابطه نسبى مسلم، آشكارتر است:

ابوطالب: - طالب - عقيل - مسلم - جعفر - على - حسين بن على

مسلم‏بن عقيل، برادرزاده اميرالمؤمنين و پسر عموى حسين‏بن على بود. دودمانى كه مسلم در آن رشد يافت، دودمان علم و فضيلت و شرف بود و خاندانى كه شخصيت انسانى و اسلامى مسلم در آن شكل گرفت، بهترين زمينه را براى تربيت و تكامل معنوى و حماسى مسلم فراهم كرد. از آغاز كودكى، در ميان جوانان بنى‏هاشم بخصوص در كنار امام حسن و امام حسين -عليهما السلام بزرگ شد و كمالات اخلاقى و بنيان ولايت و درسهاى حماسه و ايثار و شجاعت را بخوبى فرا گرفت. اجداد مسلم كسانى، چون «ابوطالب‏» و «فاطمه بنت اسد» بودند كه در فرزندان خويش، شجاعت و ايمان و دلاورى را به ارث مى‏گذاشتند و مسلم، شاخه‏اى پربار از اين اصل و تبار بود;و بنا به اصل وراثت،خصلتهاى برجسته را از نياكان خود به ارث برده بود. (1)

مسلم در زمان حضرت امير(ع) نوجوانى رشيد و پاك بود كه به افتخار دامادى آن حضرت نايل شد و با يكى از دختران امام به نام «رقيه‏» ازدواج كرد. اين وصلت‏بر ميزان فضيلتهاى مسلم افزود و او را بيشتر در محور «حق‏» و در خدمت نظام الهى آن حضرت در دوران خلافتش قرار داد.

به نقل مورخان، در زمان حكومت آن حضرت (بين سالهاى 36 تا 40 هجرى) از جانب آن امام، متصدى برخى از منصبهاى نظامى در لشگر بوده است، از جمله در جنگ صفين، وقتى كه اميرالمؤمنين(ع) لشگر خود را صف‏آرايى مى‏كرد، امام حسن و امام حسين(ع) و عبدالله‏بن جعفر و مسلم‏بن عقيل را بر جناح راست‏سپاه، مامور كرد و بر جناح چپ لشگر، محمدبن حنفيه و محمدبن ابى‏بكر و هاشم‏بن عتبه (مرقال) را گماشت و مسؤوليت قلب لشگر را به عبدالله‏بن عباس و عباس‏بن ربيعه و مالك اشتر سپرد (2) .

پس از شهادت حضرت على(ع)

شناسنامه مسلم را، پيش از آن كه از نياكان و سرزمين وقبيله جستجو كنيم، بايد در فكر، عمل و زندگانى‏اش بيابيم; اين بهترين معرف مسلم است. مسلم، در دوران خلافت على(ع) در خدمت آن حضرت، مدافع حق بود و پس‏از شهادت آن امام، هرگز از حق كه در خاندان او و امامت‏دو فرزندش، حسنين -عليهما السلام تجسم پيدا كرده بود جدا نشد و عاقبت هم، جان پاكش را بر اين آستان فدا كرد.

در دوران امامت دهساله امام حسن مجتبى(ع) كه از سخت‏ترين دوره‏هاى تاريخ اسلام نسبت‏به پيروان اهل‏بيت و طرفداران حق بود،مسلم با خلوص هر چه تمام در مسير حق بود و از باوفاترين ياران و از خواص اصحاب امام حسن محسوب مى‏شد. پس از شهادت امام مجتبى(ع) كه امامت‏به حسين‏بن على(ع) رسيد تا مرگ معاويه كه يك دوره دهساله بود;باز مسلم را در كنار امام حسين(ع) مى‏بينيم. در اين دوره بيست‏ساله -يعنى از شهادت على(ع) تا حادثه كربلا بسيارى از كسان يا مرعوب تهديدها شدند يا مجذوب زر و سيم و فريفته دنيا و صحنه حق را رها كردند و يا به معاويه پيوستند و يا انزواى بى‏دردسر را برگزيدند، ولى آنان كه قلبى سرشار از ايمان و دلى سوخته در راه حق داشتند و مسلمانى را در صبر و مقاومت و مبارزه در شرايط دشوار مى‏دانستند، امامان حق را تنها نگذاشتند و با زبان و مال و جان و فرزند، به فداكارى در راه خدا و جهاد فى سبيل الله پرداختند. ارزش و فضيلت پيروان حق در آن دوره، بخصوص وقتى آشكارتر مى‏شود كه به شرايط دشوار ديندارى و حق‏پرستى در روزگار سلطه امويان آگاه باشيم.

ارجمندى و فضيلت ومقام مسلم، در اين‏جاست كه براى ما روشنتر مى‏گردد، و همچنان كه در فصلهاى آينده خواهيم ديد، مسلم‏بن عقيل دست از محبت و ولايت و حمايت امام زمان خويش -حسين‏بن على(ع)- بر نداشت تا اين كه به عنوان پيشاهنگ نهضت كربلا در كوفه به شهادت رسيد و افتخار اولين شهيد كاروان عاشورا را به خود اختصاص داد و اولين شهيد از اصحاب امام حسين بود. از اولاد عقيل كه به همراهى حسين‏بن على(ع) و در ركاب او قيام كردند، تعداد 9 نفر، به شهادت رسيدند،كه مسلم شجاع‏ترين آنان بود. اين فضيلت‏بزرگ، از زبان پيامبر اسلام هم بيان شده است. حضرت على(ع) از پيامبر اسلام حديثى را در مدح «عقيل‏» نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: «من او را (عقيل را) به دو جهت دوست دارم: يكى، به خاطر خودش، و يكى هم به خاطر اين كه پدرش ابوطالب او را دوست مى‏داشت.» و در آخر، خطاب به على(ع) فرمود:

«فرزند او -مسلم كشته راه محبت فرزند تو خواهد شد. چشم مؤمنان بر او اشك مى‏ريزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود مى‏فرستند.» آن گاه پيامبر اسلام گريست تا آن كه اشكهايش بر سينه‏اش ريخت و فرمود: «به سوى خدا شكايت مى‏برم، از آنچه كه خاندانم پس از من مى‏بينند.» (3)

حمايتهاى اين خانواده از اهل حق موقعيت و اعتبارى خاص براى آنان فراهم كرده بود و فضايلشان همواره مورد تقدير امامان(ع) قرار داشت. امام سجاد -عليه السلام نسبت‏به خاندان عقيل عطوفت و محبت‏بيشترى از ديگران نشان مى‏داد و مى‏فرمود: من هر گاه خاطره آن روزى را كه اينان با حسين -عليه السلام بودند به ياد مى‏آورم، اندوهگين مى‏شوم.

خانواده شهيدپرور

قبلا هم اشاره شد كه از فرزندان عقيل 9 نفر قربانى راه حسين(ع) كه راه خدا بود شدند و مسلم تابنده‏ترين اين چهره‏ها بود. اين خاندان با استقبال از شهادت در راه قرآن افتخار ويژه‏اى براى خود كسب كردند و فرزندان مسلم هم در ادامه خط سرخ پدر شهيدشان در صحنه كربلا حضور يافتند تا وفادارى خويش را به خاندان پيامبر كه تعهد اسلامى هر مؤمن راستين به حساب مى‏آمد نشان دهند.

صحنه شورانگيز شب عاشورا سند زنده‏اى بر اين وفا و تعهد و اخلاص است. در آن شب شگفت و عظيم، كه سالار شهيدان، حسين‏بن على(ع) با اهل‏بيت و بستگان و ياران خويش، از ماجراهاى فرداى خونين سخن مى‏گفت و وفادارى اصحابش را مى‏ستود و از نيكى و حقشناسى اهل‏بيت‏خويش تقدير مى‏كرد و از خدا براى همه، پاداش نيك مى‏طلبيد، آرى در آن شب كه بيعت را از ياران خود برداشت تا هر كه مى‏خواهد برود خطاب به عموزادگانش; يعنى فرزندان عقيل كرده و فرمود: شما شهيد داده‏ايد، شهادت مسلم شما را بس است، اجازه مى‏دهم كه شما برويد. در پاسخ گفتند: اگر ما، بزرگ و سرور و پسر عموى والا مقام خود را رها كنيم و در ركابش نه تيرى بيندازيم و نه شمشير و نيزه‏اى بزنيم،آن گاه مردم چه خواهند گفت و جواب مردم را چه خواهيم داد؟ نه! به خدا سوگند،ما نخواهيم رفت و جان و مال و خانواده خويش را فداى تو مى‏كنيم و در كنار تو مى‏مانيم و مى‏جنگيم تا با تو وارد بهشت‏شويم; زشت و ناگوار باد، زنده ماندن پس از تو!» (4) و اين گونه فرزندان مسلم و اولاد عقيل، در كنار امام حسين ماندند و از حق دفاع كردند. در ماجراى كربلا دو تن از فرزندان مسلم‏بن عقيل به شهادت رسيدند و دو فرزند ديگر در كربلا به اسارت نيروهاى دشمن درآمدند كه آنها را به كوفه برده و تحويل «ابن‏زياد» دادند. نزديك به يك سال در زندان بودند كه پس از فرار به شهادت رسيدند. (در اين باره، توضيحى خواهيم داشت).

اين اجمالى بود از خانواده مسلم، نياكانش، فرزندانش و شهادت‏طلبى اين دودمان پاك و وفادارى‏شان نسبت‏به اهل‏بيت پيامبر و خط امامت و ولايت و دفاعشان از حق و ستيزشان با باطل پس از آن كه مولا اميرالمؤمنين(ع) به شهادت رسيد و جبهه حق و عدل، يارانى مخلصتر و سربازانى فداكارتر مى‏طلبيد. قسمت عمده تلاش و جهاد «مسلم‏بن عقيل‏» در دوره امامت‏حسين‏بن على(ع) و زمينه‏سازى براى نهضت آن امام شهيد، در كوفه بود، كه در فصل آينده، آن را مى‏خوانيم.

سفير انقلاب كربلا

مى‏دانيم كه «مسلم‏بن عقيل‏» پيشاهنگ نهضت كربلا و سفير امام حسين به سوى مردم كوفه بود. براى آشنايى با پيوستگى حوادث كوفه و كربلا لازم است كه خيلى كوتاه و فشرده به حوادث مقدماتى اعزام مسلم به كوفه جهت گرفتن بيعت‏به نفع امام حسين(ع) اشاره كنيم:

معاويه، پس از بيست‏سال سلطنت استبدادى مرد. يزيد، پس از معاويه بر سر كار آمد و با تهديد و تطميع بر اوضاع مسلط شد. مى‏خواست اباعبدالله الحسين(ع) را هم به بيعت وادار كند،كه سيدالشهدا، نپذيرفت و به طور مخفيانه، همراه با جمعى از خانواده خود، شبانه از مدينه بيرون آمد و به حرم خدا در مكه پناهنده شد، تا در ضمن آن، از فرصت مناسب ايام حج در جهت آگاهانيدن مردم، بهره بردارى كند.

سال شصت هجرى بود. اقامت چهار ماهه امام حسين(ع) در مكه و برخورد با مردم و تشكيل اجتماعات و گفتگوها، مردم را با انگيزه و اهداف امام، از امتناع از بيعت‏با يزيد، آشنا كرد;بخصوص مردم كوفه از اقدام انقلابى امام حسين(ع) خوشحال و اميد وار شدند. مردم كوفه، خاطره حكومت چهارساله علوى را به ياد داشتند و در اين شهر، شخصيتهاى برجسته و چهره‏هاى درخشانى از مسلمانان متعهد و ياران اهل‏بيت‏بودند. از اين رو نامه‏ها و طومارهاى مفصلى با امضاى چهره‏هاى معروف شيعه در كوفه و بصره به امام حسين(ع) نوشتند، كه تعداد اين نامه‏ها به هزاران مى‏رسيد. كوفيان،گروهى را هم به نمايندگى از طرف خود به سركردگى «ابوعبدالله جدلى‏» به نزد آن حضرت فرستادند و نامه‏هايى همراه آنان ارسال كردند.

در ميان نامه‏ها و امضاها، نام شخصيتهاى بزرگى از كوفه همچون «شبث‏بن ربعى‏» و «سليمان‏بن صرد» و «مسيب‏بن نجبه‏» و... به چشم مى‏خورد كه از آن حضرت مى‏خواستند مردم را به بيعت‏با خود دعوت كند و به كوفه بيايد و يزيد را از خلافت‏خلع كند. (5)

امام، تصميم گرفت در مقابل اصرار و دعوتهاى مكرر مردم كوفه، عكس‏العمل نشان داده و اقدامى كند. براى ارزيابى دقيق اوضاع كوفه و ميزان علاقه و استقبال مردم و تهيه مقدمات لازم و شناسايى و سازماندهى و تشكل نيروهاى انقلابى، ضرورى بود كه كسى قبلا به كوفه رفته و اين ماموريت را انجام دهد و گزارشى دقيق از وضعيت‏شهر و مردم، به او بدهد.

حضرت حسين‏بن على(ع) مناسبترين فرد براى اين ماموريت محرمانه را «مسلم‏بن عقيل‏» ديد، كه هم آگاهى سياسى و درايت كافى داشت،و هم تقوا و ديانت،و هم خويشاوند نزديك امام بود. به نمايندگانى كه از كوفه آمده بودند، فرمود:من، برادر و پسر عمويم (مسلم) را با شما به كوفه مى‏فرستم، اگر مردم با او بيعت كردند;من نيز خواهم آمد. اين كه امام از مسلم به عنوان «برادرم‏» و «فرد مورد اعتمادم‏» نام مى‏برد، ميزان اعتبار و لياقت و كفايت مسلم‏بن عقيل را مى‏رساند. آن گاه مسلم را طلبيد و به او فرمود: به كوفه مى‏روى، اگر ديدى كه دل وزبان مردم يكى است و آنچنان كه در اين نامه‏ها نوشته‏اند متفقند و مى‏توان به وسيله آنان اقدامى كرد،نظر خودت را بر من بنويس و مسلم را وصيت و سفارش كرد، به اين كه:

پرهيزكار و با تقوا باش;نرمش و مهربانى به كار ببر; فعاليتهاى خود را پوشيده‏دار; اگر مردم، يكدل و يكجان بودند و در ميانشان اختلافى نبود، مرا خبر كن. (6)

امام حسين(ع) طى نامه و پيامى جداگانه كه خطاب به مردم كوفه نوشت، تكليف مردم و ماموريت مسلم را روشن ساخت. متن نامه امام چنين بود:

«بسم الله الرحمن الرحيم

از حسين بن على، به جماعت مؤمنان و مسلمانان;

اما بعد،

سعيد و هانى، با نامه‏هايتان نزد من آمدند. آنان آخرين كسانى بودند از فرستادگانتان كه نزد من آمدند. من تمام مقصود و هدفى را كه ذكر كرده بوديد فهميدم. بيشتر سخن شما اين بود كه: ما را امام و پيشوايى نيست، پس بشتاب! شايد خدا ما را به واسطه تو بر هدايت، هماهنگ و مجتمع كند. اينك، من برادرم،عموزاده‏ام و شخص مورد اعتمادم از خانواده‏خويش «مسلم‏بن عقيل‏» را به سوى شما فرستادم و او را مامور كردم كه از حال شما و از كار و نظرتان به من گزارش بفرستد. اگر به من چنين گزارش دهد كه راى بزرگان و صاحبان فضل و خرد شما،همانند چيزى است كه قاصدان شما گفتند و در نامه‏هاى شما نوشته شده است‏به خواست‏خدا بزودى به سويتان خواهم آمد.

به جانم سوگند پيشوا و امام، تنها و تنها كسى است كه به كتاب خدا حكم و عمل كند و به قسط رفتار نمايد و به حق، گردن بنهد و خود را وقف و پايبند فرمان خدا سازد، والسلام.» (7)

اعزام مسلم و فرستادن اين پيام به كوفه، پاسخى به همه نامه‏ها و دعوتها و طومارها بود. محتواى پيام امام، در اين چند محور، خلاصه مى‏شود:

1 - تاييد كامل از مسلم به عنوان برادر، پسر عمو و نماينده‏اى مورد اطمينان.

2 - محدوده مسؤوليت مسلم در كوفه نسبت‏به ارزيابى وحدت كلمه و صداقت مردم.

3 - پاسخى به دعوتهاى مكرر، به عنوان اتمام حجت.

4 - درخواست از مردم براى حمايت و اطاعت از مسلم.

مسلم با گرفتن دو راهنما از مكه به سوى كوفه حركت كرد. روزهاى متوالى راه طى كرد. آن دو راهنما در راه، از تشنگى جان سپردند. مسلم، همراه با «قيس‏بن مسهر صيداوى‏» و «عمارة بن عبدالله ارحبى‏» با تحمل مشقتهاى توانفرساى راه، پس از بيست روز، خود را به كوفه رساند و مسافت‏سى‏روزه را با همه سختيها در بيست روز پشت‏سرگذاشت. (8)

اينك، مسلم، با شهرى رو به روست، حادثه‏خيز و پرماجرا و با گرايشهاى مختلف; شهرى با افكار گوناگون كه اگر چه بظاهر آرام است،اما آرامش قبل از طوفان را مى‏گذراند.

مسلم، وارد كوفه شد و به خانه مختار ثقفى، كه از شيعيان خالص‏حضرت على(ع) وعلاقه‏مندان به اهل‏بيت‏بود، رفت. (9)

مسلم، در كوفه

فلق با تيغ آذر،خيمه شب را زهم بدريد و... شب، دامان خود برچيد خبر در گوشهاى كوفيان پيچيد كه مسلم، افسر جانباز و پيشاهنگ اين نهضت پيام انقلاب عدل را با خويش آورده است. و مشتاقان،بسان موج خشم آلود اما طالب و مشتاق به سوى خانه مسلم، روان گشتند. درون چشمهاشان اشگهاى شوق و جانها، تشنه آزادى و دلها پر از شادى هزاران دست گرم شيعيان در دست مسلم بود و بيعت تا غروب، آن روز بر پا بود. طرفداران حق، چون حلقه، پيرامون اين رهبر شعور و شور، اندر سينه و در سر و گاهى ديدگان از اشگ شوق ياوران، تر بود.

شيعيان، دسته دسته به خانه مختار مى‏آمدند و با مسلم ديدار و بيعت مى‏كردند و مسلم هم نامه امام حسين(ع) را خطاب به مؤمنان و مسلمانان كوفه براى هر جماعتى از آنان مى‏خواند.

در يكى از همين ديدارها «عابس بن شبيب شاكرى‏» برخاست و پس از ستايش خداوند، خطاب به مسلم گفت:

«من از مردم چيزى نمى‏گويم و نمى‏دانم كه در دلها چه دارند و تو را به آنها مغرور نمى‏كنم. من از خود و آمادگى خودم به تو خبر مى‏دهم. به خدا سوگند! اگر بخوانيد، شما را اجابت مى‏كنم و در ركابتان با دشمنانتان مى‏ستيزم و در راه شما با شمشيرم كارزار مى‏كنم تا با شهادت، خدا را ملاقات كنم; و از اين كار،فقط پاداش الهى را مى‏طلبم.»

پس از او دلير مردى ديگر، كهنسال و جوان دل برخاست، به نام «حبيب‏بن مظاهر» و گفت: (خطاب به عابس)

«رحمت‏خدا بر تو باد! آنچه را در دل داشتى با سخنى كوتاه و گويا بيان كردى. به خداى يكتا سوگند، عقيده و موضع من نيز همچون تو است.» (10) و كسان ديگر هم برخاسته و اعلام وفادارى و آمادگى براى فداكارى كردند.

«از آن پس، دست‏بود و دست كه پيمان با سخنگوى «حسين‏بن على‏» مى‏بست.»

روز به روز بر تعداد هواداران امام حسين(ع) كه با نماينده‏اش مسلم،بيعت مى‏كردند افزوده مى‏شد تا اين كه پس از چند روز، به هزاران نفر مى‏رسيد. (11)

با وجود اين همه بيعتگران‏جان بر كف و انقلابيهاى آماده براى هرگونه فداكارى در راه حمايت‏حسين(ع) و بر انداختن كومت‏يزيد، مسلم‏بن عقيل، طى نامه‏اى اوضاع را به امام گزارش داد و با بيان شرايط و زمينه مساعد براى نهضت از امام خواست كه به سوى كوفه بشتابد. در نامه‏اى كه به امام نوشت،چنين بيان كرد:

«نامه‏هاى فرستاده شده، راست‏بوده و سخن فرستادگان هم درست است. مردم كوفه آماده جهاد و جانبازى در راه خدايند. هم اكنون هيجده هزار نفر، با من بيعت كرده‏اند و آماده فداكارى در ركاب تو هستند. هر چه زودتر به سوى كوفه حركت كن!»اين نامه را كه مسلم،بيست‏و هفت روز پيش از شهادتش به امام حسين(ع) نوشت، توسط «عابس‏بن شبيب شاكرى‏» براى آن حضرت فرستاد. همراه او،نامه‏هاى ديگرى هم كوفيان به امام نوشتند و با گزارش اين كه صدهزار شمشير براى يارى تو آماده است،از آن حضرت خواستند كه در آمدن به كوفه شتاب كند. (12)

كنون مسلم، نگينى در ميان حلقه انبوه ياران است حضورش مايه دلگرمى اميدواران است شكوه و هيبتى دارد، ميان كوفيان جايى و محبوبيتى دارد، و هر شب، صحبت از جنگ است، سخن از شستشوى لكه‏هاى ذلت و ننگ است كلام از شور جانسوز حقيقتهاست، ز «رفتن‏» ها و «ماندن‏» هاست. ولى دوران آن كم بود و كم پاييد، تمام شعله‏ها ناگه فرو خوابيد...

والى كوفه «نعمان بن بشير» بود كه از جانب معاويه و پس از او از سوى يزيد به اين سمت،گماشته شده بود. وقتى از تجمع‏مردم كوفه، پيرامون مسلم و بيعت‏با او آگاه شد، در يك سخنرانى مردم را تهديد كرد و آنها را از رفت‏وآمد پيش مسلم‏بن عقيل و شنيدن حرفهايش اكيدا نهى كرد; اما انقلابيون كوفه كه دل به مهر حسين(ع) سپرده و دست‏بيعت‏با نماينده‏اش مسلم داده بودند براى سخنان تهديدآميز او ارزشى قائل نشدند.

يكى از هم‏پيمانان بنى‏اميه به نام عبدالله‏بن مسلم بن ربيعه حضرمى پس از او برخاست و با سخنانى خواستار آن شد كه با مخالفان با شدت عمل بيشترى برخورد كند، چرا كه برخوردى اين‏گونه كه از موضع ناتوانى و ضعف است فتنه مسلم را نمى‏تواند بخواباند. با اوجگيرى نهضت نيمه مخفى مسلم در كوفه گزارشهاى تندى به شام و نزد «يزيد» فرستاده مى‏شد. از جمله همان عبدالله حضرمى، كه از او ياد شد،طى نامه‏اى براى يزيد اين گونه نوشت: «مسلم‏بن عقيل به كوفه آمده و شيعه به نفع حسين‏بن على با او بيعت كرده‏اند. اگر به كوفه نياز دارى، مرد نيرومندى براى سركوبى شورشيان و اجراى فرمانت‏بفرست، چرا كه نعمان‏بن بشير، مردى ناتوان است‏يا خود را ضعيف مى‏نماياند....»

يزيد براى حفظ سلطه و حاكميت‏بر كوفه عنصر ناپاك و سفاك و خشنى همچون «عبيدالله بن زياد» را كه حاكم بصره بود، انتخاب كرد. «ابن‏زياد» با حفظ سمت، والى كوفه نيز شد. ماموريت ابن‏زياد آن بود كه به كوفه برود و مسلم را دستگير كند و سپس او را محبوس يا تبعيد كند، يا به قتل برساند. (13)

ابن زياد،با اجازه و اختيارهاى نامحدودى براى قلع‏وقمع و كشتار و فرونشاندن آتش مبارزات، مخفيانه و با قيافه‏اى مبدل و نقابدار به هنگام شب وارد كوفه شد و مراكز قدرت را، با عملياتى شبيه كودتا به دست گرفت.

ابن زياد قبل از آمدن به كوفه در بصره سخنرانى كرد و براى اين كه در غياب او هيچ‏گونه حادثه و شورشى پيش نيايد،ضمن تهديداتى كه نسبت‏به مردم نمود، برادر خودش را كه عثمان نام داشت، به جاى خود گماشت و خود به كوفه رفت. (14)

مردمى كه با مسلم بيعت كرده و در انتظار آمدن حسين بن على(ع) به كوفه بودند، با ورود ابن‏زياد به كوفه، وضعى ديگر پيدا كردند. فردا صبح كه مردم براى نماز جماعت‏به مسجد آمدند،ابن‏زياد از دارالاماره بيرون آمد و در سخنان خود، خطاب به مردم گفت: «... اميرالمؤمنين يزيد، مرا فرمانرواى شهر و اين مرز و بوم و حاكم بر شما و بيت‏المال قرار داده است و به من دستور داده كه با ستمديدگان،انصاف و با محرومان بخشش داشته باشم و به فرمانبرداران نيكى كنم و با متهمان به مخالفت و نافرمانى با شدت و با شمشير و تازيانه رفتار كنم. پس هر كس بايد بر خويش بترسد. راستى گفتارم هنگام عمل‏روشن مى‏شود; به آن مرد هاشمى (مسلم‏بن عقيل) هم برسانيد كه از خشم و غضب من بترسد.» (15)

از اين پس، مجراى بسيارى از حوادث، دگرگون شد و اوضاع برگشت. ابن‏زياد، رؤساى قبايل و محله‏ها را طلبيد و برايشان صحبتهاى تهديدآميز كرد و از آنان خواست كه نام مخالفان يزيد را به او گزارش دهند،و گرنه خون و مال و جانشان به هدر خواهد رفت. (16)

حزب اموى، كه مى‏رفت‏بساطش نابود و برچيده گردد،ديگر بار، جان گرفت و آن تهديدها و تطميع‏ها و فريبكاريها و تبليغهاى دامنه‏دار، تاثير خود را بخشيد و والى جديد، توانست‏با قدرت و قوت و با تمام امكانات جاسوسى و خبرگيرى و خبررسانى، جوى از وحشت و ارعاب را فراهم آورد. با دستگيريها و خشونتها و برخوردهاى تندى كه انجام داد، بر اوضاع مسلط شد و ورق برگشت.

دوران اختفا

مسلم بن عقيل، در خانه «مختار» بود كه صحنه حوادث به صورتى كه ياد شد، پيش آمد. از آن جا كه ابن‏زياد، براى سركوبى انقلابيها به دنبال رهبر اين نهضت; يعنى مسلم مى‏گشت، مسلم مى‏بايست جاى امنتر و مطمئنترى انتخاب كند. اين بود كه مقر و مخفيگاه خود را تغيير داد و به خانه «هانى‏» رفت.

هانى‏بن عروه،از بزرگان كوفه و چهره‏هاى معروف و پرنفوذ شيعه در اين شهر بود كه هواداران و نيروهاى مسلح و سواره‏اى كه تعدادشان به هزاران نفر مى‏رسيد در اختيار داشت. هانى، در آن هنگام حدود نود سال داشت و افتخار حضور پيامبر را هم درك كرده بود و در زمان اميرالمؤمنين(ع) هم در جنگهاى جمل و صفين و نهروان ملازم ركاب آن حضرت بود و از اخلاصى والا و وفايى شايسته در حق اهل‏بيت پيامبر برخوردار بود. (17) اينك، بار ديگر موقعيتى پيش آمده بود كه هانى، صداقت و ايمان و تعهد خويش را نسبت‏به حق نشان دهد و در اين شرايط خطرناك و اوضاع بحرانى، پذيراى «مسلم‏» گردد كه در راس نيروهاى شيعى است و تحت تعقيب از سوى حاكم كوفه.

هانى، مسلم را در خانه خود در موقعيتى مطمئن جا داد. از آن پس، شيعيان دوباره رفت‏وآمدهاى پنهانى خود را به خانه هانى شروع كردند و ديدارها با مسلم، در آن جا انجام مى‏گرفت و هنوز «عبيدالله زياد» از مخفيگاه جديد مسلم بى‏اطلاع بود. (18)

يكى از وقايع مربوط به دوران مخفى بودن مسلم در خانه هانى نقشه ترور «ابن‏زياد» است كه انجام نشد. قضيه از اين قرار بود :

يكى از بزرگان بصره، كه از شيعيان خالص اميرالمؤمنين(ع) محسوب مى‏شد، «شريك‏بن اعور» بود. شريك از كسانى بود كه در ركاب على(ع) و همراه عمار ياسر، در جنگ صفين با معاويه جنگيده بود. هنگام آمدن «عبيدالله زياد» به كوفه او هم همراه جمعى اجبارا از بصره به طرف كوفه مى‏آمد كه در راه، از قافله عقب ماند و چون بيمار هم شده بود، پس از رسيدن به كوفه به خانه «هانى‏» وارد شد. ابن‏زياد كه از بيمارى شريك مطلع شد، تصميم گرفت‏براى عيادت او به خانه هانى برود.

به پيشنهاد شريك، تصميم بر آن شد كه «مسلم‏» در پستوى خانه و پشت پرده، كمين كند و در وقت‏حضور ابن‏زياد با علامتى كه به مسلم مى‏دهند (آب خواستن شريك) بيرون آمده و او را به قتل برساند. طبق برخى از نقلها، در اجراى اين طرح، بنا بود كه سى‏تن از شيعيان هم حضرت مسلم را يارى كنند.

«ابن زياد» آمد و نشست و صحبتهايى كردند، ولى وقتى شريك، آب طلبيد، مسلم براى اجراى طرح، بيرون نيامد و با تكرار علامت، باز هم از مسلم خبرى نشد. ابن زياد كه احتمال خطرى مى‏داد، از هانى پرسيد: او چه مى‏گويد؟ گفتند: تب كرده و هذيان مى‏گويد. اما عبيدالله زياد، زود از آن جا رفت.

پس از رفتن او از مسلم پرسيدند چرا نقشه را عملى نكردى؟ گفت: به دو جهت، يكى به خاطر سخنى كه على(ع) از پيامبر اسلام(ص) نقل كرده كه: «ايمان، مانع كشتن غافلگيرانه است‏» ديگرى به خاطر اصرار همراه با گريه همسر هانى كه از من خواست در خانه او چنين كارى نكنم. هانى گفت: واى بر آن زن كه هم خودش و هم مرا از بين برد و از آنچه كه مى‏ترسيد، در آن واقع شد. شريك گفت: اگر او را كشته بودى،فاسق فاجر و مكارى را از بين برده بودى (19) .

نفوذ دشمن به تشكيلات نهضت

نهضت مسلم و هوادارانش، صورت مخفيترى گرفت و ارتباطها پنهانتر انجام مى‏شد. با تغيير شرايط،كوفه به كانون خطرى براى انقلابيهاى شيعه تبديل شده بود كه با كمترين غفلتى ممكن بود خطرات بزرگى پيش بيايد. سياست كلى «ابن‏زياد» نابودى مسلم و شكست اين نهضت‏بود و براى اين كار، دو نقشه كلى را در دست اجرا داشت:

1 - جستجو و تعقيب مسلم و طرفدارانش.

2 - خريدن سران شهر و چهره‏هاى با نفوذ.

براى پى‏بردن به مخفيگاه مسلم و اطلاع از قرارها و برنامه‏ها و شناختن عوامل مؤثر در نهضت مسلم، راهى كه از سوى ابن‏زياد پيش گرفته شد، استفاده از يك عامل نفوذى بود كه با جاسوسى، اخبار نهضت مسلم را به حكومت‏برساند. اين عامل نفوذى ابن‏زياد كسى جز «معقل‏» نبود. معقل كه از سرسپردگان‏حكومت‏بود، با دريافت‏سه‏هزار درهم، ماموريت‏يافت كه به عنوان يك هوادار مسلم و طرفدار نهضت‏با طرفداران مسلم تماس بگيرد و به عنوان يك انقلابى،كه مى‏خواهد اين پولها را براى صرف در راه‏انقلاب و تهيه سلاح و امكانات مبارزه به مسلم تحويل دهد، كم‏كم به پيش مسلم راه يافته و از خانه او و تشكيلات و افراد مؤثر، گزارش تهيه كرده و به ابن‏زياد خبر دهد.

معقل، به مسجد آمد و نماز خواند و با عده‏اى صحبت كرد تا اين كه او را به «مسلم‏بن عوسجه‏» راهنمايى كردند، كه مردى شريف و از شخصيتهاى بارز شيعه در تشكيلات مسلم‏بن عقيل بود. معقل صبر كرد تا نماز «مسلم‏بن عوسجه‏» تمام شد. آن گاه پيش رفت و طبق برنامه از پيش ديكته شده،خود را چنين معرفى كرد: مردى از اهل شام و از قبيله «ذى‏الكلاع‏» هستم كه خداوند، نعمت محبت و دوستى اهل‏بيت را به من عطا كرده است. شنيده‏ام كه مردى از اين خاندان به كوفه آمده و مردم را به يارى پسردختر پيامبر دعوت كرده و از آنان بيعت مى‏گيرد. پولى دارم كه مى‏خواهم به او برسانم و نيز دوست دارم كه او را از نزديك ديدار كنم. مردم تو را به من معرفى كرده‏اند. اين پولها را از من بگير و مرا نزد آن مرد ببر تا با او بيعت كنم.

مسلم‏بن عوسجه كه سخنان او را باور كرده بود،ضمن ابراز خوشحالى از ديدن آن مرد كه خود را دوستدار خاندان پيامبر معرفى كرده بود،از «معقل‏» قولها و پيمانهاى استوار گرفت كه قدمى از راه خيرخواهى فراتر نگذارد و جريان را پوشيده نگه دارد. معقل هم هر قول و پيمانى را كه وى مى‏خواست‏به او داد.

مسلم‏بن عوسجه كه به سخنان او اطمينان پيدا كرده بود، به او گفت: چند روزى به خانه من بيا، تا من مقدمات و اجازه‏ديدار تو را با آن مرد كه در جستجوى او هستى فراهم كنم.

به اين صورت، كم‏كم اين جاسوس ابن‏زياد، به خانه هانى هم كه پناهگاه مسلم‏بن عقيل بود راه پيدا كرد و با مسلم ملاقات نمود و پولها را به او تحويل داد و بتدريج‏خود را يكى از طرفداران نهضت، جا زد. صبحها زودتر از همه مى‏آمد و ديرتر از همه مى‏رفت و اخبار درونى نهضت را به عبيدالله زياد،گزارش مى‏داد. (20)

اين از يكسو، اخبار نهضت را به دشمن انتقال داده بود و از سوى ديگر، نامه‏اى را كه مسلم‏بن عقيل توسط «عبدالله يقطر» (21) براى حسين‏بن على(ع) نوشته و از اوضاع جارى به امام گزارش داده بود، به دست گشتيهاى عبيدالله زياد افتاد. حامل نامه را پيش عبيدالله زياد بردند. (22) وقتى كه آن مرد، حاضر نشد نويسنده نامه را معرفى كند و مقاومت كرد، به دست ماموران و به دستور ابن‏زياد، به شهادت رسيد اما خيانت نكرد.

با پى بردن به مخفيگاه مسلم و مركزيت نهضت و افراد مؤثر در جريان مبارزه، ابن زياد، بيشتر احساس خطر كرد و تصميم گرفت كه هر چه زودتر دست‏به كار شود و انقلاب را قبل از آن كه به مرحله غيرقابل كنترلى برسد، درهم شكسته و سران نهضت و مقاومت انقلابيها را درهم شكند. اين بود كه نقشه حمله گسترده به نهضت و پيشگامان آن و چهره‏هاى سرشناس تشكيلات مسلم كشيده شد و اولين گام،دستگيرى «هانى‏» بود.

نهضت در خطر

نقش «هانى‏» در نهضت، بسيار بود; از اين رو والى كوفه به فكر دستگيرى هانى افتاد تا از اين طريق به مسلم هم دسترسى پيدا كند، زيرا مى‏دانست تا وقتى كه هانى، در محل خود مستقر باشد، بازداشت مسلم‏بن عقيل عملى نيست و نيروهاى زيادى كه در اختيار و در فرمان هانى هستند،مقاومت و دفاع خواهند كرد. پس بايد با نقشه‏اى پاى هانى را به «دارالاماره‏» بكشد و او را در همان جا زندانى كند تا بين او و مسلم جدايى بيفتد.

هانى به بهانه مريضى پيش «عبيدالله زياد» نمى‏رفت، تا اين كه ابن‏زياد، چند نفر را در پى او فرستاد و با اين بهانه كه والى كوفه مى‏خواهد تو را ببيند، او را به دارالاماره بردند. (23)

«عبيدالله بن زياد» والى كوفه در اولين برخورد، سخنان تندى به او گفت، از جمله اين كه هنگام ورود هانى گفت: «خيانتكار، با پاى خود آمد!»

سخنان نيشدار ابن‏زياد و گوشه و كنايه‏هاى او سبب شد كه هانى بپرسد: مگر چه شده است؟

ابن زياد گفت: اين چه غوغايى است كه در خانه خود،عليه اميرالمؤمنين يزيد،بر پا كرده‏اى؟! مسلم را در خانه خود جا داده و براى او افراد جنگى و سلاح، جمع مى‏كنى و گمان كرده‏اى كه اينها بر من پوشيده است؟

هانى انكار كرد، اما ابن‏زياد، هانى را با «معقل‏» روبه‏رو كرد. اين جا بود كه هانى فهميد كه معقل،جاسوس ابن‏زياد بوده است (24) و خود را به عنوان يك انقلابى هوادار اهل‏بيت و بيعت كننده با مسلم به نفع حسين‏بن على(ع) در درون تشكيلات نهضت، جا زده است.

آن ديدار به جر و بحث كشيده شد و پس از گفتگوهاى تندى كه رد و بدل شد،ابن‏زياد عصاى غلام خويش (مهران) را گرفت،و در حالى كه مهران، از موهاى سر هانى گرفته بود،با عصا آن قدر بر سر و صورت او زد تا اين كه دماغ و پيشانى هانى شكست. در اين لحظه هانى دست‏برد تا شمشير نگهبانى را كه نزديكش بود بكشد و... كه جلوى دستش را گرفتند، و به فرمان عبيدالله زياد او را به زندان انداختند. (25)

دستگيرى هانى، كه براى حكومت، يك موفقيت‏به حساب مى‏آمد و از اين طريق ابن‏زياد توانسته بود مانعى بزرگ را از پيش پاى خود بردارد، در وضع روحى بعضى از انقلابيها تاثير منفى گذاشت.

انفجار پيش از موعد

هانى در بازداشت «عبيدالله‏بن زياد» بود. سربازان والى در انديشه حمله به خانه هانى و مسلم، در فكر دفاع و مقابله بود. برنامه انقلاب، به صورتى كه از پيش طرح‏ريزى شده بود، عملى نبود، مسلم تصميم گرفت وقت‏حمله را جلو بيندازد.

عده‏اى زياد از نيروها كه در خارج شهر بودند و انتظار رسيدن وقت موعود را مى‏كشيدند،از تصميم جديد، بى‏خبر بودند. مسلم به يكى از ياران خود دستور داد تا رمز حمله و شروع نهضت‏حق‏طلبانه را در قالب درگيرى با نيروهاى دشمن در شهر اعلام كند. شعار پرشور و حماسى «يامنصور، امت‏» (26) طنين افكند. دلها به هم پيوست و پنجه‏ها بر قبضه شمشيرها فشرده شد و پيروان حق و سربازان دين و بيعت كنندگان با مسلم از هر سو براى يارى او گرد آمدند. قلب تپنده اين حركت، خانه هانى بود كه مسلم را در خود جاى داده بود. در خانه‏هاى اطراف هم، حدود چهارهزار نفر، نيروى مسلح براى كارهاى ضرورى و برنامه‏هاى پيش‏بينى نشده، به عنوان ذخيره، آماده بودند. نيروهاى موجود، مى‏بايست‏به شكلى سازماندهى مى‏شدند تا با سپاه مهاجم دشمن، مقابله كنند. گرچه نيروها خيلى زياد نبودند، اما مسلم‏بن عقيل، همين تعداد را هم به صورت زير، جناح‏بندى و سازماندهى كرد:

«عبدالرحمن بن عزيز كندى‏» و امير «ربيعه‏» و فرمانده سواركاران و گروه پيشاهنگ.

«مسلم‏بن عوسجه‏» امير قبايل مذحج و بنى‏اسد و فرمانده نيروهاى پياده.

«ابو ثمامه صاعدى‏» امير قبيله تميم و همدان.

«عباس بن جعده جدلى‏» فرمانرواى نيروهاى مدينه.

با اين آرايش نظامى دستور حمله به طرف قصر و مركز فرماندهى‏«عبيدالله زياد» را صادر كرد. (27)

در اين لحظه‏ها مسلم‏بن عقيل، فقط به «حق‏» مى‏انديشيد و به مظلوميت هميشگى پيروان حق. مبارزه با ستم و مجسمه‏هاى فسق و ظلم را وظيفه‏اى مقدس و مسؤوليتى عظيم و الهى مى‏ديد. عمل به وظيفه سبب شده بود كه مسلم، «خود» را فراموش كند و به «خدا» بينديشد.

آمده بود، تا صداى حق را جايگزين همه همهمه‏ها و هياهوهاى عربده‏جويان دنياخواه و زرپرست و قدرت طلب قرار دهد; آمده بود تا اراده‏ها و بازوها و شمشيرهاى آزادگان مؤمن را در راه خدا و در خط رهبرى حسين بن على(ع) متحد و منسجم سازد، و اينك در شرايط دشوارى كه پيش آمده است، جهادى عظيم و فداكارى خونرنگ و حماسه‏اى جاويد و ماندگار و لازم است; و... مسلم،قدم در اين ميدان گذاشت.

ابن‏زياد كه به دنبال دستگير كردن «هانى‏» احساس خطر مى‏كرد، براى پيشگيرى از بروز هرگونه عكس‏العمل تند مردم، در مسجد، مشغول سخنرانى براى مردم بود و كسانى را كه در مقام مخالفت‏با حكومت‏باشند، تهديد مى‏كرد... كه خبر دادند،مسلم و هوادارانش قيام را آغاز كرده‏اند. از منبر فرود آمد و بسرعت‏به قصر رفت و دستور داد درها را ببندند و خود در قصر، پناهنده شد. چيزى نگذشت كه قصر در محاصره نيروهاى طرفدار مسلم قرار گرفت و مسجد كوفه از ياران مسلم پر شد و هر ساعت‏بر تعدادشان افزوده مى‏گشت. (28)

عبيدالله، براى نجات از اين بحران از شيوه به كارگيرى مزدوران خود فروخته استفاده كرد. از سويى جمعى را به بيرون فرستاد تا ضمن تشكيل يك گروه مقاومت‏براى مبارزه با ياران مسلم از طريق پخش شايعات، در صفوف سربازان مسلم دودستگى ايجاد كنند، و از طرفى هم،كسانى را مامور ساخت كه با گفته‏هاى خود،مردم را از اطراف مسلم‏بن عقيل متفرق سازند تا به اين طريق، هم حلقه محاصره قصر، شكسته شود و هم مسلم تنها بماند.

خائنانى خودفروخته حاضر شدند براى رضاى خاطر عبيدالله كه در داخل قصر محاصره شده و چيزى به نابودى‏اش نمانده بود،به ميان جمع مردم آيند و از آنان بخواهند كه پراكنده شوند و جان خود و سرنوشت‏خانواده خويش را به خطر نيندازند. كثيربن شهاب يكى از اين مزدوران بود كه خطاب به مردم گفت:

«شتاب نكنيد! به سوى خانه و خانواده خود برگرديد و خود را به كشتن ندهيد. هم اكنون سپاه مجهز يزيد از شام فرا مى‏رسد....

امير شما عبيدالله تصميم گرفته است كه:هر يك از شما، تا شب به خانه خود نرود و مقاومت كند، حقوقش قطع شود و جنگجويانتان را نيز بدون حقوق به جنگ در مرز شام بفرستد و بى‏گناهان را به جاى گناهكاران،و حاضران را به جاى غايبان بگيرد و در بند كشد،تا احدى از شما نماند....»

اين سخن و امثال آن، باعث‏شد كه وحشتى در دلها پيدا شود جمعى از سست ايمانان بتدريج از اطراف مسلم پراكنده شدند (29) ; طايفه و عشيره مسلم‏بن عوسجه و حبيب‏بن مظاهر نيز براى حفاظت آنان، آنها را گرفته و در جائى حبس كردند. (30)

شروع پيش از موعد مقرر عمليات كه به مسلم‏بن عقيل تحميل شد،از يكسو،و تبليغات مسموم و شايعه‏پراكنيها و تهديدها و ارعابهاى دشمنان و منافقان از سوى ديگر و عدم آمادگى همه نيروهاى مسلم براى برنامه طرح‏ريزى شده از طرف ديگر، امكان موفقيت مسلم را ضعيف كرده بود.فقط چهارهزار نيرو، از جمع سى‏هزار نفرى بيعت كننده، حضور داشتند و مسلم نمى‏توانست‏با اين تعداد از افراد، هم محاصره را داشته باشد و هم در جبهه ديگرى كه به دنبال اين تبليغات و تهديدها، پديد آمده بود به مبارزه بپردازد، زيرا شهر بزرگ كوفه شاهد صحنه‏هاى درگيرى متعددى بود كه بين هواداران دو جناح به وجود آمده بود.

مسلم، در اين اوضاع وخيم همراه نيروهاى تحت فرمان خود با قلبى سرشار از ايمان به خدا و حقانيت راه و جهاد خويش دلاورانه مى‏جنگيد. مسلم،آن روز، كربلايى در درون كوفه به وجود آورد! تعدادى از يارانش به شهادت رسيدند و خود نيز پس از آن همه درگيرى و جنگ،مجروح شده بود. (31) آن روز به پايان رسيد. سختى مبارزه، عده‏اى را به خانه‏هاى خود كشاند. تهديدهاى حكومت، عده‏اى ديگر را از ميدان جهاد و تعهدات «بيعت‏» به خانه و زندگى آسوده كشاند. تبليغات گسترده هم در روحيه عده‏اى ديگر تزلزل و ضعف پديد آورد. در نتيجه، شب هنگام، مسلم‏بن عقيل در مسجد، نماز مغرب را فقط با حضور سى‏نفر اقامه كرد. پس از نماز،آن عده كمتر شده بودند (ده نفر) از مسجد كه بيرون آمد،حتى يك نفر هم همراهش نبود كه او را به جايى راهنمايى كند. (32)

تمام آن هزاران مرد كه با او عهدها بستند به هنگام «بلا» هنگامه سختى شگفتا! عهد بشكستند. يكى از قطع نان ترسيد يكى مرعوب قدرت بود يكى مجذوب زر، مغلوب درهم، عاشق دينار چه شد آن عهدهاى سخت؟ چه شد آن دستهاى گرم بيعتگر؟ كجا ماندند؟... كجا رفتند؟... كه مسلم ماند و شهرى بى‏وفا مردم؟... .

غربت مظلومانه مسلم

كوفه كه به خاطر نهضت‏براى مسلم «وطن‏» شده بود، اينك به غربت تبديل شده است و مسلم، غريبى در وطن! مسلم براى يافتن خانه‏اى كه شب را به روز آورد و در پناه آن، مصون بماند، در كوچه‏ها غريبانه مى‏گشت و نمى‏دانست‏به كجا مى‏رود.

سر از محله «بنى‏بجيله‏» درآورد. همه درها بسته بود و هر كس، سوداى سلامت و آسايش خويش را در سر داشت.

زنى به نام «طوعه‏»، جلوى خانه‏اش ايستاده، نگران و منتظر پسرش بود. طوعه شيعه و هوادار مسلم بود، اما اين غريب را نمى‏شناخت. مسلم، جلو رفت و سلام داد و آب خواست....

زن آب آورد. مسلم نوشيد و ظرف را به طوعه باز پس داد. زن ظرف را در خانه گذاشت و برگشت. ديد كه اين مرد،همچنان ايستاده است. زن پرسيد:

- مگر آب نخوردى؟

- چرا.

- پس به خانه‏ات و نزد خانواده خودت برو!

- ... .

- گفتم برخيز و به خانه خويش برو! بودن تو در اين جا براى من خوب نيست،من راضى نيستم.

- من كه در اين شهر خانه و كسى را ندارم!

- مگر تو كيستى و از كجايى و... .؟

- من مسلم‏بن عقيلم... آيا ممكن است نيكى كنى؟ شايد روزى بتوانم جبران كنم! «طوعه‏» وقتى مسلم را شناخت، او را به درون منزل دعوت كرد و با نهايت‏احترام و خضوع،از او پذيرايى كرد. (33)

اين زن فداكار، كه به مردان پيمان‏شكن و سست عنصر و ترسو درس شهامت و وفا مى‏آموزد، دين خويش را به مكتب و راه حسين(ع) ادا كرد و به وظيفه‏اش در قبال سفير و نماينده آن حضرت در نهضت، عمل نمود و در خدمتگزارى مسلم از هيچ چيز كوتاهى نكرد. اما مسلم، شورى ديگر در سر داشت. از سويى به بى‏وفايى مردم مى‏انديشيد و از سويى به نامه و گزارشى فكر مى‏كرد كه به حسين‏بن على(ع) فرستاده و از وى خواسته بود كه بسرعت،خود را به كوفه برساند كه زمينه از هر جهت آماده است، و از ديگر سو سرنوشت‏خويش را در «شهادت‏» مى‏يافت و در انديشه پايان كار و سرانجام اين نهضت و فرداى حوادث بود.

و... غذا نخورد. شب را به عبادت و تهجد پرداخت و نخوابيد. فقط سحرگاهان اندكى خواب چشمانش را فرا گرفت و اميرالمؤمنين را ديد و خواب شهادت را و مهمان على شدن را. (34)

لحظه‏هاى آن شب براى مسلم معناى ديگرى داشت. شب قدر بود. شب آخر بود. انتظار آن را مى‏كشيد كه در همان جا به سراغش بيايند تا دستگيرش كنند.

پسر طوعه، بر خلاف مادرش از هواداران «ابن‏زياد» بود. شب كه به خانه آمد، از حركات و رفتار مادر، متوجه اوضاع غيرعادى شد. با كنجكاوى فراوان بالاخره فهميد كه مهمان خانه‏شان كسى جز مسلم‏بن عقيل نيست. بسيار خوشحال شد، كه اگر به والى شهر خبر دهد، جايزه خواهد گرفت. گرچه به مادرش قول داد و تعهد سپرد كه به كسى نگويد (35) ، ولى صبح زود،خبر را به وابستگان عبيدالله بن زياد رسانده بود. اين به دنبال حوادث همان شب در كوفه و مسجد بود.

آن شب، خانه گردى وسيع در كوفه شروع شد. راههاى خروجى شهر زير كنترل قرار گرفت و عده‏اى هم دستگير شدند. عبيدالله، مطمئن شد كه كسى از ياران مسلم نمانده و مراكز مقاومت نهضت،درهم شكسته است. همان شب، اعلام كرد كه همه در مسجد جامع، جمع شوند. مسجد پر از جمعيت‏شد.

ابن‏زياد، با جوش و خروش، براى مردم، سخنانى تهديدآميز، همراه با تطميع، بيان كرد. قساوت و خشونت از گفتارش مى‏باريد. بيشترين تهديد، نسبت‏به كسانى بود كه به مسلم پناه دهند و مژده جايزه به كسى داد كه مسلم را -يا خبرى از او را نزد او بياورد. به «حصين‏بن نمير»،رئيس پليس شهر، دستور اكيد داد تا شهر را دقيقا زير نظر و كنترل خود بگيرد و براى يافتن مسلم، خانه‏ها را بگردد. پس از اين سخنان، از منبر به زير آمد و به قصر بازگشت. (36)

فرداى آن شب، ابن‏زياد، ديدار عمومى داشت. محمدبن اشعث (37) را هم در مجلس، كنار خود نشانده بود و از خدماتش تعريف مى‏كرد و ديگران هم حاضر بودند. پسر طوعه،كه از بودن مسلم در خانه خودشان، خبر داشت، ماجراى شب گذشته را به پسر محمدبن اشعث نقل كرد. او هم خبر را آهسته در گوش محمدبن اشعث گفت. وقتى ابن‏زياد،از ماجرا مطلع شد، به او ماموريت داد كه مسلم را نزد وى حاضر سازد. (38)

اما دستگيرى مسلم و آوردنش پيش عبيدالله زياد، كار آسانى نبود. از اين رو ابن‏زياد، شصت، هفتاد نفر از قبيله قيس را، همراه و تحت فرمان محمد اشعث قرارداد تا براى گرفتن و آوردن مسلم به خانه طوعه بروند.

كربلايى درون كوفه

سپاه آل‏سفيان، در پى آيينه‏دار آفتاب عدل تمام خانه‏ها را سخت مى‏گرديد. نگهبانان شهر شب طرفداران قصر ظلم روان در جستجوى مسلم از هر سوى، مى‏رفتند و باطل در پى حق بود «غسق‏» در جستجوى فجر سياهى در پى خورشيد!

صداى پاى اسبها،خبر از تهاجم ماموران ابن‏زياد مى‏داد. هدف،خانه طوعه بود و نقشه، دستگيرى مسلم. مسلم كه پرورده سايه سلاح و بزرگ شده صحنه‏هاى كارزار بود، از شجاعت‏خويش براى درهم شكستن حلقه محاصره استفاده كرد و پس از به پايان رساندن عبادت خويش، زره پوشيد و سلاح برگرفت و بر مهاجمان حمله كرد و آنان را از خانه بيرون راند. (39)

براى اين كه خانه آن شير زن متعهد، در اين ميان، آسيب نبيند، مبارزه را به بيرون از خانه كشيد و با ديدن انبوه‏ماموران مهاجم كه آماده آتش زدن و سنگباران كردن خانه بودند،گفت:

اين همه سر و صدا براى كشتن فرزند عقيل است؟

اى نفس!

به سوى مرگى كه از آن، گريزى نيست، بيرون شو! (40)

شمشيرى آخته بر كف، اراده‏اى استوار در سر، قوتى كم‏نظير در دل و بازو، خون شرف و غيرت در رگها، بى‏هراس و ترس، بر آنان تاخت و براى دومين مرحله، آنان را پراكنده ساخت.

مسلم نايب و نماينده حسين بود. نسخه‏اى برابر با اصل. تصميم گرفته بود كربلايى در كوفه بر پا سازد، و حماسه‏اى به ياد ماندنى و درسى عظيم از قدرت رزمى و روحى يك «مؤمن‏» در تاريخ، بر جاى بگذارد. يك تنه در برابر انبوهى از سپاهيان ابن‏زياد ايستاده بود و دليرانه مقاومت و جنگ مى‏كرد. هر هجومى را با شمشير دفع مى‏كرد و هر مهاجمى را ضربتى كارى مى‏زد.

عاشورايى بود و نبرد حق و باطل در رزم مسلم‏بن عقيل با آن گروه، تجلى يافته بود. نيروهاى حكومت كه خود را از مقابله با آن قهرمان، ناتوان ديدند، عده‏اى به پشت‏بامها رفته و بر سرش سنگ و آتش ريختند،ولى حماسه مسلم،همچنان جريان داشت و آن بزدلان بى‏ايمان از مقابل حمله‏هايش مى‏گريختند. (41)

و در هنگام حمله رجز مى‏خواند (43) و مى‏گفت: (خطاب به خود)

«اين مرگ است، هر چه مى‏خواهى بكن!

بى‏شك،جام مرگ را خواهى نوشيد.

براى فرمان خدا شكيبا باش!

كه حكم خدا در ميان بندگان،جارى است.» (44)

گرچه والى كوفه نمى‏خواست‏خود را تسليم اين واقعيت كند كه مسلم، شجاع است و مامورانش حريف رزم او نيستند، ولى تلفات سنگين نيروهايش به دست مسلم‏بن عقيل گوياتر از هر گزارش و سندى بود كه مى‏توانست‏به آن، اعتماد كند.

و... مسلم، همچنان درگير با سپاه ابن‏زياد بود و اين حماسه را بر لب داشت كه:

«سوگند خورده‏ام كه جز آزاد مرد، كشته نشوم، هر چند كه مرگ را چيز ناخوشايندى ببينم.

بيم از آن دارم كه به من دروغ گفته، يا فريبم داده باشند. بالاخره اين آب خنك با آب گرم درياى تلخ، آميخته مى‏شود.

پراكندگى خاطر را بزداى و با تمركز و استقرار بجنگ! هر كس، روزى بدى را ملاقات خواهد كرد.» (45)

گرچه قواى كمكى به تعداد 500 نفر به سربازان ابن‏زياد پيوستند، ولى مسلم،اين حماسه‏آفرين شجاع، همچنان به تنهايى به جنگ با آنان مشغول بود و از آنان مى‏كشت. (46) تلاش محمد اشعث و نيروهايش براى زنده دستگير كردن مسلم بود و چون درگيريها به طول انجاميد و به اين هدف نرسيدند، ابن‏زياد،از اين تاخير بسيار در دستگيرى يك نفر ناراحت‏شد و به محمد اشعث، پيغام فرستاد.

او، در جواب ابن‏زياد گفت: «اى امير» خيال مى‏كنى كه مرا به سراغ يكى از بقالهاى كوفه فرستاده‏اى؟! تو مرا به مقابله با شمشيرى از شمشيرهاى محمدبن عبدالله فرستاده‏اى!...» سپس، باز هم برايش نيروى امدادى فرستاد. (47)

ابن زياد، پيغام داد كه به مسلم، امان بدهند. مى‏خواست كه از اين طريق، مسلم را به تسليم وادارد، ولى مسلم‏بن عقيل،امان آن عهدشكنان را باور نمى‏كرد و زير بار آن نمى‏رفت. اين بود كه به مبارزه ادامه داد.

آن قدر ضربه و جراحت‏بر او وارد شده بود كه به ديوارى تكيه داد و گفت:

«چرا سنگبارانم مى‏كنيد؟ كارى كه با كافران مى‏كنند،در حالى كه من از خاندان پيامبران و ابرارم. آيا حق پيامبر(ص) را درباره خاندان و عترتش مراعات نمى‏كنيد؟» (48)

جنگ طولانى و سخت‏با آن همه دشمن،او را به شدت مجروح و ناتوان و تشنه كرده بود. پيكر و چهره خون گرفته‏اش شاهد جهاد عظيم او بود. مسلم، تصميم داشت كه تا آخرين قطره خون و تا واپسين دم و تا شهادت بجنگد، اما اطرافش را گرفتند و در يك حلقه محاصره از پشت‏سر، نيزه‏اى بر او زده و او را به زمين افكندند و بدين گونه، اسيرش كردند. (49) طبق برخى از نقلها سر راهش گودالى كندند و مسلم در آن افتاد و اسير شد.

مسلم را گرفتند; آزاده‏اى كه در انديشه نجات آن اسيران بود، خود، در دست آنان گرفتار شد. او را به سوى دارالاماره بردند و ورقى ديگر از حماسه در پيش ديدگان تاريخ، نمودار شد.

اسير آزاد

قهرمان، گرفتار دشمن شد و به سوى قصر والى روان گرديد. زخمهاى جانكاه،خستگى شديد،خونهاى سر و صورت، مسلم قهرمان را از توان و قدرت انداخته بود. شهادت را بروشنى احساس مى‏كرد و از آن خرسند بود. گويا با خود مى‏گفت:

من،امروز، از خم خون، مى‏چشم شهد شهادت را ولى خرسند و خشنودم كه مرگم جز به راه حق و قرآن نيست. از اين مردن سرافرازم كه پيش باطل و بيداد نياوردم فرود، اين سر نكردم سجده بر دينار نسودم لحظه‏اى پيشانى‏ام،بر زر كنون در چنگ اين دشمن، شرافتمند مى‏ميرم نگريد مادرم بر من نريزد خواهرم در سوگ من، اشكى زجام ديده بر دامن بگوييدش كه من، مردانه جنگيدم و بر مرگ دليران و جوانمردان نمى‏بايست گرييدن.

ولى... مسلم را گريه فرا گرفت،و گفت: «انا لله وانا اليه راجعون‏» يكى از سران سپاه ابن‏زياد، از روى طعنه، گفت: كسى كه در پى اين كارها باشد، بر اين پيشامدها نبايد گريه كند. مسلم گفت: «به خدا سوگند! گريه‏ام براى خويش و به خاطر ترس از مرگ نيست، بلكه گريه من براى خانواده‏ام و براى حسين بن على و خانواده اوست، كه به سوى شما مى‏آيند.» (50)

سواران بسيار او را به قصر آوردند. تشنگى زياد و خونريزيهاى شديد، ضعف فراوانى در مسلم پديد آورده بود،بحدى كه به ديوار تكيه داد. با ديدن ظرف آبى در آن جا،آب طلبيد. يكى از وابستگان پست و فرومايه، علاوه بر اين كه به مسلم گفت‏به تو آب نخواهيم داد،زخم زبان هم بر او زد و مسلم،از اين همه پستى و سنگدلى و بى‏عاطفگى آن مرد،تعجب كرد و او را نفرين نمود. (51)

يكى از حاضران به نام عمارة‏بن عقبه، با ديدن اين صحنه از ناجوانمردى دلش سوخت و به غلامش گفت كه براى مسلم آب بياورد. آب را در ظرفى ريختند،همين كه مسلم آن را به لبهاى خويش نزديك كرد كه بياشامد، ظرف آب، از خون، رنگين شد و نياشاميد. بار ديگر هم همين صحنه تكرار شد.

مرتبه سوم كاسه را پر از آب كردند. اين بار كه خواست‏بنوشد، دندانهاى جلوى مسلم در كاسه ريخت. مسلم از نوشيدن آب، صرف‏نظر كرد و گفت:

الحمد لله!

اگر اين آب، قسمتم بود، مى‏خوردم! (52)

در زير برق سرنيزه‏ها،آن اسير آزاد، و آن آزاده گرفتار را نگهداشته بودند. هم به سرنوشت افتخارآميز خويش مى‏انديشيد و هم به فكر كاروانى بود كه به سوى همين كوفه در حركت‏بود و سالار آن قافله، كسى جز اباعبدالله الحسين(ع) نبود.

مسلم، هنگام ورود بر ابن‏زياد سلام نكرده بود و همين، سبب خشم و ناراحتى او و اطرافيانش شده بود. گفتگوهاى خشونت‏آميزى بينشان رد و بدل شد.

او را تهديد به مرگ كردند. مرگى كه مسلم از آن نمى‏هراسيد، بلكه به آن افتخار مى‏كرد. معلوم بود كه او را خواهند كشت. از حاضران، عمر سعد را براى وصيت انتخاب كرد. سه موضوع را در وصيتهاى خود،مطرح كرد: «قرضهايم را در كوفه با فروختن زره و شمشيرم بپرداز! جسد مرا از ابن زياد تحويل بگير و به خاك بسپار! كسى را پيش حسين‏بن على(ع) بفرست تا به كوفه نيايد!» (53)

گرچه مسلم از او قول گرفته بود كه وصيتهايش به عنوان راز، نزد او پنهان بماند، ولى عمر سعد كه خبث و خيانت‏با وجودش آميخته بود، در همان مجلس، خيانت كرد و وصيتهاى سه‏گانه مسلم را، براى ابن‏زياد،فاش ساخت و در واقع، ماهيت پليد خود را آشكار نمود.

از جمله گفتگوهاى ابن‏زياد و مسلم‏بن عقيل اين بود كه آن ناپاك، به مسلم گفت:

اى فرزند عقيل! آمدى تا اتحاد مردم را بر هم بزنى. از كار مردم تفتيش كردى و جمعشان را متفرق ساختى و بعضى را بر ضدبرخى ديگر شوراندى.

مسلم: خير، هرگز چنين نكردم، بلكه مردم اين شهر ديدند كه پدرت نيكان را كشت و خونها ريخت و همچون سلاطين ايران و روم پادشاهى كرد. ما آمديم تا آنان را به عدالت امر كنيم و به قانون خدا دعوت نماييم. ابن‏زياد: تو را به اين كارها چه كار؟! اى فاسق،آيا در آن هنگام كه تو در مدينه،شراب مى خوردى، ما كار نيك و عمل به كتاب خدا نمى‏كرديم؟

مسلم: آيا من شراب مى خوردم؟! خدا مى‏داند كه تو دروغ مى‏گويى و بدون آگاهى، سخن مى‏گويى. من آن گونه كه گفتى نيستم. شراب خوردن براى كسى رواست كه خون بى‏گناهان را مى‏خورد و به ناحق، خون مى‏ريزد و براساس خشم و دشمنى و سوءظن، انسان مى‏كشد و در عين حال،از اين كار زشت‏خرم و شاداب است،گويى كه كارى نكرده است!

ابن زياد: گويا مى‏پندارى كه براى شما هم در امرحكومت، بهره‏اى است!

مسلم:به خدا سوگند! گمان نيست، بلكه يقين است.

ابن زياد: خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم! آن هم كشتنى كه در اسلام، كسى را آن گونه نكشته‏اند.

مسلم: آرى، تو به ايجاد بدعت در ميان مسلمانان و مثله‏كردن و بدطينتى سزاوارترى! (54)

جوابهاى كوبنده و منطقى و دندان‏شكن مسلم، ابن‏زياد را به ستوه آورد،تا آن جا كه آن خائن، به على(ع) و حسين(ع) و عقيل، ناسزا گفت. راستى، چه شگفت است كه ستم، به محاكمه عدالت‏بپردازد!

مسلم، كه صبرش تمام شده بود،گفت: اى دشمن خدا! هر چه مى‏خواهى بكن! (55) ابن زياد هم دستور كشتن «مسلم‏بن عقيل‏» را داد.

تنها اسلحه دشمنان حق، كشتن است; و اگر يك انسان حق‏پرست و با ايمان،شهادت‏طلب باشد و از مرگ نترسد، در واقع، دشمن را خلع سلاح كرده است. مسلم نيز، آرزويش شهادت در راه خدا به دست‏شقى‏ترين افراد است. و... طبيعى است كه مسلم، به عبيدالله بن زياد بگويد:

«چه باك از كشته شدن;

بدتر از تو،بهتر از مرا كشته است... .»

فرمان قتل مسلم براى او كه آرزومند اين سرنوشت مقدس و مبارك است،بشارتى است و اين لحظه‏هاى آخر پيش از شهادت، عزيزترين لحظه‏ها و پربارترين دقايق، و زيباترين حالات روح را داراست. اشتياق قبل از ديدار است.

مرگ سرخ

كشتن مسلم را به «بكربن حمران احمرى‏» سپردند، كسى كه در درگيريها از ناحيه سر و شانه با شمشير مسلم‏بن عقيل مجروح شده بود. مامور شد كه مسلم را به بام «دارالاماره‏» ببرد و گردنش را بزند و پيكرش را بر زمين اندازد.

مسلم را به بالاى دارالاماره مى‏بردند، در حالى كه نام خدا بر زبانش بود، تكبير مى‏گفت، خدا را تسبيح مى‏كرد و بر پيامبر خدا و فرشتگان الهى درود مى‏فرستاد و مى‏گفت: خدايا! تو خود ميان ما و اين فريبكاران نيرنگ‏باز كه دست از يارى ما كشيدند، حكم كن!

جمعيتى فراوان، بيرون كاخ، در انتظار فرجام اين برنامه بودند. مسلم، چون كوهى استوار،مصمم و مطمئن، دريا دل و شكيبا، بر فرار قصر خيانت و ستم بود. نگاهش به افق حقيقت‏بود، و به راه پاك و خونينى كه هزاران شهيد، جان خود را در آن راه به خداوند هديه كرده‏اند.

شكوه و عظمت مسلم در آن اوج و بر فراز آن سكوى شهادت و معراج، ديدنى بود. گرچه آنان، اين قهرمان اسير و دست‏بسته را با تحقير و توهين براى كشتن به آن بالا برده بودند، ليكن عزت مرگ شرافتمندانه در راه حق، چيز ديگرى است كه ديده‏هاى بصير و دلهاى آگاه، شكوهش را مى‏يابند. مسلم را رو به بازار كفاشان نشاندند. با ضربت‏شمشير، سر از بدنش جدا كردند، و... پيكر خونين اين شهيد آزاده و شجاع را از آن بالا به پايين انداختند و مردم نيز هلهله و سروصداى زيادى به پا كردند. (56)

پس از شهادت

مسلم، شهيد شد و به ابديت و ملكوت پيوست.

چند صفحه‏اى هم از حوادث پس از شهادتش و قضاياى مربوط به آن را يادآورى كنيم:

قاتل مسلم پس از آن جنايت، پايين آمد و پيش ابن‏زياد رفت. ابن‏زياد پرسيد: وقتى كه مسلم را از پله‏هاى قصر، به بالا مى‏برديد چه عكس‏العملى داشت و چه مى‏گفت؟

گفت: خدا را مرتب، تسبيح مى‏گفت و از او مغفرت و بخشش مى‏طلبيد.... (57)

وقتى پيكر مطهر آن شهيد را از فراز دارالاماره به پايين و به ميان مردم انداختند، دستور داده شد تا بر آن بدن، طناب بسته و سرطناب را بكشند. و.... چنان كردند، تا آن كه بدن بى‏سر را برده و به دار كشيدند.

پس از شهادت مسلم، به سراغ «هانى‏» رفتند.

هانى در زندان بود. دستهايش را از پشت‏بسته بودند كه براى كشتن آوردند. هانى هنگام آمدن، هواداران خود از قبيله مذحج را به يارى مى‏طلبيد، ولى كسى او را يارى نكرد. با قدرت،دست‏خود را كشيد و از بند،بيرون آورد و در پى سلاح و ابزارى مى‏گشت كه به دست گرفته و بر آنان حمله كند،كه ماموران دوباره گرفتند و دستانش را محكم از عقب بستند و با دو ضربت، سر اين انسان والا و حامى بزرگ مسلم را از بدن،جدا كردند.

هانى، در زير ضربات جلاد مى‏گفت: «بازگشت‏به سوى خداست. خدايا مرا به سوى رحمت و رضوان خويش ببر!» (58)

آن فرومايگان،بدن هانى را هم به طنابى بستند و در كوچه‏ها و گذرها بر خاك كشيدند. خبر اين بى‏حرمتى به مذحجيان رسيد. اسب سوارانشان حمله كردند و پس از درگيرى با نيروهاى ابن‏زياد بدن هانى و مسلم را گرفتند و غسل دادند و بر آنها نماز خواندند و دفن كردند، در حالى كه جسد مسلم، بى‏سر بود. (59) آن روز، تنى چند از سرداران اسلام هم دستگير شده و به شهادت رسيدند و اجساد مطهرشان در كنار آن دو قهرمان رشيد به خاك سپرده شد و در روز نهم ذيحجه،كربلاى كوچكى در كوفه بر پا شد و يادشان به جاودانگى پيوست.

از صداى سخن عشق، نديدم خوشتر يادگارى كه در اين گنبد دوار بماند خرقه‏پوشان همگى مست گذشتند و گذشت قصه ماست كه بر هر سر بازار بماند

در پى اين شهادتها كه وضع كوفه اين گونه بحرانى و اوضاع نامساعد بود، كاروان امام حسين(ع) هم كه از مكه به سوى كوفه حركت كرده بود به سوى اين شهر مى‏آمد.

حسين‏بن على(ع) در يكى از منازل ميان راه، خبر شهادت اين سه يار وفادار خويش را شنيد. شهادت مسلم‏بن عقيل، هانى‏بن عروه و عبدالله يقطر، امام را ناراحت كرد و امام فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون‏» و اشك در چشمانش حلقه زد.و چندين بار، براى مسلم و هانى از خداوند رحمت طلبيد و گفت: «خدايا براى ما و پيروانمان منزلتى والا قرار بده و ما را در قرارگاه رحمت‏خويش جمع گردان، كه تو بر هر چيز، توانايى!»آن گاه نامه‏اى را كه محتوايش گزارش شهادت آنان و دگرگونى اوضاع كوفه بود بيرون آورد و براى همراهان خود،خواند و گفت: هر كس از شما مى‏خواهد برگردد، برگردد، از جانب ما بر عهده او پيمان و عهدى نيست. (60)

سخنان امام حسين(ع) پس از شهادت آن بزرگان،نشانه موقعيت والا و وظيفه‏شناسى و عمل به تعهد و رسالت از سوى مسلم بود. درباره مسلم،فرمود:

خدا مسلم را رحمت كند كه او به رحمت و رضوان خدا شتافت و تكليفش را ادا نمود و آنچه كه به دوش ماست مانده است.» (61)

امام، آن گاه خبر شهادت مسلم را به زنان كاروان خويش هم داد و دختر كوچك مسلم‏بن عقيل را طلبيد و دست محبت‏بر سرش كشيد. دختر متوجه شهادت پدر شد. امام فرمود:

من به جاى پدرت... دختر گريست، زنان گريستند. امام هم اشك در چشمانش حلقه زد. (62) پس از شهادت اينان وقتى بعضى از رهگذران كه از اوضاع كوفه به امام گزارش مى دادند و از آن حضرت مى‏خواستند كه برگردد و به كوفه نرود، امام جواب مى‏داد: «بعد از آنان در زندگى خيرى نيست.» و به همه مى‏فهماند كه تصميم به رفتن دارد. (63)

فرزندان مسلم بن عقيل

قبلا گفتيم كه تنى چند از فرزندان مسلم در واقعه عاشورا در ركاب سالار شهيدان جنگيدند و به شهادت رسيدند. دو فرزند كوچك ديگر او كه در كاروان اسراى اهل‏بيت‏بودند، به دستور عبيدالله زياد، زندانى شدند. در زندان به آن دو كودك، سخت مى‏گرفتند. يك سال در زندان ماندند. عاقبت، خود را به پيرمردى كه متصدى زندانشان بود، معرفى كردند. پيرمرد كه از علاقه‏مندان به اهل‏بيت پيامبر بود به شدت متاسف شد و در زندان را به روى آنان گشود. آن دو كودك از زندان گريختند. شب، خود را به منزلى رسانده و مهمان پيرزنى شدند كه خود را علاقه‏مند به خاندان رسول معرفى مى‏كرد.

داماد نابكار آن زن، كه از هواداران ابن‏زياد بود و براى دريافت جايزه براى پيدا كردن اين دو زندانى فرارى، بسيار گشته و خسته شده بود، آن شب عبورش به خانه زن افتاد و پس از سخنهاى بسيار، تصميم گرفت كه شب را همان جا بخوابد. نيمه شب، متوجه حضور آن دو كودك در خانه شد،برخاست و جستجو كرد. وقتى شناخت كه آن دو فرارى اززندان،همين هايند، با بى‏رحمى تمام، دستهايشان را بست و سحرگاه به همراه غلامش آن دو كودك را برداشت و به كنار فرات برد. نه غلام و نه پسر آن مرد،هيچ يك حاضر نشدند فرمان او را در كشتن اين دو كودك بى‏گناه مسلم‏بن عقيل اجرا كنند و خود را به آب زدند و شناكنان از چنگ او گريختند. اما اين دو فرزند معصوم ماندند و آن سنگدل زرپرست و دنيا زده.

كودكان برخاستند و به درگاه خدا چهار ركعت نماز خواندند و با پروردگار مناجات كردند و گفتند:«ياحى يا حكيم. يا احكم الحاكمين. احكم بيننا و بينه بالحق‏» آن جلاد، سر آن كودكان را بريد و بدنشان را در فرات انداخت و سرهاى مطهرشان را براى گرفتن جايزه نزد عبيدالله زياد برد. (64) آرى،وقتى دنيا و ثروت، چشم دنياخواهان را كور كند، براى درهم و دينار و مقام و قدرت، غيرانسانى‏ترين كارها را هم انجام مى‏دهند.

سلام خدا و فرشتگان و پاكان بر روح بلند «مسلم بن عقيل‏» باد، كه شرط وفا و جوانمردى را ادا نمود و جان خويش را فداى رهبر و مولايش سيدالشهدا«ع‏» كرد.

و... درود بر همه ادامه دهندگان راه او، كه راه «حق‏» و «آزادى‏» است.

(پايان)

منابع:

1. ابن شهر آشوب،مناقب آل‏ابى طالب، چهار جلد، انتشارات علامه، تهران.

2. ابن اثير، الكامل، انتشارات دار صادر، بيروت 1396ق.

3. ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ترجمه رسولى محلاتى، انتشارات صدوق، قمر 1390.

4. خوارزمى، مقتل الحسين(ع)، مكتبة المفيد، قم 1383.

5. السماوى، محمد، ابصار العين فى انصار الحسين، مكتبة بصيرتى، قم.

6. قمى، شيخ عباس، منتهى الامال، انتشارات جاويدان، تهران.

7. قمى، شيخ عباس، نفس المهموم، ترجمه شعرانى، انتشارات اسلاميه، تهران 1374.

8. مفيد، ابوعبدالله، محمدبن محمدبن نعمان، ارشاد، دو جلد، كنگره شيخ مفيد، قم 1413 ق.

9. طبرى، محمدبن جرير ، تاريخ طبرى، شش جلد، انتشارات ليدن.

10. المقرم، عبدالرزاق، الشهيد مسلم بن عقيل، بى‏تا، بى‏نا.

11. المقرم، مقتل الحسين(ع)، مكتبة بصيرتى، قم 1367.

12. مجلسى، محمد باقر،بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، بيروت‏1403.

پى‏نوشتها:

1. اشاره است‏به سخن پيامبر اسلام(ص) در فتح مكه -سال 8 هجرى كه فرمودند: «اگر همه مردم از نسل ابوطالب بودند، همه شجاع مى‏بودند.»

2. در بحار، ج‏8، طبع قديم،در مورد وقايع صفين و در بعضى از كتب تاريخ از جمله در «فتوح الشام‏» واقدى از حضور مسلم‏بن عقيل در فتوحات مصر و آفريقا و ارض صعيد و فتح شهرى به نام «بهنساء» كه در زمان خليفه دوم انجام شده،سخن به ميان آمده است و از شجاعتها و رزم‏آوريهاى مسلم در آن جنگها فراوان نقل شده است، ولى چون خيلى قابل اعتماد نيست از نقل آنها خوددارى مى‏شود.

3. تنقيح المقال، مامقانى، ج‏3، ص‏214.

4. تاريخ طبرى، ج‏6، ص‏238; مقرم، مقتل الحسين، ص‏258.

5. شيخ عباس قمى، نفس المهموم، ص‏36.

6. شيخ مفيد، ارشاد، ج‏2، ص‏39.

7. شيخ مفيد، ارشاد، ص‏204.

8. آغاز سفر در نيمه ماه رمضان و رسيدن به كوفه در 25 شوال بود. (مقتل الحسين مقرم، ص‏166).

9. شيخ مفيد،ارشاد، ج‏2، ص‏205. بعضى هم نقل مى‏كنند كه به خانه «مسلم‏بن عوسجه‏» وارد شد.

10. تاريخ طبرى،ج‏6، ص‏199.

11. در كتابهاى تاريخ، دوازده هزار، هجده‏هزار، بيست و پنجهزار تا چهل هزار نفر هم نقل شده است.

12. مقرم، مقتل الحسين،ص‏168.

13. نفس المهموم، ص‏39.

14. كامل ابن اثير، ج‏4، ص‏23.

15. شيخ مفيد، ارشاد، ج‏2، ص‏45.

16. مقرم، مقتل الحسين، ص‏172.

17. همان، ص‏173.

18. شيخ مفيد،ارشاد، ج‏2، ص‏45.

19. مقتل الحسين،مقرم ص‏175.

20. شيخ مفيد، ارشاد، ج‏2، ص‏46.

21. برادر رضاعى (شيرى) امام حسين -عليه السلام.

22. ابن شهر آشوب، مناقب آل‏ابى‏طالب، ج‏4، ص‏92.

23. شيخ مفيد، ارشاد، ج‏2، ص‏47.

24. همان.

25. مقرم، مقتل الحسين، ص‏178.

26. اين جمله، شعار مسلمانان صدر اسلام به هنگام جهاد بود;يعنى «اى يارى شده و نصرت يافته! بميران و جانش را بگير....»

27. كامل ابن‏اثير، ج‏4،ص‏30.

28. خوارزمى، مقتل الحسين، ج‏1، ص‏206.

29. بحارالانوار،ج‏44، ص‏349.

30. اعيان الشيعه، ده جلد، ج‏4، ص‏554; ابصار العين،ص‏57.

31. خوارزمى، مقتل الحسين،ج‏1، ص‏207.

32. بحار الانوار، ج‏44، ص‏350.

33. شيخ مفيد، ارشاد،ج‏2، ص‏55.

34. شيخ عباس قمى، نفس المهموم، ص‏50.

35. كامل ابن‏اثير، ج‏4، ص‏31.

36. همان، ص‏32.

37. يكى از مهره‏هاى كثيف و سرسپرده به ابن‏زياد.

38. كامل ابن اثير، ج‏4، ص‏32.

39. بحارالانوار، ج‏44، ص‏352.

40. نفس المهموم،ص‏51.

41. شيخ مفيد،ارشاد ج‏2، ص‏56.

42. بحارالانوار، ج‏44،ص‏354; نفس المهموم، ص‏57.

43. رجز، شعرهاى حماسى و شعارهايى بود كه رزمندگان در ميدان نبرد مى‏خواندند.

44. هو الموت فاصنع ويك ما انت صانع فانت‏بكاس الموت لا شك جارع فصبرا لامر الله جل جلاله فحكم قضاء الله فى الخلق ذايع

«الشهيد مسلم‏بن عقيل، مقرم ص‏164.»

45. ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ترجمه، ص‏103.

46. نفس المهموم، ص‏51.

47. مقرم،مقتل الحسين، ص‏183.

48. نفس المهموم، ص‏52.

49. مقرم، مقتل الحسين، ص‏186.

50. نفس المهموم، ص‏52.

51. بحارالانوار،ج‏44، ص‏355.

52. نفس المهموم، ص‏53.

53. شيخ مفيد،ارشاد، ج‏2، ص‏61.

54. همان، ج‏2،ص‏63.

55. مقرم، مقتل الحسين، ص‏189، به نقل از لهوف.

56. شيخ مفيد، ارشاد، ج‏2، ص‏64.

57. نفس المهموم، ص‏54.

58. الى الله المعاد، اللهم الى رحمتك و رضوانك. «مقرم، مقتل الحسين‏» ص‏190.»

59. مقرم، مقتل الحسين، ص‏190.

61. شيخ مفيد، ارشاد،ج‏2، ص‏75. 1. رحم الله مسلما فلقد صار الى روح الله وريحانه و رضوانه اما انه قدقضى ما عليه وبقى ما علينا. «سيد عبدالله شبر، جلاء العيون، ج‏2، ص‏52.»

62. منتهى الامال، ج‏1، ص‏398.

63. نفس المهموم، ص‏91.

64. نقل به اختصار از «منتهى ال‏آمال‏» شيخ عباس قمى، ص‏76 - 78.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

هخامشیان

سلسله هخامنشیان۵۵۹پ.م تا۳۳۰پ.م)(۲۲۹سال)

 در این سلسله که با شکوه ترین سلسله شاهنشاهی در تاریخ ایران و به زمان خود در جهان بود؛سیزده پادشاه در ۲۲۹ سال حکومت کردند.

دومین گروه از آریاییهایی كه وارد ایران زمین شدند. پارسیان بودند كه با توجه به لیاقت، كفایت، هوشمندی و توانایی بزرگ شاهانی همچون كوروش كبیر، داریوش بزرگ و دیگر شاهان موفق به تشكیل سلسله ای گردیدند كه نامشان به تنهایی در دوران باستان ما همچنان بر تارك تاریخ این مرز و بوم عزیز می درخشد. در سایه اقتدار این دولت كه بنا به نیای بزرگشان هخامنش به این نام مشهورند. نیمی از دنیای باستان در سیطره قدرت آنان قرار گرفت. و همچنین بدلیل فرهیختگی پادشاهان هخامنشی و به لطف توجه آنان چنان آرامش، رفاه و پیشرفتی در كشور پدیدار شد كه بزودی ایران را صاحب باشكوه ترین تمدن، غنی ترین فرهنگ و وسیع ترین مرزها نمود. اوج پیشرفت سیستم های مختلف كشور، از لحاظ اركان سیاسی، ‌اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی ، نظامی و از همه زیباتر هنری در این زمان بوده است. به گونه ای كه به جرات می توان گفت كه شكوه و عظمتی كه آنان برای ایران، این عزیز سرزمین كهن به ارمغان آوردند، هیچ دولت دیگری در طول تاریخ برای كشور ما رقم نزده است. روحشان جاویدان و اندیشه پاكشان گرامی.

پارسها پس از ورود به ایران مسیر حركت خود را تا نواحی جنوبی ادامه داده و با سكنی گزیدن در این منطقه به تدریج با اقوام بومی فلات ایران كه در آن ناحیه ساكن بودند، نظیر كاسی ها و آنزانی ها ممزوج و مخلوط شدند و رفته رفته بدلیل بهره گیری قدرتی كه در منطقه كسب كرده بودند. موفق به تشكیل سلطنت گردیدند.

به موجب لوحه بنونید پادشاه بابل تا روی كار آمدن كوروش كبیر سه تن از آنان به نام چا اش پش،‌ كوروش اول و كمبوجیه یكی پس از دیگری به سلطنت رسیدند. نیای این پادشاهان هكمنش یا هخامنش بود كه شاهان پارس نام وی را بر خاندان خویش نهادند پس از ایجاد سلطنت توسط این شاهان رفته رفته زمینه برای تبدیل این حكومت محلی به یك قدرت جهانی فراهم می شد. دلاوری از پارس به نام كوروش با گامهایی استوار و نهادی مملو از آزادگی این امر خطیر را تحقق بخشید.

۱. کوروش بزرگ:۵۵۹پ.م تا ۵۳۰پ.م(۲۹سال)

پایگاه اطلاع رسانی کوروش بزرگ 

پاسارگاد مقبره کوروش بزرگ (سایت سازمان میراث فرهنگی )

۲. کمبوجیه(پسر کوروش):۵۲۹ پ.م تا ۵۲۲پ.م(۷سال)

۳. بردیا(پسر کوروش): ۵۲۲پ.م

۴. داریوش بزرگ(دامادکوروش): ۵۲۱پ.م تا ۴۸۶پ.م (۳۵ سال) 

۵. خشایارشا(پسر داریوش): ۴۸۵پ.م تا ۴۶۵پ.م (۲۰سال)

۶. اردشیر یکم(پسر خشایارشا):۴۶۴پ.م تا ۴۲۴پ.م(۴۰سال)

۷و۸. خشایار دوم وسوگدیانوس: ۴۲۴پ.م

۹. داریوش دوم(پسر اردشیر یکم): ۴۲۳پ.م تا ۴۰۵پ.م(۱۸سال)

۱۰. اردشیر دوم(پسر داریوش دوم): ۴۰۴پ.م تا ۳۵۹پ.م (۴۳سال)

۱۱. اردشیر سوم(پسر اردشیر دوم): ۳۵۸پ.م تا ۳۳۸پ.م (۲۰سال)

۱۲. آرسش(پسر اردشیر سوم): ۳۳۷ تا ۳۳۶ (۱سال)

۱۳. داریوش سوم(نوه داریوش دوم): ۳۳۵پ.م تا۳۳۰(۵سال)

حال شرحی کوتاه از پادشاهان هخامنشی:

به قدرت رسیدن پارسی‌ها یكی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس كردند كه دنیای قدیم را به استثنای دو ثلث یونان در تحت سلطه خود درآوردند و وقتی هم منقرض شدند از صحنه تاریخ خارج نشدند بلكه در طول مدت 25 قرن متوالی، بلندی‌ها و پستی‌ها را پیمودند.

*كوروش بزرگ:كوروش پسر حكمران انشان، كمبوجه  اول است و مادر او ماندانا دختر آستیاگ پادشاه ماد می‌باشد. كوروش پس از شكست مادها، در پاسارگاد شاهنشاهی پارسی‌ها را پایه‌گذاری كرد سلطنت او از 559-539 قبل از میلاد است.

*كمبوجیه: كمبوجیه پسر ارشد كوروش بود، هرودوت مادر او را، كاسان دان دختر فَرنس‌پس دانسته است و در هشت سال آخر سلطنت پدر، با وی شركت و عنوان «پادشاه بابل» داشت . مقدمات لشكركشی كه در زمان كوروش آغاز شده بود در دوران سلطنت كمبوجیه جامه عمل پوشید و در سال 525 ق . م مصر را تسخیر كرد. سلطنت او از 539 – 522 ق . م است.

*داریوش بزرگ:داریوش بزرگ ( ۵۲۲ تا ۴۸۶ ق م)، سومین فرمانروای دولت جهانی هخامنشی بود که پس از برافکندن فتنه گئوماته مُغ ، غاصب تاج وتخت ، با سازمان دهی استوار حکومت مرکزی بر استانهای کشور را تحکیم کرد، سکه زد و اوزان و مقادییر را معین کرد وراه ها ساخت و بازرگانی و کشاورزی را تشویق کرد و سپاه دائمی معروف به « جاویدان » ترتیب داد و دانش و هنر را خریدار شد و برای ساختن جامعه ای منظم و قانونمند و هنر پذیر و مبتنی بر عدالت اجتماعی و احترام به عقاید و فرهنگ اقوام کوشید. بعلاوه بناهای زیبا و استوار ساخت که از همه مهمتر کاخهای شوش و تخت جمشید بودند. همچنین بزرگترین و مهم ترین کتیبه ایران قدیم را بر سینه کوه بیستون به یادگار گذاشت. آرامگاه او در نقش رستم است. نام او به معنی « او که خوبی را استوار می دارد» می باشد.

*خشایار شا:خشایار شا پسر و جانشین داریوش بزرگ از سوی مادر نواده کوروش بزرگ بود واز ۴۸۶ تا ۴۶۶ ق م پادشاهی کرد. بخاطر جنگ با یونانیان، که به کشور او دست اندازی کرده بودند،  مشهور شده است، اما درواقع بیش از دیگر شاهان، سازنده و هنرشناش بود. در تخت جمشید، شوش و بابل و جایهای دیگر کاخهای زیبایی از او باقی مانده است که بیشترشان کتیبه دارند. در آخر بدست خواجه حرمسرایش کشته شد و قتل او رابه گردن ولیعهدش « داریوش » انداختند و پسر دیگرش اردشیر هر دوی آن افراد را کشت . آرامگاه او در نقش رستم است . نام وی به معنی « دلیر ِشاهان » است.

*اردشیریکم:اردشیریکم، پسر خشایارشا بود و از ۴۶۶ تا ۴۲۴ ق م پادشاهی کرد وبه مهربانی و پر هوشی معروف بود. از مهمترین کارهای او ساختن بناهای مهمی در تخت جمشید و شوش بود و کتیبه های زیادی از خود به یادگار گذاشت. آرامگاه او در نقش رستم است. نام او به معنی « کسی که به فضل اَرتَه شاهی دارد» می باشد و «اَرتَه» در نظر ایرانیان« نظم مبتنی بر راستی » بوده است.

*داریوش دوم:داریوش دوم، پسر اردشیر یکم از ۴۲۴ تا ۴۰۴ ق م پادشاهی کرد و در شوش کاخی ساخت. آرامگاه او در نقش رستم است.

*اردشیر دوم:اردشیر دوم، پسر داریوش دوم، از ۴۰۴ تا ۳۰۶ ق م پادشاهی کرد و در شوش کاخی ساخت و « آپادانای» داریوش بزرگ را که آتش گرفته بود بازسازی کرد و از خود کتیبه هائی باقی گذاشت. در اول پادشاهی با شورش ناموفق برادرش «کورش» به خطر افتاد و مصر راهم که شوریده بود از دست داد. آرامگاه او در تخت جمشید بردامن« تپهشاهی» است (دخمه جنوبی). وی به عیاشی و راحت طلبی مشهور شده است.

*اردشیر سوم:اردشیر سوم، پسر اردشیر دوم از ۳۵۸ تا ۳۳۶ ق م پادشاهی کرد واول به قتل عام افراد خاندان سلطنتی پرداخت. وی به جنگجوئی و جاه طلبی مشهور بود. به مصر لشکر کشید و آنجا را بازگرفت ودرشوش و تخت جمشید کارهای ساختمانی کرد و کتیبه هائی به جای گذارد و برای نزدیک کردن ایرانیان با یونانیان کوشید. اما به وسیله خواجه حرمسرایش کشته شد وباقتل او دولت هخامنشی درست همان موقع که مقدونی ها برای حمله به ایران آماده می شدند از مدافعی قوی محروم مائد. آرامگاه او در دامنه « تپه شاهی» در تخت جمشید است (دخمه شمالی) .

*داریوش سوم:داریوش سوم، از شاهزادگان هخامنشی بود که دو سالی پس از قتل اردشیر سوم، بر تخت نشست. دلیر و جوانمرد بود اما تدبیر شاهان اولی هخامنشی را نداشت و درزمان او اسکندر مقدونی با سپاهی بسیار قوی و تمرین دیده و تشنه قتل و تاراج به ایران تاخت و داریوش را شکست داد ووی در ۳۳۰ ق م به هنگام فرار به سوی ایران شرقی در نزدیکی دامغان امروزی به دست دو تن از امرای خود کشته شد. محل آرامگاه او معلوم نیست. با او دولت هخامنشی بر افتاد.

فرهنگ و تمدن ایران در عصر هخامنشیان

 

داریوش بزرگ برای اداره بهتر كشور و سهولت در امر نظارت بر قلمرو وسیع و پهناوری كه بوجود آورده بود. ـ وسعتی كه تا آن زمان هیچ امپراطوری به آن دست نیافته بود. – به فكر بكارگیری شیوه ای جدید از سازماندهی و وضع قوانین و مقررات و همچنین ایجاد تسهیلات افتاد.

پیشگیری از وقوع دوباره شورش ها از طریق نظارت مستمر بر ایالات، آگاهی از میزان محصولات و درآمدها برای تعیین مالیات ها و ایجاد مؤسساتی برای تنظیم امور ایالات از جمله دلایل این امر بود.

نخستین اقدام لازم، ایجاد تسهیلات ارتباطی بود، بدستور داریوش برای آگاهی و اطلاع وی از جدیدترین رخدادها در سراسر قلمرو جاده هایی ساخته شد كه شوش را به سارد و بابل را به شوش متصل می نمود. همچنین از راه ها و جاده هایی كه در این زمان ساخته شد. داریوش برای تسریع در امر لشگركشی استفاده می نمود. كه مهمترین آنها به راه شاهی معروف بود. و بقول هرودوت 2400 كیلومتر درازا داشته است. ولی برای امنیت این راه ها پادگان های نظامی مستقر نموده بود. به فاصله هر 24 كیلومتر چاپارخانه ای ساختند كه در این چاپارخانه ها همیشه اسب های تازه نفس آماده بودند. پیك های دولتی با رسیدن به این چاپارخانه ها اسب های خود را عوض می كردند. و با اسبی تازه نفس با سرعت به راه خود ادامه می دادند. یا اینكه پیغام یا نامه به چاپار دیگری داده می شد. به همین صورت اینكار ادامه می یافت. تا نامه به مقصد می رسید. بدین گونه می توان ایرانیان را نخستین بوجود آورندگان نظام پست در دنیا دانست. در زبان پارسی قدیم چاپارهای مزبور و حركت آنها بوسیله اسبان تازه نفس را آنگاریون می گفتند. داریوش برای تامین امنیت و استقرار آرامش در نقاط مختلف كشور نیرویی بنام سپاه جاویدان بوجود آورد. وجه تسمیه این نیرو آن بود كه هرگاه یكی از افراد سپاه مذكور در اثر جنگ یا مرگ تلف می شد. جای او را یكی از افراد ورزیده جدید پر می كرد. تعداد افراد این سپاه ده هزار نفر بود. كه از پیاده نظام و سواره نظام تشكیل می شد. می توان این نیرو را كه به منظور برقراری نظم و ترتیب و حفظ امنیت بوجود آمده بود با نیروی انتظامی امروزی تطبیق داد.

داریوش قلمرو هخامنشی را به ایالات مختلف تقسیم كرد. و بر هر یك از آنها یك شهربان گمارد. یك فرمانده سپاه هم در هر ایالت وجود داشت كه در كار خود مستقل بود. یك دبیر(رییس امور اداری) نیز به امور اداری ایالت رسیدگی می كرد. هر یك از این سه نفر دارای ماموران و كارمندان بسیار بودند. از همه مهم تر جاسوس های شاه بودند كه به چشم و گوش شاه معروف بودند. آنها در همه جا حضور داشتند. و اخبار مختلف را به اطلاع وی می رساندند. برای بهبود اوضاع اقتصادی داریوش از ضرب سكه طلا و نقره استفاده نمود. كه به «دریك» و «شكل» معروف بودند. برای سامان دادن به اقتصاد كشور لازم بود كه هم پول واحد در كشور رواج یابد. و هم مقررات مشخصی كه نحوه دریافت مالیات ها،‌اجاره زمین ها ، دست مزدها و ... را معین كند، وضع شود.

او در قانون گذاری خود از قوانین حمورابی(پادشاه بابل) كه دارای سنجیده ترین قوانین بود بهره برد. برای مكاتبات اداری ابتدا از خط آرامی و بابلی استفاده می كرد. اما بعد از مدتی خط میخی پارسی نیز اختراع و به آن ها افزوده شد. با این اقدامات درآمدهای دولت افزایش یافت و اقتصاد عمومی كشور رونق گرفت. و سطح زندگی مردم ارتقاء یافت. به طوری كه ایران در زمان هخامنشیان ثروتمندترین دولت آن روزگار شد.

اخلاق و آداب ایرانیان

هرودوت مورخ یوانانی كه در سده پنجم قبل ازمیلاد می زیسته و با چند تن از شاهان هخامنشی همزمان بوده است. دراین زمینه چنین می نویسد:«ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی آداب نیكوی زرتشتی و بویژه سواری تیراندازی و راستگویی می آموختند. آنها دروغ گویی را بدترین عیب می دانستند. و برای آنكه ناگریز به انجام این كار زشت نشوند حتی از وام خواستن نیز خودداری می كردند، چرا كه ممكن بود وامدار به جهتی ناگزیر به دروغگویی شود. آنان از آدب دهان افكندن در آب و در رهگذرها و در نزد دیگران اباء داشتند. در آب روان دست و رو نمی شستند و آنرا به ناپاكی نمی آلودند. ایرانیان كهن فرزندان خود را از دوران كودكی به ورزش هایی مانند دویدن، تحمل سرما و گرما،‌بكار بردن سلاح های گوناگون، سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات آنان مردانگی، رشادت و دلاوری بود.

از دیگر ویژگیهای ایرانیان محترم داشتن همسایه بود، به كسانی كه در راه نگهداری میهن و حفظ كشور خدماتی عرضه داشته بودند، پاداش های بزرگ می دادند. از رشوه گیری ،‌ دزدی و تصرف در مال دیگران خودداری می كردند. از پرخوارگی و شكم پرستی پرهیز داشتند. به هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند. و شكار را به اعتبار جنبه ورزشی آن دوست داشتند. دستورات زرتشت در زندگی ایرانیان آن زمان جنبه عملی پیدا كرده بود و همین مساله مهم سبب برجسته تر شدن ویژگی های اخلاقی آنان نسبت به اقوام دیگر می شد.

هنر،‌ صنعت، معماری

آثار هنری این دوره به معماری، فلزكاری ، سفال سازی، پارچه بافی و غیره تقسیم می شود. مهمترین آثار این عهد در معماری كاخ های شهریاران هخامشنی و مقبره های آنان است. كوروش پس از تاسیس سلسه هخامنشی در پاسارگاد برای خود كاخی ساخت كه اطراف آنرا با باغ های زیبا تزیین نمود.

داریوش نیز برای نشان دادن هیبت، عظمت و قدرتش دستور ساخت تخت جمشید را داد و هم چنین كاخ های وی در شوش. كار ساخت بنا در تخت جمشید بعد از داریوش نیز ادامه یافت و تا 150 سال بعد از او هم در این مكان بناهای دیگری ساخته شد.

درون ساختمان ها با تزیینات بسیار و مجسمه های شاهان هخامنشی آراسته شد. كه برای این منظور مجسمه ها و نقش برجسته های مورد نظر شاهان هخامنشی تهیه گردید. همانطور كه ذكر گردید مهم ترین ویژگی تخت جمشید برگزیده بودن هنرها و صنایع ملل گوناگونی است كه همگی در ساخت این بنای زیبای باستانی نقش داشته اند. و در واقع تخت جمشید را می توان محل تلاقی و تركیب تمدنهای بارز دنیای آن روزگار دانست. نقش برجسته ها و نیز آثاری مانند. فرش مشهور پازیریكی نشانگر وجود سنگتراشان و بافندگان هنرمند و خوش ذوق این عصر است.                          + + قاجاریه+ افشازیه+ صفویه+ تیموریان+ مغول و ایلخوانان+ خوارزمشاهیان+ زندیه+ + سلجوقیان+ غزنویان+ دیلمیان (آل بویه)+ دیلمیان (آل زیار)+ سامانیان+ صفاریان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

استر

برخی نام استر را فارسی و از ریشه ستاره یا اختر دانسته‌اند. همچنین احتمال دارد نام استر از ستاره زهره که در یونانی اَستر نامیده می‌شود، ریشه گرفته باشد. اِستر در عبری به معنی پوشانده شدن است، و برخی یهودیان گفته‌اند که چون دین و نژاد خود را از پادشاه مخفی کرد، استر نام گرفت. همچنین ممکن است استر از واژه اکدی ایشتار که در خاورمیانه به عنوان ایزدبانو مورد پرستش بود، گرفته شده باشد.

[ویرایش] داستان استر

نقاشی از استر اثر میلایس در ۱۸۶۵

استر دختری ابیحایل[۲] و برادرزاده مردخای[۳] بود که با وساطت مردخای به دربار احشورش اول که او را خشایارشا یا اردشیر درازدست هخامنشی دانسته‌اند؛راه یافت.[۴] احشورش اول به دلیل اطاعت نکردن همسرش وشتی او را از ملکه بودن خلع کرد و تصمیم گرفت زن دیگری را ملکه خود برگزیند.[۵] استر به اطاعت از دستور مردخای نژاد و دین خود را به پادشاه آشکار نساخت.[۶]

اخشورش هامان پسر همدانای اجاجی را به نخست‌وزیری رساند و او بر اسب خود سوار بود و مردم همه بر او سجده کردند؛ اما مردخای که یهودی بود از سجده کردن خودداری کرد.[۷] دشمنی‌هامان با مردخای، باعث بدبینی او نسبت به یهودیانی شد که در شاهنشاهی ایران زندگی می‌کردند. این بدبینی‌هامان را واداشت که در نزد پادشاه چنین وانمود کند که قوم یهود فرمان پادشاه را اطاعت نمی‌کنند و در میان اقوام و ملل شاهنشاهی ایران تفرقه و نفاق می‌افکنند تا حکومت را تغییر دهند.[۸] پادشاه سرانجام در برابر ده هزار قنطار نقره رضایت داد که در مورد یهودیان به‌هامان اختیار و قدرت تمام بدهد.[۹]هامان نیز فرستادگانی به تمام ولایات ایران فرستاد تا در روز سیزدهم ماه آذار، تمامی یهودیان از جوان و پیر و کودکان و زنان کشته شوند.[۱۰]

مردخای وقتی از فرمان‌هامان آگاهی یافت، جامه‌هایش را پاره کرد و پلاسی با خاکستر پوشید و به دروازه خانه پادشاه آمد، استر لباس‌هایی فرستاد تا مردخای خود را با آن بپوشاند اما مردخای نپذیرفت. مردخای از طریق یکی از خواجه‌سرایان پادشاه به نام هتاک، دستوری که‌هامان به ولایات صادر کرده بود؛ به اطلاع استر رسانید و از استر خواست که در نزد پادشاه برای یهودیان میانجیگری نماید. استر به مردخای پیغام فرستاد که تا زمانی که پادشاه او را نخواند، اگر به حیاط اندرونی شاه وارد شود، او را خواهند کشت؛ و این‌که سی‌روز بود که پادشاه او را نخوانده بود.[۱۱]وقتی مردخای، استر را مطمئن ساخت که خود او نیز شامل فرمان می‌شود، تصمیم گرفت که خودش را بر پادشاه ظاهر سازد.[۱۲] استر از مردخای خواست که به تمامی یهودیان شوش ابلاغ کند که سه شبانه‌روز روزه بگیرند و دعا کنند تا او به نزد پادشاه برود.[۱۳] در روز سوم استر لباس ملوکانه پوشید و به حیاط اندرونی قصر پادشاه رفت؛ و پادشاه عصای زرینش را به سوی او دراز کرد و به او اجازه وارد شدن داد. استرهامان و پادشاه را به مهمانی که ترتیب داده بود دعوت کرد تا تقاضای خود را در آن مهمانی علنی سازد؛ با پایان یافتن مهمانی استر تقاضای خود را به روز بعد واگذاشت. روز بعد استر توانست حکم اعدام یهودیان را لغو کند.هامان نیز به داری که برای مردخای ساخته بود، آویخته شد. یهودیان به یادآوری آن روز هر سال عیدی به نام پوریم برگزار می‌کنند.[۱۴] مقبره‌ای منسوب به استر و مردخای در همدان ایران وجود دارد.

[ویرایش] نژاد استر

برخی استر را از نژاد کیش قبیله بنیامین و از خویشاوندان شاؤل دانسته‌اند؛ در حالی که بعضی از مفسرین تورات نیز بر ایرانی‌الاصل بودن او تأکید دارند.

[ویرایش] پانویس

  1. نبوت و انبیا در دین یهود
  2. استر ۲:۱۵
  3. استر ۲:۱
  4. استر ۲:۷
  5. استر ۲:۱۴
  6. استر ۲:۱۰
  7. استر ۳:۷
  8. استر ۳:۹
  9. استر ۳:۱۲
  10. استر ۳:۱۵
  11. استر ۴:۱۲
  12. استر ۴:۱۶
  13. استر ۴:۲۰
  14. استر ۹:۱۰

[ویرایش] منابع

  • کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید، ترجمه فاضل خان همدانی، ویلیام گلن، هنری مرتن، تهران: اساطیر، ۱۳۷۹، ISBN 964-331-068-X
  • یاردون سیز. دانشنامه کتاب مقدس. ترجمهٔ بهرام محمدیان. چاپ سوم، تهران: روز نو، ۱۳۸۰، ۱۹۱۲.
  • جیمز هاکس. قاموس کتاب مقدس. ترجمهٔ عبدالله شیبانی. چاپ سوم، تهران: اساطیر، ۱۳۷۵، ۱۱۴
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

گوگل هك شد !!!!!!!!!!!!!!!

سایت اینترنتی گوگل لحظاتی پیش توسط ارتش سایبری ایران هک شد. مسئولین گوگل هنوز اظهار نظری در این مورد نکرده اند اما آن ها توانستند پس از گذشت ۳ ساعت این مشکل را حل کنند. اما ما برای شما عکسی از زمان هک شدن این سایت گرفتیم که در زیر می توانید آن را مشاهده کنید:

لازم به ذکر است که ارتش سایبری ایران پیشتر سایت های توییتر و بایدو را نیز هک کرده بود. مجله اینترنتی مدریس اولین سایت ایرانی است که این خبر را درج می کند.

مشاهده ادامه مطلب گوگل هك شد !!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:21 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

شش ویژگی جدید و تازه در فایرفاکس ۴

در این مقاله ما قصد دروغ گفتن نداریم .همه ی ما همیشه فایرفاکس را دوست می داشتیم .با اینکه فایرفاکس از یک اسلحه ی عکاسی سریع تر نیست ولی به طور زیادی قابلیت انعطاف پذیری دارد و همچنین قابیلت سفارشی کردن خوبی دارد و از زمانی هم که آمده است کارش را به خوبی انجام داده است با این حال هر دو مرورگر Chrome و Opera از لحاظ سرعت از این مرورگر پیشی گرفته اند و آنها در حال بهبود دادن به ویژگی های جانبی خود هستند و باعث شده اند که فایرفاکس حالتی تدافعی به خود بگیرد

تازه ترین نسخه ی مرورگر بتا به هیچ وجه با طراحی آیروگلاس ویندوز ۷ سازگاری ندارد . و ویژگی های به روز طراحی شده رابط کاربری خوبی با  Chrome دارد . ما یک صبح را به ویژگی های جدید و طراحی آن اختصاص دادیم. در اینجا  چندین  مورد از این موارد سنگین را بررسی می کنیم

۱) تب رابط کاربری جدید

مهمترین تغییر قابل مشاهده ای که در فایرفاکس رخ داده  در رابط کاربری جدید فایرفاکس است که در بالاترین نقطه قرار دارد و آن حالتهای پیش فرض جدیدی است که برای تب کاربری در نظر گرفته اند( برای کاربران ویندوز ، سیستم عامل X  و کاربران لینوکس که نمی توانستند اینها را به عنوان انتخاب های پیش فرض خود پیدا کنند)همیشه و در همه حال، شما می توانید به حالت قبل بازگردید ولی این سئویچ کردن به حالت قبل اخیرا با نظرات عده ای از کاربران مواجه شده است ، کاربرانی که بیشترشان مرورگر را به اسم کلونی گوگل کروم می نامند.فایرفاکس به طور آشکار برخی از مشکلاتی که ممکن بوده در این زمینه  بوجود بیاید را پیش بینی کرده و برای همین هم یک ویدیوی کلی در مورد نحوه ی تصمیم گیری در مورد پیش فرض های تب ها در بالا  را منتشر کرده است. ادعای آنها این است که تب در بالا در تمام کنترل گروههای بصری نتیجه ی خوبی  می دهد که تاثیرش  بر روی تب فعال مشاهده می شود که باعث می شود کنترل ها در یک موقعیت  کارآمد و مناسب باشند.

همچنین کاربران می توانند در میان تب ها با استفاده از قسمت “awesome” جستجو کنند و سپس به آن تبی که مورد نظرشان است بروند. در واقع رابط کاربری کلی به گونه ای است که بسیار کلی و جامه شده است طوری که آیتم های زیادی که در ویندوز وجود دارند حالا در این تب نمایان شده اند(مانند Add-On Manager ) همچنین یک ویژگی جدید به اسم  App Tabs وجود دارد که فایرفاکس آن را به صورت  ”تب کوچکی که شامل محتویاتی است و در گوشه سمت چپ تبها قرار داد  ”  توصیف می کند  که این تب برای برنامه های کاربردی که شما می خواهید آن ها را باز رها کنید مفید است .برنامه هایی چون Pandora یا Gmail . اینها چیزهایی هستند که این نسخه برای کاربران در حال انجام دادن است ولی بهتر است که اینها را به صورت طبیعی رها کنیم. جعبه های اطلاع رسانی برای مواردی مانند وارد کردن Http ، جغرافیای مکانی و مدیریت رمزها در زیر جعبه ی URL قرار دارد و شما می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید : که باعث می شود راحت تر قابل مشاهده باشد و در صورت نیاز دستورات را لغو یا به حالت قبل برگردانید .

۲) دکمه ی جدید منوی فایر فاکس

در حال حاضر این نسخه فقط برای ویندوز ویستا و هفت موجود می باشد. دکمه ی  منوی قدیمی حالا به صورت یک قرص نارنجی درآمده است که تمام دستورات ضروری فایرفاکس را در بر دارد.  با این وجود مانند گوگل کروم یک پارچه  و یک دست نیستند ولی بیشتر اختیارات و آپشن ها مانند ( پرینت کردن، به اشتراک گذاشتن و سفارشی کردن ) تنها با یک کلیک در دسترس است. صحبت در باره ی تک کلیک هاست . کلید توقف و شروع به یک کلید تبدیل شده است و ابزار بوک مارک کردن هم به یک کلید جدید تبدیل شده است . موزیلا می گوید این ویژگی ها بدون اینکه قصد خاصی پشت آن باشد فراهم شده است (  و باعث می شود بعضی از دستورات و سبک ها از دست برود) بنابراین اگر در این مورد گیج و خسته شدید فقط کلید  Alt را بزنید تا آپشن ها را به حالت معمول خود برگردانید.

۳) HTML5

موزیلا به طور آشکار به دنبال پیش گامی در این زمینه است . نه تنها به صورت طبیعی از فرمت بسیار با کیفیت ویدویهای HTML5   پشتیبانی می کند  بلکه از کنترل های بیشتری از HTML5  پشتیبانی می کند و همچنین تجزیه کننده جدید HTML5  را نیز پشتیبانی می کند . تجزیه کننده ی جدید HTML5 به جای تجزیه کننده ی فعلی جایگزین شده است ، تجزیه ی کننده فعلی دیگر قدیمی شده است ،تجزیه کننده ی  جدید Gecko ،  فایرفاکس را سریع تر کرده است همچنین باعث شده است که سازگاری بیشتری با توسعه دهنده ها داشته باشد. درکنار توسعه دهنده ،تجزیه ی کننده ی HTML5 ابزاری است که مرورگر را قادر می سازد تا از SVG و MATHML به طور آنلاین در صفحات HTML5  استفاده کند .

۴) CSS

در حالی که انتقال های  CSS تنها به صورت جزیی پشتیبانی می شوند ،در آن سایتهایی که قبلامشاهده شده اند مشخص  می شوند تا کاربر نیازی به  چک کردن وب سایت ها در تاریخچه ی مرور گر خود نداشته باشد. فایرفاکس ۴  همچنین چهار ویژگی برای رفع عیبهایش در برخی از استانداردهای وب دارد که می تواند پتانسیلی برای آشکار کردن تاریخچه ی مرورگر کاربر باشد.

۵) ویژگی مدیریتadd-ons

به نظر می رسد این تغییر محبوبترین چیزی باشد که به آن اضافه شده است. از زمانی که سفارشی کردن برای طرفردارن فایرفاکس حیاتی شد این حس بوجود آمد که راهی پیدا شود تا آنها بتوانند به سادگی قسمت add-ons را مدیریت کنند .اکنون مدیریت Add-Ons  به جای آنکه مانند قبل در یک پنجره باز شود در یک تب مجزا باز می شود و طوری طراحی شده است که  می توان plug-in ها را به طوری عملی و کارآمدی پیدا کرد . کاربران ورژن بتا می توانند همچنین برای سازگاری بهتر یک گزارش دهنده برای  Add-On بگیرند  تا قبل از آنکه به طور عملی آن را داشته باشند آن را برای سازگاری تست کنند .

۶) اشاره ها ی افتخاری

حفاظت ازآسیب   این اسم قسمتی است که برای کاربران ویندوز در نسخه های قدیمی موجود می باشد. ولی اکنون برای سیستم عامل X  و لینوکس نیز به همان خوبی توسعه یافته است . استفاده از پلاگ این در خارج از پروسه ( که به صورت مستعار   OOPPنامیده می شود ) این ویژگی از مرورگر و سیستم عامل از آسیب های پلاگ این ها محافظت می کند. بنابراین یک آسیب فقط می تواند بر روی خود تب تاثیر بگذارد به جای اینکه بر روی کل مرورگر تاثیر بگذارد.

WEBGL – حالت پیش فرض آن خاموش است.  این نرم افزارباز که به صورت استاندارد موجود می باشد کمک می کند تا فایرفاکس چیزهای سه بعدی را هم نشان دهد. همزمان با گسترش صنعت سه بعدی موزیلا هم به دنبال ابزار آلات نمایش تصایر سه بعدی است

۷)جایزه ی توسعه دهنده

قاب تنبل ساخت ! نام قسمتی است که کمک می کند تا صفحات وب متحرک با سرعت بیشتری رندر شوند.

WEBSOCKETS : پیچیدگی کمتر، API دو طرفه که برنامه های کاربردی تحت وب را قادر می سازد به سرورهایی که از پروتوکلهای قراردادی استفاده می کنند دسترسی داشته باشند.

JETPACK SDK  طراحی شده است تا add-on  هایی که برای نصب به ری استارت شدن نیازی ندارند را خلق و تولید کند

منبع :  MAXIMUMPC

مشاهده ادامه مطلب شش ویژگی جدید و تازه در فایرفاکس ۴
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

ساخت پایه نگهدارنده Ipad و Iphone با مداد پاک کن

بعضی مواقع ساخت یک وسیله کاربردی و ساده با لوازم ابتدایی و ساده چنان لذت بخش است که برای فرد از بهترین مارک ها ی معروف هم برایش عزیز تر است . امروز با هم نحوه ساخت پایه نگهدارنده (  Stand ) آی پد و تلفن همراه آیفون با مداد پاک کن و کش پلاستیکی را می آموزیم :

+ پایه نگهدارنده Ipad : برای ساخت استند آی پد از ۶ مداد که ترجیحا انتهای آن پاک کن دارد و در دسترس و ارزان  است و چهار قطعه کش پلاستیکی استفاده می کنیم .  شش مداد پاک کن را بصورت هرم بر روی هم سوار کرده و محل تلاقی آنها را با کش پلاستیکی محکم ببندید و این نکته را هم فراموش نکنید آن قسمت هایی که  پاک کن دارند برای خش نیانداختن و صدمه به بدنه آی پد به سمت بدنه باشد و به همین راحتی می توانید یک استند با کمترین هزینه بسازید . مراحل ساخت و نحوه چیدمان مداد ها در عکس ها کاملا گویاست و نیازی به توضیح نیست.

+

طریقه اتصال مداد ها به هم

+

نحوه قرار دادن آی پد روی استند

+ استند برای آیفون : در ساخت استند برای تلفن آیفون خود از ۵ مداد و ۴ کش پلاستیکی استفاده کنید ، همانطور که در تصاویر می بینید به راحتی می توانید ساخت آن را انجام دهید.

مواد لازم جهت ساخت استند آیفون

+

نحوه اتصال مداد ها به هم

+

نحوه قرار دادن آیفون بر روی استند

منبع
مشاهده ادامه مطلب ساخت پایه نگهدارنده Ipad و Iphone با مداد پاک کن
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:18 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

چگونه ساعتمان را با گوگل تنظیم کنیم؟

گوگل کاربردهای فراوانی دارد و همه سرویسهایی که ارائه می کند از کیفیت و دقت بالایی برخور دار هستند. شاید بیشتر ما از گوگل تنها برای جستجو کردن استفاده می کنیم اما باید بدانید که از این موتور جستجو و ظاهر ساده اش می توان استفاده های زیادی کرد. قبلا شما را با کابردهای خاص این موتور جستجو آشنا کرده ام.

اما کاربرد جالبی را در این نوشته می خواهم به شما معرفی کنم و آن هم چیزی نیست جز دانستن زمان هر جایی از پشت کامپیوتر. برای مثال می خواهید بدانید الان در پاریس ساعت چند است کافیست تایپ کنید:


 

 

و پاسخ گوگل:

به این ترتیب می توانید ساعت دقیق محل زندگی خود را از گوگل بپرسید و دیگر تاخیر نکنید.

مشاهده ادامه مطلب چگونه ساعتمان را با گوگل تنظیم کنیم؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

نحوه افزودن امضا به ایمیل در Outlook 2010

همانطور که احتمالاً می‏دانید، امضا (Signature) امکانی است که در کلیه سرویس‏دهنده‏های ایمیل در نظر گرفته شده است. با استفاده از امضا، می‏توان همواره یک متن یا تصویر را به انتهای کلیه ایمیل‏های ارسالی خود اضافه کنید. این محتوا می‏تواند شامل نام شما یا یک پیغام تشکر‏آمیز باشد که در پایین کلیه ایمیل‏های ارسالی‏تان درج شود. در نرم افزار Microsoft Outlook که یکی از برنامه‏های بسته نرم‏افزاری آفیس جهت مدیریت ایمیل‏های دریافتی و ارسالی است نیز چنین امکانی در نظر گرفته شده است. در نسخه جدید این برنامه با نام Microsoft Outlook 2010 که همراه با آفیس 2010 عرضه شد، این امکان با کمی تغییرات نسبت به نسخه‏های قبلی برنامه وجود دارد. در این ترفند قصد داریم نحوه افزودن امضا به ایمیل‏های ارسالی در Outlook 2010 را برای شما بازگو نماییم.

بدین منظور:
ابتدا Microsoft Outlook 2010 را اجرا نمایید.
بر روی دکمه آفیس، در بالا سمت چپ محیط برنامه کلیک نمایید و سپس بر روی دکمه Options کلیک کنید.
در پنجره Outlook Options، از قسمت سمت چپ، بر روی Mail کلیک نمایید.
حال  بر روی دکمه Signatures کلیک کنید تا پنجره Signatures and Stationary باز شود.
در این پنجره امکان ساخت و اضافه کردن امضا به ایمیل‏‏های ارسالی خود را خواهید داشت.
با فشردن دکمه OK امضای شما ذخیره خواهد شد و از این پس به هنگام ارسال ایمیل در محیط برنامه، می‏توانید آن را به انتهای ایمیل خود اضافه کنید.

جهت اضافه نمودن امضا به ایمیل در نسخه‏های قدیمی‏تر Outlook از ترفند زیر استفاده کنید:
ایمیل‏های خود را امضا کنید!
مشاهده ادامه مطلب نحوه افزودن امضا به ایمیل در Outlook 2010
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

افزایش سرعت بالا آمدن ویندوز ویستا و 7 با انجام یک تنظیم ساده

یکی از مشکلات شایع در سیستم‏های تحت ویندوز، کند بودن سرعت بالا آمدن و راه‏اندازی آن است. به طوری که پس از روشن کردن سیستم، زمان زیادی صرف ورود به ویندوز و بارگذاری کامل صفحه دسکتاپ می‏شود. این موضوع در کامپیوترهای قدیمی و سیستم‏هایی که دارای نرم‏افزارهای نصب شده زیادی هستند بیشتر به چشم می‏خورد. بسیاری از کاربران برای حل این مشکل از طریق تنظیمات msconfig به خالی کردن برنامه‏های اجرا شده در Startup میپردازند. این راه مفید است اما همواره نمی‏تواند کافی باشد. در صورتی که از ویندوز ویستا یا 7 استفاده می‏کنید و با این مشکل روبرو هستید، بایستی بدانید در این دو ویندوز قابلیتی به نام Windows Boot Performance Diagnostics نفهته است که بسیاری از کاربران از آن بی‏خبرند. با فعال نمودن این ابزار، ویندوز به طور اتوماتیک موانعی که باعث کاهش سرعت بالا آمدن ویندوز می‏شود را به طور اتوماتیک تشخیص داده و آنها را رفع می‏کند. در این ترفند قصد داریم به معرفی این قابلیت مفید بپردازیم.

برای این کار:
ابتدا در منوی Start عبارت gpedit.msc را وارد کرده و Enter بزنید.
در پنجره Local Group Policy Editor از پنل سمت چپ مسیر زیر را طی کنید:
Computer Configuration > Administrative Templates > System > Troubleshooting and Diagnostics > Windows Boot Performance Diagnostics
اکنون از قسمت سمت راست پنجره، بر روی Configure Scenario Execution level دوبار کلیک کنید.
در پنجره جدید، گزینه Enabled را انتخاب نمایید. همچنین (ترفندستان) اطمینان پیدا کنید در قسمت Scenario Execution Level گزینه Detection, Troubleshooting and Resolution در حالت انتخاب باشد.
اکنون بر روی دکمه OK کلیک کنید.
حال ویندوز را یکبار Restart نمایید.
اکنون Windows Boot Performance Diagnostics فعال بوده و به تشخیص و حل مشکلاتی که باعث کندی بالا آمدن ویندوز می‏شود می‏پردازد.

دقت نمایید برای این که Windows Boot Performance Diagnostics به درستی کار کند، بایستی سرویس (Diagnostic Policy Service (DPS در محیط ویندوز فعال باشد. برای اطمینان این قضیه:
در منوی Start عبارت Services را تایپ کرده و Enter بزنید.
در پنجره باز شده Diagnostic Policy Service را یافته و اطمینان پیدا کنید وضعیت (Status) آن بر روی Started قرار گرفته است.
مشاهده ادامه مطلب افزایش سرعت بالا آمدن ویندوز ویستا و 7 با انجام یک تنظیم ساده
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

دسترسی به تمامی قسمتهای مهم ویندوز تنها با راست کلیک بر روی My Computer

قصد داریم تا هم اکنون یک ترفند بسیار جالب و کاربردی را به شما معرفی کنیم. با استفاده از این ترفند و دریافت فایلهای کوچکی که برای شما آماده کرده ایم میتوانید تنها با راست کلیک بر روی آیکن My Computer خود به تمامی قسمتهای اصلی ویندوز همانند Serach ، Disk Cleanup ، Control Panel ، Registry ، Servieces ، System Restore ، Logoff ، Shutdown ، Resart و بسیار از موارد کاربردی دیگر دسترسی داشته باشید. این عملیات همگی از طریق فایلهای رجیستری قرار داده شده صورت میگیرد. این ترفند و دریافت و اجرای فایل ها را جدأ به شما پیشنهاد میکنیم چرا که به سادگی و با یک راست کلیک میتوانید تمام ویندوز خود را پیش رو داشته باشید!

ابتدا دقت کنید:
هر یک از فایلهای رجیستری مربوطه را با استفاده از لینک دانلود داده شده دریافت کنید ، سپس هر یک را اجرا نمایید و به سوالی که از شما پرسیده میشود پاسخ Yes دهید. بلافاصله تغییرات اعمال میشود و میتوانید با راست کلیک کردن بر روی My Computer تغییر را مشاهده کنید.
دقت فراوان هم کنید برای دریافت فایلهای زیر بر روی لینک هر یک راست کلیک کرده و Save Target as یا Save link as را انتخاب کنید.

افزودن Search ، Registry ، System Restore ، Services ، LogOff ، Reboot ، Shutdown ، Device Manager ، Control Panel ، Add/Remove Programs به راست کلیک My Computer
دانلود:
http://www.tarfandestan.com/files/MajorControl[Tarfandestan.com].reg


افزودن Drive Cleanup به راست کلیک My Computer
دانلود:
http://www.tarfandestan.com/files/DriveCleanup[Tarfandestan.com].reg


افزودن Event Viewer به راست کلیک My Computer
دانلود:
http://www.tarfandestan.com/files/EventViewer[Tarfandestan.com].reg

مشاهده ادامه مطلب دسترسی به تمامی قسمتهای مهم ویندوز تنها با راست کلیک بر روی My Computer
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

ای‌میل ملی جای yahoo و gmail را می‌گیرد؟

دانش > فناوری اطلاعات  - با گذشت نزدیک به 3 سال از دستور دولت برای استفاده از ای‌میل ملی، بیش از 95 درصد نشانی‌های پست الکترونیک کاربران ایرانی در سایت‌های غیرایرانی مانند جی‌میل و یاهو ثبت شده است.

هادی نیلی: بیش از 30 ماه از دستور دولت برای استفاده مدیران دولتی از ای‌میل ملی، به نظر می‌رسد هنوز راه درازی تا فراگیرشدن این پروژه باقی است.

آمارهای غیررسمی که البته سنجه‌ای برای مطمئن‌شدن از درستی آن در دست نیست، می‌گوید بیش از 95 درصد نشانی‌های پست الکترونیک کاربران ایرانی در سایت‌های غیرایرانی مانند gmail و ‎ yahooثبت شده است و بیشتر سایت‌های فارسی که سرویس پست الکترونیک ارائه می‌کنند، در خارج از کشور میزبانی می‌شوند.

مدیران دولتی نیز از این محبوبیت سرویس‌های رایگان خارجی معاف نیستند و عمده آنان نیز ای‌میل‌شان را روی همین نشانی ثبت کرده‌اند.

بخشنامه معاون اول رییس‌جمهور در دولت نهم ضمن ابراز نگرانی از این فراگیری، آن را از نظر امنیتی و اعتبار کشور به‌صلاح ندانسته و تمام مدیران دولتی را موظف کرده است آدرس ای‌میل خود را از طریق سامانه پست الکترونیک امن ملی روی نشانی iran.ir دریافت کنند.

نمایندگان ویژه ‌جمهور در تاریخ 31 تیرماه 86 در اجرای تبصره 13 قانون بودجه سال 1386، معاونت فن‌آوری اطلاعات وزارت ICT را مکلف به راه‌اندازی درگاه (پرتال) واحد دولت الکترونیک کردند و بر همین اساس بخشنامه‌ای از سوی معاون اول رئیس‌ جمهور مبنی بر ارائه خدمت پست الکترونیک توسط درگاه خدمات الکترونیکی ایران به مدیران دستگا‌ه‌های دولتی صادر شد. از قرار معلوم ارائه سرویس به عموم مردم در ابتدا در دستور کار نبود.

طبق اعلام رسمی مسوولان، سرویس پست الکترونیکی ایران از 28 مهرماه سال 1386 به مدیران دولتی و افراد واجد شرایط ارایه شده و تا پایان اسفندماه 1386، در حدود 4500 کاربر در این سامانه تعریف شده‌اند. بر اساس بخشنامه‌ معاون اول رییس جمهور، درگاه خدمات الکترونیکی ایران به مدیران دستگاه‌های دولتی و افراد واجد شرایط که با خارج از سازمان خود مکاتبه دارند، خدمت پست الکترونیکی ارائه کرد.

پیش از این، مدیر عامل شرکت فن‌آوری اطلاعات ایران در بر شمردن ویژگی‌های صندوق پست الکترونیکی که توسط سامانه iran.ir به کاربران ارائه می‌شود، گفته بود: اطلاعات موجود در پست الکترونیکی آن‌ها به خارج از کشور منتقل نمی‌شود، این سامانه سه گیگا بایت فضا در اختیار کاربران قرار می‌دهد و دریافت و ارسال نامه از میل‌سرورهای دیگر نظیر یاهو و یا جی‌میل را دارد.

در حال حاضر امکان استفاده از صندوق پست الکترونیکی از طریق سامانه iran.ir برای مدیران دستگاه‌های دولتی فراهم شده و متقاضیان می‌توانند با مراجعه به این وب‌سایت، برای خودشان صندوق پست الکترونیکی راه بیندازند.

مدیر عامل شرکت فن‌آوری اطلاعات ایران همچنین ابراز امیدواری کرده بود که بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، به زودی امکان ارائه صندوق پست الکترونیکی امن به کاربران فراهم شود.
اما در مراجعه به این درگاه ملی، معلوم شد هنوز این سرویس صرفا به مدیران دولتی ارائه می‌شود و این مدیران باید علاوه بر تکمیل و ارسال فرم الکترونیکی, فرم کاغذی را هم با مهر و امضای بالاترین مقام دستگاه اجرائی ارسال کنند. این درگاه وعده داده است پس از دریافت فرم‌های تائیدشده، ظرف یک روز پست الکترونیکی متقاضی فعال و اعلام شود.

ای‌میل فرمانداری روی جی‌میلاین در حالی است که به نظر می‌رسد هنوز مسئولان دولتی درباره نحوه استفاده از پست الکترونیک ملی خود توجیه نشده‌اند و حتی درباره سرویس‌های رایگان پرطرفدار از جمله yahoo و gmail هم اطلاعات چندانی ندارند.

وزیر علوم دولت نهم، محمدمهدی زاهدی، در آغازین روزهای وزارتش در سال 84 در مصاحبه‌ای با اعلام نشانی ای‌میل خود در یاهو، از کسانی که درباره نحوه مدیریت اون پیشنهاد یا انتقادی دارند خواست به این نشانی ای‌میل بفرستند. همان زمان کارشناسان و روزنامه‌نگاران حوزه آی‌تی یادآوری کردند اعلام نشانی الکترونیک یک وزیر روی یک سرویس رایگان، نه از نظر امنیت اطلاعات کار درستی است و نه از نظر جایگاه و شان وزیر علوم، این نشانی فراخور و مناسب است.

چندهفته‌پیش و در اوایل دی‌ماه نیز فرماندار گتوند خبر از راه‌اندازی پست الکترونیک این فرمانداری برای تحقق طرح دولت الکترونیک و برای رفاه حال ارباب رجوع داد.

قدرت‌الله امانی‌پوردر مصاحبه‌ای که برای معرفی این پست الکترونیک با ایرنا انجام داد، نشانی ای‌میل این فرمانداری را gotvand.fdi@gmail.com اعلام کرد.

فرماندار گتوند بدون اشاره به این‌که این واحد دولتی از یک سرویس رایگان استفاده کرده است، با افتخار خبر داد: در این پست، حداکثر فضا به کار گرفته شده و شهروندان گتوندی می‌توانند هر گونه پیشنهاد، انتقاد و نظرات خود را از این طریق ارسال کنند.

به این ترتیب پیداست با گذشت 30ماه از آغازبه‌کار درگاه ملی اینترنت ایران، هنوز مدیران دولتی نیز درباره امکان داشتن ای‌میل روی دامنه iran.ir آگاه نیستند.

تجربه ترکیهالبته ایران اولین کشوری نیست که بنا دارد یک سرویس ای‌میل ملی به شهروندانش ارائه دهد. گذشته از تلاش‌های قبلی دولت‌هایی مانند فرانسه برای جاانداختن سرویس‌های رایگان مشابه yahoo و gmail به زبان بومی در کشور خود، در ماه‌های گذشته اعلام شد که مقامات ترکیه تصمیم گرفته‌اند یک آدرس ای‌میل به هر یک از 70 میلیون شهروند ترکیه بدهند.

نام این پروژه آناپستا است که از قرار معلوم مراحل تست را هم پشت سر گذاشته است. در این پروژه به هر نفر 10 گیگ فضا اختصاص داده خواهد شد. هدف از راه‌اندازی شبکه ای‌میلی، هماهنگ با شبکه موبایل فعلی است. در این طرح به هر بچه‌ای که متولد می شود، یک آدرس ایمیل داده خواهد شد و این آدرس بر روی کارت ملی او درج می‌شود.

کارشناسان معتقدند هدف بعدی این پروژه، حذف سرویس‌دهنده‌های بین‌المللی مانند yahoo و gmail است.

دولت ترکیه، این اقدام را در راستای تصمیم این کشور برای راه‌اندازی موتور جستجوی اختصاصی تا سال 2010 می‌داند. مقامات ترکیه معتقدند چون همه موتورهای جستجویی که به صورت بین‌المللی در حال استفاده هستند در کشورهای خارجی قرار دارند، این می‌تواند باعث بروز مسایل امنیتی شده و نیازهای ترکیه را برآورده نکند.

اینترنت ملی چه شد؟تلاش دولت برای فراگیرکردن ای‌میل ملی در حالی در رسانه مطرح شده است که تجربه موازی دولت درباره اینترنت ملی هنوز تجربه‌ای ناموفق است.

آخرین نمونه این عدم‌موفقیت در هفته‌های اخیر بوده که دولت اعلام کرد شهروندان می‌توانند برای اطلاع از جایگاه خود در نظام خوشه‌بندی هدفمندکردن یارانه‌ها به سایت مرکز آمار ایران مراجعه کنند.

اما با این‌که سرورهای اصلی سایت «مرکز آمار ایران» از خدمات اینترنت ملی استفاده می‌کردند، اما با طراحی غیرحرفه‌ای این شبکه، امکان استفاده از این سایت برای بیشتر مردم امکان‌پذیر نبوده است.

این سرورها با خطوط اینترنت ملی که از محدوده آدرس IP غیرمعتبر 10.10.X.X استفاده می‌کنند، عملا قادر به پاسخ‌گویی به شبکه‌هایی که از این محدوده در شبکه خود استفاده کرده‌اند و یا DNSهای خود را با استفاده از DNS serverهای استاندارد جهانی Update می‌کنند، در دسترس نیست؛ در نتیجه این سایت تنها برای کاربرانی قایل دستیابی است که از خدمات برخی ISPها استفاده می‌کنند.

مشاهده ادامه مطلب ای‌میل ملی جای yahoo و gmail را می‌گیرد؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

ارسال و دریافت فکس رنگی و منشی تلفنی با Venta Fax & Voice Private 6.5.112.307

شاید خیلی ها دوست داشته باشند از كامپیوتر خود به عنوان فکس نیز استفاده كنند. برای این كار تنها به یك Faxmodem نیاز دارید كه تقریبا صد درصد مودم هایی كه چند سالی است در ایران پخش می شوند فکس مودم می باشند. برای ارسال و دریافت فکس، به یك نرم افزار نیز برای این كار نیاز دارید كه می توان به نرم افزار های Winfax و یا Faxtalk و ... و یا حتی نرم افزار فکس خود ویندوز XP  اشاره نمود. ولی معایبی كه اینگونه نرم افزار ها دارند، باعث می شود تا كاربران نتوانند از آن ها استفاده كنند كه از معایب اینگونه نرم افزار ها می توان به پیچیده بودن برنامه و در نتیجه كارایی سخت برای كاربر، عدم ارسال و دریافت فکس در همه موارد، امكان قطع شدن نیمه تمام فکس هنگام كار، و ... اشاره كرد.

نرم افزار VentaFax ابزار قدرتمند با محیط بسیار ساده و کاربردی كامپیوتر شما را تبدیل به یک دستگاه فکس می کند و شما به راحتی می توانید فکس، ارسال یا دریافت کنید. این نرم افزار با توجه به دارا بودن محیط شبیه به دستگاه فکس در مقایسه با سایر نرم افزارها مشابه از محبوبیت و کارایی بیشتری برخوردار است. از مهمترین قابلیت های Ventafax شبیه بودن محیط نرم افزار به یك دستگاه فکس واقعی می باشد. بدین معنی كه محیط نرم افزار كاملا شبیه به یك دستگاه فکس واقعی طراحی و ساخته شده و در نتیجه كار كردن با آن بسیار ساده و آسان است. علاوه بر ظاهر نرم افزار كه شبیه دستگاه فکس می باشد عملكرد آن نیز مشابه دستگاه فکس واقعی می باشد. بدین معنی كه مثلا هنگام دریافت فکس، فکس گرفته شده همانند دستگاه فکس از قسمت بالای دستگاه خارج می شود و مرحله به مرحله جلو پیش می رود. همچنین برای استارت كردن دستگاه فکس، می بایست بر روی دكمه Start موجود در برنامه كلیك كنید. امكان استفاده از نرم افزار به عنوان منشی تلفنی، ضبط مكالمات تلفنی تنها با یك دكمه حتی هنگامی كه با دستگاه تلفن خود صحبت می كنید می توانید مكالمات خود را با این نرم افزارضبط كنید. همچنین نصب یك پرینتر مجازی جهت ارسال فکس بدین معنی كه شما برای ارسال فکس کافی است مثلاً متن دلخواه خود را در نرم افزاری مثل Wordpad و یا Word و هر ویرایشگر دیگر تایپ نموده و سپس توسط پرینتر Ventafax پرینت نمایید كه البته به جای پرینت، برنامه به صورت اتوماتیك فعال شده و فکس آن را ارسال می نماید.

قابلیت های کلیدی نرم افزار Venta Fax & Voice Private 6.5.112.307:

- امكان استفاده از نرم افزار به عنوان منشی تلفنی، ضبط مكالمات تلفنی

- قابلیت نصب یك پرینتر مجازی جهت ارسال فکس

- دارا بودن دفترچه تلفن، امكان تایپ فارسی جهت دفترچه تلفن، اضافه كردن عكس به دفترچه تلفن، - قابلیت نمایش شماره یا همان Caller ID به همراه عكس

- امكان ارسال فکس به صورت اتوماتیك و دستی و همچنین ارسال در تاریخ و ساعتی معین

- توانایی گرفتن فکس به صورت اتوماتیك و دستی

- امكان تغییر ظاهر برنامه به وسیله Skin های متعدد برنامه

- توانایی شماره گیری و استفاده از نرم افزار به عنوان یك تلفن

- قابلیت تلفظ شماره تلفن تماس گیرنده

- امكان پرینت اتوماتیك بعد از دریافت فکس

- ذخیره تمامی تماس های گرفته شده و تماس های برقرار شده با نرم افزار

- عدم قطع نیمه كاره

- قابلیت ارسال و دریافت فکس همانند نرم افزار های دیگر

- سازگاری كامل با انواع مودم های موجود

- پشتیبانی از کارت تلفن

- پشتیبانی از چندین زبان مختلف

- قابلیت ارسال فکس و پیغام صوتی توسط ایمیل

- تبدیل فکس های رسیده به PDF

- پشتیبانی از فکس رنگی



Tags برچسب ها: Faxmodem فکس نرم افزار Venta Fax & Voice Private 6.5.112.307 دستگاه فکس ارسال و دریافت فکس

price قیمت: 49.95 دلار آمریکا
download دانلود (حجم: 49.95 مگابایت) - سرور سایت
password رمز عبور: www.takpedia.com
info منبع
مشاهده ادامه مطلب ارسال و دریافت فکس رنگی و منشی تلفنی با Venta Fax & Voice Private 6.5.112.307
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:9 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

دانلود IE 9

قول صنعت مروگرها یعنی اینترنت اکسپلورر یکی از تنها نرم افزارهایی است که توانسته بعد از سال های متوالی عرضه هنوز در صدر قرار گیرد. این مدیریت و برنامه ریزی برای ویندوز اکسپی نیز شکل گرفت و تا این لحظه هنوز کاربران نمی توانند بدون ویندوز اکسپی و مروگر اینترنت اکسپلورر زندگی کنند. اما اینترنت اکسپلورر به دلیل کاربرد های فراوان و استفاده همگان نقاط ضعف بسیاری را در خود دارد. نسخه 6 این نرم افزار یکی از نا امن ترین نرم افزارهای ساخته شده به حساب می آید که هنوز در صدر استفاده کنندگان قرار دارد. این عمل می تواند به شرکت مایکروسافت لطمه وارد کند اما چندی پیش این شرکت شخصی را برای نابودی مروگر اینترنت اکسپلورر 6 برگزید. نسخه 9 مروگر اینترنت اکسپلورر نسخه ای کاملا امن تا به این لحظه است و می تواند یک سیر سعودی را برای عابروی رفته مایکروسافت به حساب آید. در نسخه 9 که شباهت های زیادی به موزیلا فایرفاکس دارد زیبایی، کارائی آسان و کاربر پسند بودن مد نظر قرار گرفته شده است و می تواند یک مروگر محبوب برای شما باشد. پرتال دانلود به تمامی هواداران اینترنت اکسپلورر نسخه 9 را هدیه می دهد.

دانلود نسخه جدید مروگر اینترنت اکسپلورر  (15.9 مگابایت)

رمز عبور:www.portaldownload.ir

منبع:پرتال دانلود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

نسخه نهایی و فاینال ویندوز 7 Ultimate نسخه Retail تاریخ 22 اکتبر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

محافظت از اطلاعات مموري هاي USB به وسيله رمز عبور USB Stick Encryption v2.0

منبع : www.AsanDownload.com



يكي از وسايل شخصي كه امروزه اكثر كاربران از آن استفاده مي كنند فلش مموري هاي USB است. اين وسيله ابزار مفيدي جهت ذخيره و انتقال اطلاعات به شمار مي رود. به همان اندازه كه حمل و جابجايي اطلاعات توسط اين وسيله آسان است. دسترسي به اطلاعات آن نيز آسان است و هر فردي مي تواند از محتويات آن با خبر شده و از آنها استفاده كند. جهت حفاظت از محتويات اين مموري هاي USB برنامه هاي مختلفي ارائه شده كه با قرار دادن رمز عبور بر روي آنها از محتويات آن حفاظت كرده و تنها به فردي كه رمز عبور را داشته باشد اجازه دخل و تصرف به اطلاعات داخل فلش مموري را مي دهد. در اين ميان برنامه GiliSoft USB Stick Encryption يكي از بهترين برنامه هايي است كه در زمينه رمزگذاري بر روي فلش مموري ها ارائه شده است. شما به وسيله اين نرم افزار مي توانيد علاوه بر رمزگذاري، فلش مموري خودتان را به دو ناحيه ي عمومي و خصوصي تقسيم كنيد.اطلاعات موجود در بخش عمومي براي هر فرد قابل مشاهد و دسترسي است اما بخش خصوصي توسط رمز حفاظت مي شود كه فقط براي فردي كه رمز را دارد قابل دسترسي مي باشد.


قابليتهاي كليدي نرم افزار GiliSoft USB Stick Encryption v2.0:- محيط كاربر پسند با كاربري آسان و نصب آسان و سريع
- امكان قرار دادن رمز عبور بر روي انواع حافظه هاي جانبي و فلش مموري ها
- اجراي خودكار نرم افزار بعد از اتصال دستگاه بدون نصب نرم افزار اضافي
- تقسيم مموري هاي USB به دو بخش عمومي و خصوصي
- امكان دستيابي به منطقه امن و محافظت شده فلش ها با برنامه agent.exe
- امكان بازسازي منطقه امن توسط برنامه در صورت حذف فايل agent.exe
-  حذف منطقه امن و برداشتن رمز عبور و محدوديت از روي فلش مموري
- تغيير رمز عبور منطقه امن تعيين شده بر روي حافظه شما
- جلوگيري از سرقت اطلاعات مهم و شخصي شما
- سازگار با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب 7
- و ...


ادامه مطلب ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:2 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

بازیابی پسوردهای نرم افزارهای مختلف با Multi Password Recovery v1.2.5

منبع : www.AsanDownload.com



امروزه در دنياي مجازي وب يكي از مهمترين بخش اطلاعاتي يك شخص حفاظت از پسورد هاي مختلف مي باشد. به طور مثال شايد شما به وب سايتهايي برخورد كرده باشيد كه براي استفاده از آن مي بايستي در آن عضو شده و سپس فايل مورد نظر خود را دريافت نماييد. هر چه تعداد اين وب سايتهاي زياد تر باشد شما قادر به حفظ كردن همه پسورد ها و يوزرنيم ها به سادگي نمي باشيد. در صورتي كه به صورت حرفه اي با دنياي وب كار كرده باشيد روزانه بايد پسورد و يوزر نيم هاي زيادي را به خاطر خود بسپاريد و اين كار بسيار سخت و دشواري ميباشد. شايد به اين فكر كنيد كه ما زياد با دنياي وب سر و كار نداريم ولي اين را بايد مد نظر داشته باشيد شما پسوردهاي زيادي را در محيط كاربري رايانه خود روزانه با آن سر و كار داريد. مثل رمز عبور ويندوز، اكانت وصل شدن به اينترنت، استفاده از مسنجر هاي مختلف و... حال اگر شما رمز عبور يكي از موارد گفته شده را فراموش كنيد نياز به نرم افزار حرفه اي براي بازيابي كلمه عبور آن را داريد. ما امروز قصد داريم نرم افزار قدرتمند Multi Password Recovery را به شما معرفي نماييم.اين نرم افزار قدرتمند قادر به بازيابي كلمه عبور فراموش شده شما در ويندوز و نرم افزار هاي گوناگون ميباشد. اين نرم افزار قدرتمند قادر به بازيابي كلمه عبور شما از 110 نرم افزار معروف مي باشد. مانند کلاینت های اف تی پی و ایمیل، سرویسهای پیام رسان فوری، مرورگرها و غیره را بازیابی نمایيد. همچنینی این نرم افزار این توانایی را دارد که پسوردهای های ذخیره شده را پاک نموده، پسوردهای مخفی شد توسط نشان ستاره را نمایش بدهد.

قابلیت های کلیدی نرم افزار Multi Password Recovery v1.2.5:

- قابلیت نمایش پسوردهای مخفی و پسوردهايي كه با ستاره نشان داده ميشود
- پشتیبانی و بازيابي پسورد از 110 نرم افزار مختلف و معروف
- بازیابی اتوماتیک تمام پسوردها و امكان تست پسوردهای ذخیره شده
- بازيابي كلمه عبورهاي ذخيره شده و حذف شده
- قابليت تست كلمه هاي عبور توسط نرم افزار براي امنيت بيشتر
- قابليت اضافه كردن پلاگين هاي شخصي به برنامه
- بازيابي كلمه عبور نرم افزارهاي محافظت شده
- کپی فایل های مدیر امنیتی SAM
- ساخت رمز عبور جديد توسط برنامه براي امنيت بيشتر
- قابليت پشتيبان گيري از كلمه هاي عبور و گزارش آن در يك فايل
- پشتیبانی از زبانهاي مختلف در برنامه
- سازگار با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب 7
- و ...
 


ادامه مطلب ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

فشرده سازی با نرم افزار جدید BitZipper 2010

منبع : www.AsanDownload.com


حق هریک از کاربران است که خود انتخاب کنند از کدام نرم افزار می بایست استفاده کنند یا کدام نرم افزار را بیشjر می پسندند. برای مدیریت فایل های فشرده هم این مورد صدق می کند چرا که نرم افزارهای متعددی در این زمینه وجود دارد و کاربر باید خود انتخاب کند که کدام نرم افزار بیشتر مورد نیازش است ؛ مطمئنا WinRAR و WinZip از همه در این زمینه معروفترند اما ابزارهایی هم نظیر BitZipper می تواند با قابلیت هایی که دارد خواسته های متعدد کاربران را پاسخگو بوده و حتی برای کاربران حرفه ای هم دستیار مناسبی باشد.
این ابزار با پشتیبانی از فرمت های مختلف در زمینه فشرده سازی توانایی مدیریت و ساخت فایل های فشرده را با فرمت های مختلف دارد. پشتیبانی از فرمت های رایج موجود از جمله RAR و ZIP اولین خصوصیت مهم و کلیدی این ابزار را تشکیل می دهد ؛ حجم بسیار مناسب و استفاده آسان از نرم افزار در کنار واسط کاربری جذاب هم جز اصلی ترین قابلیت هایی هستند که در این ابزار گنجانده شده اند.
سرعت بالای نرم افزار هم در فشرده سازی و هم در خارج کردن از حالت فشرده کمک زیادی در سرعت عملکرد کاربران خواهد کرد ، این ابزار همچنین مانند نرم افزار های مشابه قادر است تا با پسوردگذاری برروی فایل ها آن ها را ایمن سازی هم نماید ضمن آن که تقریبا تمامی قابلیت هایی که در نرم افزارهای مشابه و معروفتر هم موجودند را می توان در این ابزار ساده مشاهده نمود. BitZipper همچنین قادر است تا از فایل ها نسخه پشتیبان هم تهیه کند که این مورد هم نکته مهمی بوده و برای کاربران حرفه ای اهمیت ویژه ای دارد.


قابلیت های کلیدی نرم افزار BitZipper 2010 :- پشتیبانی و سازگاری با فرمت های رایج
- امکان ساخت فایل های فشرده با فرمت دلخواه
- فشرده سازی با الگوریتم های جدید به منظور کاهش حجم
- سرعت بالا هم در فشرده سازی و هم در خارج کردن از حالت فشرده
- واسط کاربری جذاب اما ساده نرم افزار- حجم بسیار مناسب
- قابلیت ایمن سازی از طریق قرار دادن پسورد
- امکان تهیه نسخه پشتیبان از فایل ها
- وجود تقریبا تمامی امکانات رایج موجود در این ابزار
- سهولت در استفاده از نرم افزار با وجود Wizard در بسیاری از مراحل
- سازگاری کامل با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب 7- و ...


ادامه مطلب ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

تجربه اسکریپت نویسی PHP با نرم افزار Zend Studio v8.0

منبع : www.AsanDownload.com


آن هایی که به صورت حرفه ای با زبان اسکریپت نویسی PHP که امروزه به عنوان یکی از محبوب ترین زبان های اسکریپت نویسی در طراحی صفحات وب استفاده زیادی دارد آشنایی دارند می دانند که زبان PHP مهم ترین خصوصیتی که در خود می بیند قابلیت پردازشی است ، البته نه این که هیچ گونه زبان دیگری این قابلیت را نداشته باشد اما این خصوصیت مهمی تلقی می شود ، برای این که توضیح کوتاهی را در این مورد داشته باشیم این طور بیان می کنیم که برای مثال اگر در طراحی صفحات وب با استفاده از HTML در کدها یا صفحه طراحی بنویسیم 2+2 دقیقا همین متن در مرورگر نمایش داده می شود اما اگر در زبان های پردازشی مانند PHP بنویسیم 2+2 در مرورگر عدد 4 نمایش داده می شود چراکه این گونه زبان ها قابلیت پردازش داده ها را دارند.
این یکی از خصوصیات این گونه زبان ها است که شاید مهم ترین دلیل کاربران برای استفاده از سایت های داینامیک را بتوان در این مورد خلاصه نمود. اما برای نوشتن یک اسکریپت ساده باید از نرم افزاری استفاده شود که علاوه بر ویرایش متن بتواند تا حدودی پردازش کدها را انجام دهد ؛ برای مثال اگر در کدهای PHP اشتباه کوچکی رخ دهد مطئمنا نتیجه ای یا دربر نخواهد داشت و یا این که نتیجه به صورت کامل نمایش داده نمی شود. این اشتباه کوچک در زبانی مثل PHP بسیار حساس تر خواهد بود ، چراکه دو متغیر asandownload و ASANDOWNLOAD از نظر این زبان به طور کامل از یکدیگر تمیز داده می شوند.
تعداد نرم افزارهایی که قادرند کار خطایابی و همچنین پردازش داده ها را به صورت نسبتا کامل انجام دهند کم نیست اما اگر بخواهیم درباره دو زبان محبوب صحبت کنیم به دو نرم افزار ختم می شود. ASP.Net و PHP امروز دو زبانی هستند که تقریبا در مقابل هم قرار دارند ، یکی محصول مایکروسافت و سازگار با ویندوز و پردازشگر IIS و دیگری کدباز و سازگار با لینوکس و پردازشگر Apache! در مورد اولی بی شک باید نام Visual Studio  را به عنوان ویرایشگر اصلی برای این زبان نام برد ، اما در مورد PHP هم با این که زبانی کد باز بوده و نرم افزارهای متعددی هم برای پردازش و هم برای خطایابی برای آن می توان نام برد اما نمی توان از Zend Studio هم صرف نظر کرد. این نرم افزار به نوعی Leader تمامی نرم افزارها در زمینه اسکریپت نویسی PHP به شمار می رود.
تمامی این مقدمه ها تنها برای این بود که با نرم افزار و شرکتی به نام Zend آشنایی کوتاهی داشته باشیم. این شرکت یکی از اصلی ترین کمپانی های توسعه دهنده زبان اسکریپت نویسی PHP به شمار می رود که واقعا نقش بی بدیلی در موفقیت PHP داشته است. این شرکت نرم افزارهای متعددی را هم در زمینه کار با PHP عرضه نموده که اصلی ترین آن ها را می توان در Zend Studio خلاصه نمود ؛ نرم افزاری قدرتمند که علاوه بر ویرایش کدها امکان پردازش داخلی کدها را داشته و همچنین می تواند کار خطایابی را به صورت کاملا دقیق انجام دهد.
کامپایل دقیق کدها ، ذخیره سازی با انواع نسخه ، پشتیبانی از جدیدترین نسخه PHP ، آخرین FrameWork ها ، امکان کدنویسی HTML ، محیط کاربری فوق العاده حرفه ای ، مرورگر داخلی نرم افزار ، سرعت فوق العاده در کامپایل و پردازش و خطایابی کدها ، امکان ساخت یک سایت کامل با تمامی امکانات به صورت یک پروژه ، بهره گیری از آخرین تکنولوژی های PHP و به طور کلی هرآنچه برای اسکرپیت نویسی حرفه ای با PHP لازم است را می توان در Zend Studio مشاهده نمود.
هرچند این نرم افزار با توجه به این حجم امکانات ، به فضای نسبتا بالایی هم نیاز دارد اما بازهم کاربران قابلیت های آن را به هر ابزاری دیگری ترجیح می دهند. نسخه 7 از این محصول گران قیمت به تازگی منتشر شده است ، در سایت های فارسی زبان شاید برای اولین بار باشد که آخرین نسخه این محصول ارائه می گردد پس پیشنهاد می کنیم عاشقان PHP این نسخه متفاوت را حتما دریافت نمایند.


قابلیت های کلیدی نرم افزار Zend Studio v8.0 :
- پشتیبانی از زبان های مختلف
- وجود Zend Framework در نرم افزار
- آنالیزور داخلی و تعمیر ساده کدها
- ساخت ساده فایل PHP
- پشتیبانی از دو نسخه PHP 4 , 5
- امکان پردازش همزمان کدهای PHP و جاوا (جدید)
- اضافه شدن افزونه VMWare در نسخه 8 (جدید)
پشتیبان از Remote Server (جدید)
- نمایش رنگ ها در کدها برای سرعت بخشیدن به اسکرپیت نویسی
- وجود Template برای کدها
- خطایابی دائمی برای کدها
- مرورگر داخلی نرم افزار
- امکان ویرایش Java Script ها (جدید)- کامنت برای کدها
- نمایش خطاها به صورت کامل
- پشتیبانی از HTML و CSS
- وجود پردازشگر PHP
- تولبار اختصاصی از IE و Mozilla Firefox
- Zend Server داخلی در نرم افزار
- قابلیت ارتباط با بانک اطلاعاتی
- سازگار با نسخه های Zend Studio
- محیط کاربری فوق العاده حرفه ای نرم افزار
- امکان ساخت یک پروژه کامل با این نرم افزار
- سازگار با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب 7- و ...


ادامه مطلب ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 7:53 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

خلق اشکال سه بعدی با نرم افزار MAGIX 3D Maker v6.10

منبع : www.AsanDownload.com


حتما هریک از ما اشکال سه بعدی را بارها دیده ایم و البته نظرمان هم این بوده که این تصاویر و اشکال جذاب مطئمنا توسط یک فرد بسیار حرفه ای طراحی شده اند. شاید در مواردی این امر صحت داشته باشد اما همه ما می توانیم همین اشکال را به سادگی بسازیم بدون این که دانش خاصی در این زمینه یا گرافیک داشته باشیم. MAGIX 3D Maker ابزاریست که برای طراحی و خلق اشکال سه بعدی ارائه شده است. نرم افزاری کامل که تمامی امکانات لازم را برای خلق این اشکال کنار هم جمع آورده تا کاربران به راحتی بتوانند آنچه می خواهند را طراحی کنند. این نرم افزار که مانند یک نرم افزار ویرایش تصاویر است امکان چرخش تصاویر سه بعدی را داشته و کاربر می تواند به هر اندازه که بخواهد شکل طراحی شده توسط خود را بچرخاند ؛ وجود طیف گسترده ای از رنگ ها، افکت ها و فیلترها مختلف، سازگاری با فرمت های مختلف تصاویر و ذخیره سازی با کیفیت و فرمت دلخواه ، امکان ذخیره سازی به صورت انیمیشن یا فیلم و قابلیت طراحی انیمیشن های ساده سه بعدی برای درج در سایت ها از جمله خصوصیاتی هستند که در نسخه جدید نرم افزار MAGIX 3D Maker به چشم می خورند.


قابلیت های کلیدی نرم افزار MAGIX 3D Maker v6.10 :- وجود طیف گسترده ای از رنگ ها
- امکان طراحی اشکال ، متن ها و تصاویر سه بعدی
- قابلیت چرخاندن اشکال طراحی شده
- وجود فیلترها ، افکت ها و طرح های گوناگون در نرم افزار- امکان طراحی بنرهای سه بعدی برای سایت ها
- قابلیت ذخیره سازی به صورت انیمیشن یا فیلم
- امکان ذخیره سازی با کیفیت و اندازه دلخواه
- سازگار با فرمت های مختلف تصاویر
- قابلیت ذخیره سازی به صورت اسکرین سیور
- سازگار با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب 7
- و ...


ادامه مطلب ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 7:51 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

تجربه ی نواختن پیانو با پیانوی مجازی و قدرتمند Dream Computer Piano v2.10


منبع : www.AsanDownload.com


امروزه کمتر کسی را می توان یافت که به نوعی به موسیقی و ساز های موسیقی علاقه ای نداشته و خواهان نواختن موزیک با ساز دلخواه خود نباشد اما شاید بتوان یکی از این آلات موسیقی که توجهات بسیاری را نیز به خود جلب نموده را پیانو نامید. پیانو یکی از پرطرفدارترین آلات موسیقی است که به سبب موزیک دلنشیی که ایجاد می کند علاقمندان بسیاری داشته و بسیاری از این افراد نیز آرزو دارند تا نواختن موزیک با پیانو را تجربه کنند اما به دلیل قیمت گزاف این آلت موسیقی از علاقه ی خود صرف نظر می کنند. اما اکنون باز هم گروه پرتوان آسان دانلود به ارائه ی نرم افزاری بسیار جالب و کاربردی برای علاقمندان به موسیقی و مخصوصا پیانو و حتی سازندگان موزیک پرداخته است که با استفاده از آن می توانند به نواختن پیانو پرداخته و آهنگ های زیبای را خلق نمایند. Dream Computer Piano نرم افزاری است که کامپیوتر شما را به یک پیانوی بسیار هوشمند و واقعی تبدیل کرده و این امکان را برای شما فراهم می کند تا بتوانید حتی بدون داشتن هرگونه تجربه و دانشی درمورد موسیقی و پیانو آثار فوق العاده ای را خلق نمایید. علاوه بر این Dream Computer Piano به سبب داشتن امکاناتی همچون امکان میکس آهنگ ها و صداها، امکان اتصال به پیانوهای دیجیتالی و همچنین داشتن ظاهری بسیار شبیه به یک پیانوی واقعی به یکی از محبوب ترین برنامه های مجازی در زمینه ی موسیقی تبدیل شده که ما نیز این برنامه ی جالب را به شما دوستان عزیز آسان دانلودی پیشنهاد کرده و توصیه می کنیم که حتی اگر علاقه ای هم به موسیقی ندارید این برنامه ی جذاب را تجربه نمایید.


قابلیت های کلیدی نرم افزار Dream Computer Piano v2.10:- امکان میکس و مونتاژ فایل های صوتی و صداها به صورت همزمان و در هنگام ضبط
- امکان استفاده از تکنیک های حرفه ای صدا برداری و میکس و ...
- امکان ایجاد کلید های متوالی از فایل های MIDI به طور اتوماتیک
- امکان ذخیره سازی آهنگ ها و استفاده از آن ها
- امکان اتصال به پیانوهای دیجیتالی
- بدون نیاز به درک علم پیانو و موسیقی توسط کاربر
- دارای محیطی شبیه به یک پیانوی واقعی به همراه تمام امکانات
- دارای ویژگی های قدرتمند برای کمک در نواختن بهتر آهنگ
- دارای بسیاری از موزیک های کلاسیک در Library ی برنامه
- نیاز نداشتن به یادآوری برابری کدام دکمه با کدام نوت
- سازگار با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب 7- و ...


ادامه مطلب ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

مدیریت گوشی های نوکیا با Nokia PC Suite v7.1.51.0

منبع : www.AsanDownload.com


همان‌طور که می‌دانید محصولی که کمپانی نوکیا برای گوشی‌های خود در نظر گرفته، نرم‌افزاری است به نام Nokia PC Suite که هرجا گوشی نوکیا باشد، این برنامه هم یافت می‌شود. نسخه‌ی هفتم از این نرم‌افزار روز گذشته توسط نوکیا عرضه شد و برای دانلود روی سایتش قرار گرفت. در نسخه‌ی جدید تغییرات ظاهری فراوانی ملاحظه می‌شود؛ محیط برنامه جمع و جور تر شده و با اتصال موبایل به کامپیوتر، نمایی از همان نوع موبایل در برنامه نشان داده می‌شود. جابه‌جایی فایل‌ها بسیار آسان‌تر شده و حتی با کشیدن فایل به درون صفحه‌ی اصلی برنامه نیز می‌توانید عملیات انتقال را انجام دهید. مدیریت تماس‌ها و پیام‌ها از طریق Nokia PC Suite 7 بهتر از قبل شده است. با نصب این برنامه، می‌توانید تقویم گوشی را هم تغییر دهید و ورودی‌های جدیدی در آن ایجاد نمایید. هم‌چنین برای راحتی کار با موبایل‌هایی که از سرویس نقشه‌های نوکیا سود می‌برند هم قسمتی برای دریافت نقشه‌ها ایجاد شده است.

قابلیت های کلیدی برنامه Nokia PC Suite v7.1.51.0:
- انتقال اتوماتیک تمام اطلاعات شما مانند: تصاویر، موزیکها، و...
- اتصال سریع و راحت به اینترنت
- اتصال به صورت بی سیم و یا با سیم
- اتصال و استفاده از گوشی مانند یک مودم
- مدیریت SMS ها، نشانی ها، تصاویر و کلیپهای صوتی تصویری
- توانایی نصب برنامه های بر پایه Java™ بر روی گوشی
- تبدیل فرمتهای زنگ های مختلف
- توانایی اجرای پیغام های صوتی تصویری
- توانایی ارسال SMS از کامپیوتر
- Backup و Restore اطلاعات داخل گوشی
- پشتیبانی بیش از 30 زبان
- سازگار با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب 7
- و ...
ادامه مطلب ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

ساخت فایل های Installer با نرم افزار Advanced Installer Enterprise v8.0

دسته : فایل و دیسک  تعداد بازديد : 58

منبع : www.AsanDownload.com


ساخت فایل های Installer مطمئنا وقتی امکانپذیر است که کاربر از یک نرم افزاری با ساخت این گونه فایل ها استفاده کند. ابزارهای گوناگونی در این زمینه وجود دارند که می توان با طی مراحل مختلفی یک فایل Setup را پدید می آورند. Advanced Installer نام نرم افزاریست که قادر است همین گونه فایل ها را پدید آورد. این ابزار با پشتیبانی از فرمت رایجی به نام MSI که در اکثر نرم افزارهای نصب شونده در ویندوز وجود دارند قادر است تا Setup هایی با فرمت MSI پدید آورد.
سازگاری کامل با Visual Studio و داشتن یک پلاگین جداگانه در این نرم افزار ، سازگاری با محصولات آفیس ، IIS برای استفاده از نرم افزارهای تحت وب ، استفاده آسان از نرم افزار و حجم مناسب نسبت به قابلیت ها از جالب ترین امکاناتی هستند که در این ابزار به چشم می خورند. مدیریت کامل برروی MSI و امکان تغییر در تمامی تنظیمات نکته بسیار مهمی است که کاربران می توانند با کمی حوصله به تمامی آن ها دسترسی پیدا کرده و برای ساخت یک Windows Installer از نرم افزار Advanced Installer استفاده کنند.


قابلیت های کلیدی نرم افزار Advanced Installer Enterprise v8.0 :- امکان ساخت فایل های MSI
- قابلیت استفاده از تم های گوناگون در خروجی
- امکان تغییر تمامی تنظیمات مربوط به Installer
- سازگاری کامل و وجود پلاگین اختصاصی برای Visual Studio- سازگاری با IIS برای استفاده از نرم افزار های تحت وب
- قابلیت سازگاری با مجموعه آفیس
- حجم مناسب و سهولت در استفاده از نرم افزار
- سازگاری با Silver Light و .Net
- سازگار با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب 7- و ...


ادامه مطلب ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 7:43 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

غذا برای کودکان

Tastefully Simple Perfectly Potato Cheddar Soup Mix

مواد لازم :‌

سيب زميني دو عدد با اندازه متوسط
شير پاستوريزه پنج قاشق غذا خوري (مقدار مورد نياز براي متناسب كردن قوام پوره)
كره يك قاشق مرباخوري

(دنباله...)

233791-2008-4-5-16-44-33.gif

مواد لازم:
شکر=1 لیوان
کره=نصف لیوان
تخم مرغ=2 عدد
آرد=1 لیوان و نصف
پکینگ پودر=2 قاشق غذاخوری
(دنباله...)

images

مواد لازم برای 6 نفر:
شیر=2/1 لیتر(2 لیوان معمولی)
شکر=200 گرم(1 لیوان معمولی)
شوکولات بدون مغز=250 گرم یا 4 قاشق سوپخوری کاکائو
(دنباله...)

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

پیتزا


مواد لازم براي دو نفر:

خمیر مخصوص لازانیا 9 تكه
سوسیس 3 عدد متوسط
پنیر پیتزا رنده شده يك بسته بزرگ
(دنباله...)


سیب زمینی3 عدد
ارد4 قاشق
شیر یک و نیم لیوان
پنیر پیتزا 1بسته رنده شده
(دنباله...)


مواد لازم براي تهيه خمیر :
آرد سفید : 5 لیوان
روغن مایع : 2/1 لیوان
آب : 2 لیوان
خمیرفوری : 2 قاشق غذاخوری
شیرخشک : 4 قاشق غذاخوری
شکر : 4 قاشق غذاخوری (دنباله...)


شیر را در دمای 63 درجه سانتی گراد به مدت 30 دقیقه حرارت دهید و یا به مدت 15 ثانیه در دمای 72 درجه سانتی گراد حرارت دهید. در هر دو حالت، شیر را باید مرتب هم بزنید تا ته نگرفته و نسوزد.

مرحله دوم، سرد کردن شیر است. کافی است ظرف محتوی شیر را روی آب سرد یا یخ قرار دهید.
(دنباله...)

ashpazo1

مواد لازم براي 4 نفر

ماكاروني نازك: يك بسته

گوشت چرخ‌كرده: 250 گرم

پياز متوسط: يك عدد
(دنباله...)

images
مواد لازم :
خمیر پیتزا = به مقدار لازم
قارچ= ۱۰۰ گرم
پیاز ریز شده= یک قاشق سوپخوری
پنیر پیتزا =۲۵ گرم
روغن مایع=۳ قاشق سوپخوری
فلفل دلمه ای= ۱ عدد
(دنباله...)

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

آش رشته بیرجندی


مواد لازم
رشته آشی 1 بسته
سبزی آش 2 کیلو گرم ( تره – شبد – اسفناج – جعفری – گشنیز و برگ چغندر )
حبوبات 1 کیلو گرم ( عدس – نخود – لوبیا سفید و چیتی از هر کدام 250 گرم )
کشک بیرجندی یا سفید 300 گرم

گیاهان داروئی محلی 2 قاشق ( زیره – کرابیه – بادیان – تخم گل پونه – شوت )
پیاز داغ و نعنا داغ( از هر کدام 4 قاشق)
آب قلم یا گوشت 400 گرم یا 2 لیوان
روغن 200 گرم

چگونگی تهیه
را پس از پاک کردن 2 الی 3 ساعت خیس کرده تا هم ( زودتر پخته شود و هم برای جلوگیری از نفخ ) و می پزیم ، سبزیجات را خوب خرد کرده در صورتیکه از سبزی خشک خواستیم استفاده کنیم هر 100 گرم سبزی خشک برابریک کیلو سبزی تازه می باشد 0 فقط کافی است یکی دو ساعت خیس کرده و بعد کمی تفت داده سپس آب را جوش آورده سبزیجات را در آن ریخته بدون اینکه درب آن را ببندیم تا سبز بودن خود را حفظ کند سپس حبوبات پخته شده را اضافه کرده تا جوش بخورد0 روغن را هم اضافه کرده سپس رشته ها را ریخته در این فاصله آب قلم و گیاهان محلی ( کرابیه – زیره – بادیان – شوت – تخم گل پونه ) را اضافه کرده سپس با حرارت ملایم قرار داده تا رشته ها نرم شود و آش غلیظ گردد و سپس در پایان مقداری از کشک بیرجندی را اضافه کرده در ظرف دلخواه کشیده و رویش را با پیاز داغ و نعنا داغ و سیر داغ و کشک تزئین می کنیم

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

با میوه های مانده چکار کنیم

حتما دیده‌اید که یک سبد میوه تازه می‌تواند تنها با وجود یک میوه خراب و فاسد، گندیده و خراب شود. پس بعد از خرید میوه، آنها را به دقت نگاه کنید و در صورتی که دیدید میوه‌ای لک‌ دارد یا خراب است آن را از بقیه جدا کنید. موقع خرید در انتخاب میوه‌ها و اینکه قصد دارید چه مدت آنها را نگهدارید دقت کنید. پرتقال و نارنگی و حتی سیب را می‌توانید حتی تا 2 هفته در یخچال نگهداری کنید اما توجه کنید که میوه‌هایی مثل انگور و خیار و کیوی و موز زودتر تازگی خود را از دست داده و خراب و له می‌شوند. حتی اگر برایتان امکان دارد می‌توانید تازه به تازه میوه تهیه کنید. هنگام خرید، ترجیحا میوه‌هایی را انتخاب کنید که وزنشان نسبت به اندازه‌شان سنگین‌تر باشد. سنگینی میوه نشانه خوبی از آبدار بودن آن است و برای فهمیدن تازه و رسیده بودن میوه توصیه می‌شود آن را بو بکشید. میوه‌های تازه و رسیده عطر و بوی خوبی دارند اما میوه‌های مانده این بو را ندارند. به بافت میوه هم توجه کنید؛ مثلا وقتی به یک کیوی دست می‌زنید و متوجه می‌شوید که شل و آبکی است، معنایش این است که بیش از حد رسیده است و بهتر است از خیر خریدش بگذرید. در صورتی که مقدار زیادی میوه خریداری کرده‌اید و مصرف آنها مدت زیادی طول می‌کشد بهتر است آنها را نشویید و نشسته نگه‌شان دارید؛ چرا که میوه‌های نشسته ماندگاری بیشتری دارند.

و اما میوه‌های مانده

همان‌طور که گفتیم بهترین راه برای جلوگیری از خراب و فاسد شدن میوه‌ها آن است که به اندازه مورد نیاز میوه بخریم اما درصورتی که باز هم میوه‌ها اضافه آمده و تازگی خود را از دست داده‌اند قبل از اینکه پوسیده وخراب شوند می‌توانیم با پختن یا خشک کردن آنها هم تنوعی در تغذیه ایجاد کنیم و هم از اسراف جلوگیری کنیم؛ مثلا می‌توانیم سیب را بعد از پوست کردن بپزیم و پوره یا کمپوت یا مربا درست کنیم. از پوست برخی میوه‌ها نظیر پرتقال و لیمو هم می‌توانیم برای معطر کردن مرباها یا حتی برخی از غذاها استفاده کنیم و موزهای له شده را برای درست کردن پوره و شیرموز نگه داریم.

خشک کردن باقی‌مانده میوه‌ها هم روش دیگری برای استفاده از میوه‌های اضافی است اما این کار مهارت بالایی لازم دارد و باید لوازم مورد نیاز برای خشک کردن داشته باشیم. از اضافه انگور هم می‌توانیم برای درست کردن سرکه استفاده کنیم. برای نگهداری خیار نیز می‌توان آن را با آب ونمک شست وبعد از خشک کردن درون ظرف فلزی قرار داد و در یخچال گذاشت. انگور را هم درون کیسه نایلونی در جای خنک می‌توان تا چند روز نگهداری کرد. موز را نیز نباید در محلی که آفتاب و نور مستقیما به آن می‌تابد، گذاشت. در نور زیاد و گرما بسیاری از میکروارگانیسم‌ها فعال شده و سبب خرابی این میوه می‌شوند پس بهتر است چنین میوه‌هایی را در ظرفی که درب آن محکم بسته می‌شود، قرار داده و در یخچال بگذاریم.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 10:14 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

آش قليه (گيلان)


مواد لازم براي 4 تا 6 نفر:
گوشت چرخ‏ کرده                         200 گرم
پياز رنده شده                               1 عدد
لوبيا سفيد                                   130 گرم
نخود                                            100 گرم

هويج نگيني                                 3 عدد
کشمش پلويي                            150 گرم
قيصي                                          8 عدد
چغندر                                               1 عدد
سبزي*                                            500 گرم
آرد برنج                                             100 گرم
شکر                                                 3 قاشق‏ غذاخوري
سرکه                                               3 قاشق غذاخوري
آبغوره                                               يک دوم ليوان
نمک، فلفل                                       به ميزان لازم
نعنا داغ                                            به ميزان لازم
*خالولش، نعنا، تره، جعفري، گشنيز

طرز تهيه:
* نخود و لوبيا را که از شب قبل خيس کرده‏ ايد با 1 ليتر آب و کمي نمک روي حرارت قرار دهيد تا پخته شود.
* سپس آرد برنج را با 1 پيمانه آب مخلوط نموده و به لوبيا اضافه کنيد.
* هويج و چغندر را شسته، پوست گرفته، نگيني خرد کنيد و به آش اضافه نماييد.
* گوشت چرخ‏ کرده را با 1 عدد پياز رنده شده ورز دهيد و کمي فلفل و نمک افزوده با آن سر گنجشکي آماده کنيد و به همراه سبزي به آش بيفزاييد.
* قيصي و کشمش را نيم ساعت خيس کنيد. قيصي را خرد نموده با کشمش در روغن تفت دهيد و در آش بريزيد.
* سپس شکر، آبغوره و سرکه را مخلوط کنيد و به آش اضافه کنيد.
* در آخر نمک و فلفل را نيز اندازه نموده، آش را در ظرف بکشيد و مطابق تصوير روي آن را تزيين نماييد.
با تشکر از TAGHADOMS1   برای ارسال این مطلب.


مواد لازم براي 4 تا 6 نفر:
گوشت چرخ‏ کرده                         200 گرم
پياز رنده شده                               1 عدد
لوبيا سفيد                                   130 گرم
نخود                                            100 گرم

هويج نگيني                                 3 عدد
کشمش پلويي                            150 گرم
قيصي                                          8 عدد
چغندر                                               1 عدد
سبزي*                                            500 گرم
آرد برنج                                             100 گرم
شکر                                                 3 قاشق‏ غذاخوري
سرکه                                               3 قاشق غذاخوري
آبغوره                                               يک دوم ليوان
نمک، فلفل                                       به ميزان لازم
نعنا داغ                                            به ميزان لازم
*خالولش، نعنا، تره، جعفري، گشنيز

طرز تهيه:
* نخود و لوبيا را که از شب قبل خيس کرده‏ ايد با 1 ليتر آب و کمي نمک روي حرارت قرار دهيد تا پخته شود.
* سپس آرد برنج را با 1 پيمانه آب مخلوط نموده و به لوبيا اضافه کنيد.
* هويج و چغندر را شسته، پوست گرفته، نگيني خرد کنيد و به آش اضافه نماييد.
* گوشت چرخ‏ کرده را با 1 عدد پياز رنده شده ورز دهيد و کمي فلفل و نمک افزوده با آن سر گنجشکي آماده کنيد و به همراه سبزي به آش بيفزاييد.
* قيصي و کشمش را نيم ساعت خيس کنيد. قيصي را خرد نموده با کشمش در روغن تفت دهيد و در آش بريزيد.
* سپس شکر، آبغوره و سرکه را مخلوط کنيد و به آش اضافه کنيد.
* در آخر نمک و فلفل را نيز اندازه نموده، آش را در ظرف بکشيد و مطابق تصوير روي آن را تزيين نماييد.
با تشکر از TAGHADOMS1   برای ارسال این مطلب.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 10:13 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

کیک تولد


مواد لازم :

آرد       1/2-1  پیمانه
تخم مرغ        6 عدد
كرم تارتار      1 قاشق چایخوری
رنده پوست پرتقال          2 قاشق چایخوری
وانیل شكری       1/4  قاشق چایخوری

شكر       1 پیمانه
نمك         1/8 قاشق چایخوری
بیكینگ پودر         1قاشق چایخوری

طرز تهیه :

فر را روی 350 درجه فارنهایت روشن كنید , سفیده و زرده تخم مرغ را جدا نموده , زرده ها را با نصف شكر , وانیل شكری و رنده پوست پرتقال مخلوط كرده با همزن برقی بزنید تا كرم رنگ شود . سفیده تخم مرغ و كرم تار تار را جداگانه زده تا كف كند . سپس مابقی شكر را اضافه نموده و زدن را ادامه می دهیم تا زمانی كه جای پره های همزن روی آن محو نشود و هنگامیكه ظرف سفیده را بر می گردانیدنریزد .

سفیده را به زرده ها اضافه نموده یكی دو بار با قاشق چوبی یا لیسك بصورت دورانی مخلوط كنید و آرد , نمك و بیكینگ پودر را الك نموده به مایه فوق الذكر اضافه كنید , به آرامی مواد را مخلوط نموده . یك قالب گرد به قطر 25 سانتی متر كه كف آن را كاغذ روغنی انداخته اید و كف آن را با روغن مایع چرب كرده اید مایه آماده را در قالب بریزید, و در پنجره وسط فر قرار داده به مدت 45 الی 50 دقیقه بماند.

کیک تولد را میتوانید با سلقه خود تزیین نمایید.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  | 

طرز تهیه لازانيا


مواد لازم براي دو نفر:

خمیر مخصوص لازانیا 9 تكه
سوسیس 3 عدد متوسط
پنیر پیتزا رنده شده يك بسته بزرگ

قارچ 5 عدد بزرگ
پیاز يك عدد متوسط
رب گوجه فرنگی 3 قاشق سوپخوری
فلفل سبز دلمه اي يك عدد بزرگ

گوشت چرخ كرده  300 گرم
نمک و فلفل و ادويه لازانيا به مقدار لازم

طرز تهيه :

ابتدا پياز را خورد كرده و سرخ كنيد. زمانيكه طلايي شد، گوشت چرخ كرده را به آن اضافه كنيد. پس از سرخ شدن، سوسيس، قارچ و فلفل دلمه اي خورد شده را اضافه و سرخ كنيد. رب را در ظرفي با آب جوش مخلوط كنيد و ادويه ها در آن بريزيد و مخلوط كنيد سپس به بقيه مواد اضافه كنيد.

در قابلمه اي مناسب آب جوش بياوريد و يک قاشق غذا خوري روغن مايع و نمک به آب اضافه کنيد و ورقه هاي لازانيا را داخل آن قرار دهيد و بگذاريد 5 دقيقه بجوشد تا كاملاً نرم شوم ولي له نشود. سپس ورقه ها را از آب خوش داخل صافي بريزيد و آب سرد روي آن ها بگيريد تا به هم نچسبد.

يك ظرف مناسب مستطيل شكل انتخاب كنيد و 3 ورقه لازانيا را در آن كنار هم بچينيد. مواد آماده شده را به مقدار لازم روي ورقه ها بريزيد و با پنير پيتزا روي آن را بپوشانيد. ظرف را به مدت 2 دقيقه در ماكروفر قرار دهيد و سپس خارج كنيد. 3ورقه ديگر لازانيا را روي مواد قرار دهيد و اين كار را تكرار كنيد و 3ورقه آخر را به عنوان پوشش بر روي سطح مواد قرار دهيد.

ظرف را به مدت 15  دقيقه در ماكروفر قرار دهيد و سپس غذا را سرو كنيد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط Ali Gooshbor  |